آرمان - وزارت آموزش و پرورش نقش مهمی در کشور دارد، چون یک وزارتخانه کلیدی است. در واقع این وزارتخانه تربیت نیروی انسانی را از کودکی بر عهده دارد و برای آینده کشور بسیار مهم است. از سوی دیگر، بزرگترین وزارتخانه کشور بهلحاظ تعداد دانشآموزان، معلمان، کارمندان و... است. بنابراین باید در وزارتخانه آموزش و پرورش فردی متعهد، متخصص کارآزموده و امتحانپسداده بهعنوان وزیر گمارده شود که بتواند وزارتخانهای به این عظمت را ساماندهی کند. از سوی دیگر، وزارت آموزش و پرورش مشکلات بسیاری دارد و برای حل این مشکلات باید تدابیری اتخاذ شده و چاره اندیشی صورت گیرد. همچنین این وزارتخانه نیازمند روابط عمومی و تیم قوی است که بتواند در مسیر درست هدایت شود. آقای علی اصغر فانی، وزیر سابق آموزش و پرورش فردی انقلابی و مجرب بود و در حوزه آموزشی کار کرده و تخصص داشت. از این رو آقای حسن روحانی، رئیسجمهور برای معرفی وزیر پیشنهادی در وزارتخانه آموزش و پرورش در دولت دوازدهم باید همه این موارد را در نظر بگیرد، چرا که وزیر پیشنهادی باید از آقای فانی قویتر باشد تا بتواند وزارت آموزش و پرورش را به خوبی هدایت کند.
شناختی از وزیر پیشنهادی ندارم
شناخت زیادی نسبت به برخی افرادی که معرفی شدهاند، ندارم، اما اگر این افراد از توان لازم برخوردار نیستند نباید خودشان مسئولیت وزارتخانهها را بهعهده بگیرند که بعد نتوانند پاسخگوی مردم باشند، مگر اینکه تیم داشته باشند و آن تیم کمک کند که این مسئولیت را به خوبی بر عهده بگیرند. از سوی دیگر، معلمان و دانشآموزان هم توقع دارند فردی وزارت آموزش و پرورش را بر عهده بگیرد که این وزارتخانه را از هر جهت نجات دهد. بنابراین وزیر جدید در دولت دوازدهم باید برای وضعیت موجود و ارتقای کمی و کیفی آموزش و پرورش برنامهریزی کرده و تلاش کند. او همچنین باید شأن و منزلت معلمان را در نظر بگیرد. البته من در مورد آقای محمد بطحایی اطلاعات چندانی ندارم و باید زندگینامه و برنامه ایشان را بخوانم تا بتوانم قضاوت دقیقی داشته باشم، ولی در نگاه کلی بهنظر میآید یک وزیر در آموزش و پرورش باید ویژگیهایی را که عرض کردم داشته باشد.
الزامات در وزارت آموزش و پرورش
مشکلات وزارت آموزش و پرورش به نگرش ما برمی گردد. تا زمانی که برای وزارت آموزش و پرورش سرمایهگذاری نکنیم و به آن بها ندهیم، وضعیت آن بهبود نمییابد، به این معنا که وزارت آموزش و پرورش آیندهساز کشور است و نباید به صورت جاری به آن بپردازیم، یعنی بودجهای که صرف آن میشود نباید بودجه جاری باشد، بلکه وزارت آموزش و پرورش نیازمند بودجه سرمایهگذاری است. در واقع نگاه فرهنگی و داشتن نگرش جدید به وزارت آموزش و پرورش ضروری است، در غیراین صورت راه به جایی نخواهیم برد. از سوی دیگر، وزارت آموزش و پرورش باید از نظر کمی و کیفی تقویت شود، چرا که تعالی و ارتقای یک کشور در گرو وزارت آموزش و پرورش و دانشآموزان آن است. از این رو باید مشکلات اقتصادی و معیشتی فرهنگیان را مدنظر داشته باشیم، نه اینکه بگوییم معلمان باید رفاه داشته باشند و همین که بتوانند معاش خود را تامین کنند، کافی است، چرا که معلمان فارغ از معاش باید به فکر ارتقای دانشآموزان باشند. بنابراین وزارت آموزش و پرورش باید به معلمان خود بها داده و از نظر معیشتی مشکلات آنها را از بین ببرد. این در حالی است که باید معلمان از آموزش ضمن خدمت نیز بهره مند باشند و به روزرسانی روشهای آموزشی را تعلیم ببینند. در واقع روشهای جدید در وزارت آموزش و پرورش برای تربیت دانشآموزان ضروری است. از سوی دیگر، با مشکلات سختافزاری و نرم افراری در حوزه آموزشی مواجه هستیم که باید مورد توجه قرار گیرد تا به این طریق وزارت آموزش و پرورش جایگاه خود را پیدا کند. آنگاه است که شاهد رشد آموزشی و تربیتی در بین دانشآموزان خواهیم بود، چرا که وقتی بستر مهیا باشد مسیر ارتقا زودتر پیموده میشود.
ضرورت عدالت در پرداختیها
روند وزارت آموزش و پرورش نه در دولت یازدهم بلکه در همه دولتها مناسب نبوده است، چرا که نگرش به وزارت آموزش و پرورش غلط است. ما اگر بخواهیم کشور سالمی داشته باشیم باید تغییر نگرش بدهیم، همانطور که امام خمینی (ره) فرمودند فرهنگ اساس کار است. ما باید نگرش به وزارت آموزش و پرورش را عوض کنیم و به معلمان اهمیت دهیم، بهگونهای که معلمان مجبور نشوند برای تامین معیشت خود چند شغل داشته باشند، چون وقتی معلمی دارای چند شغل باشد خود، آموزش و دانشآموز را فراموش میکند. بنابراین تا زمانی که معلمان مشکلات معیشتی داشته باشند نمیتوان بسیاری از مشکلات را رفع کرد، چرا که فکرشان دائما درگیر این مساله است. به عبارت دیگر عدالت در پرداختیها و شخصیت دادن به معلمان باید رعایت شود. برای مثال در کشور برخی درآمدهای آنچنانی دارند، ولی پرداختی معلمان ناچیز است، حتی بعضی معلمان حق التدریسی هستند و وضعیت درآمدشان بسیار اسفناکتر است. از این رو ما چه توقعی داریم که آنها دانشآموزان را به درستی تربیت کنند؟ باید شرایط معلمان از نظر معیشتی و مالی تقویت شود. از سوی دیگر، باید روشهای تحقیق و کیفیت مسائل آموزشی نیز ارتقا یافته و بیشتر هدفمند شود. به عبارت دیگر باید بدانیم به چه منظوری دانشآموزان را در مدارس نگه میداریم. باید اهداف مشخص شوند. در واقع آموزش بهلحاظ کیفی باید مورد توجه قرار بگیرد.
تغییر نگرش به حوزه آموزشی الزامی است
اصلاحات در وزارت آموزش و پرورش وظیفه وزیر نیست. حاکمیت باید به حوزه آموزشی نگرش جدی داشته باشد. وزیر بودجه را از کجا میگیرد؟ وقتی دولت در برنامهریزیهای کلان بودجه مورد نیاز را برای وزارت آموزش و پرورش در نظر نمیگیرد و عنوان میشود که آموزش و پرورشیها زیاد هستند و برای آنها کاری انجام نمیشود، چه کاری از دست وزیر برمی آید؟ وزیر آموزش و پرورش همین که بتواند وضعیت موجود را حفظ کرده تا باقی بماند، کارکرد خوبی داشته است. تغییر در وضعیت وزارت آموزش و پرورش قطعا تغییر نگرش حاکمیت و دولت را میخواهد و باید هر چه زودتر نگرش نسبت به آموزش و پرورش دگرگون شود. با وجود این، امیدواریم در دولت دوازدهم وضعیت وزارت آموزش و پرورش بهبود یابد تا بیشتر شاهد بسترسازی و شکوفایی دانشآموزان و کادر آموزشی باشیم، چون همانطور که اشاره کردم با تربیت دانشآموزان کشور در مسیر توسعه قدم میگذارد.