آرمان - در مورد واکنش برخیها پیرامون سلفی نمایندگان مجلس تعجب میکنم. طوری فریاد وافرهنگا سر میدهند که انگار در سیاره دیگری زندگی میکنند و از اوضاع جامعه ایران بیخبرند. مگر نمایندگان مجلس، انسانهای آموزشدیده و با فرهنگی متمایزند که از آنها انتظار داریم طور دیگری رفتار کنند؟ مگر کسی جایی بذری کاشته است که انتظار دارد نمایندگان محترم مجلس محصول متفاوتی به جامعه عرضه کرده و طور دیگری (همانطور که ما انتظار داریم) رفتار کنند؟ اگر پاسخ شما به این سوال مثبت است، پس هیچ دلیلی برای دلخوری وجود ندارد؛ آنها رفتارهای روزمره ما در کوچه و خیابان را نمایندگی میکنند و در رفتارشان نکته عجیب و غریبی مشاهده نمیشود. اتفاقا آن عکس مرا یاد صف طولانی و رفتار برخی برای سلفی با مسی تقلبی (رضا پرستش) انداخت که همه از کول یکدیگر بالا میرفتند. برخی پا را فراتر گذاشته و امضا میگرفتند و گویی دنیایی را فتح کردهاند. اما اگر پاسخ شما به سوال بالا منفی است و انتظار رفتار متفاوتی از نمایندگان مجلس داشتید و مثلا انتظار داشتید که آنها به خاطر آبروی ملی هم که شده ظاهر را حفظ میکردند، پس شما معتقد به نوعی ساختار فریب هستید. اروینگ گافمن جزو اولین کسانی است که به ساختار فریب در کنشهای اجتماعی اشاره کرده و بر اساس آن مدل نمایشی خود را ارائه کرد. او صحنه جامعه را به سه بخش جلو صحنه، پشت صحنه و خارج از صحنه تقسیم میکند. او معتقد است که افراد در جلو صحنه بخشهایی از رفتار خود را به نمایش میگذارند که باعث تایید و تشویق دیگران شود. آنها میدانند که در جلو صحنه دوربینها و نظارت تماشاچیان وجود دارد، پس سعی میکنند تا حد امکان «خود» و رفتار واقعی خود را پنهان کرده و تصویری زیبا و موقر از خود ارائه دهند. اما پشت صحنهای هم وجود دارد؛ جایی که واقعیتهای جلو صحنه، وا پس زده میشوند و ممکن است انواع کنشهای غیررسمی اتفاق بیفتد. در اینجا برخی رفتارها و شوخیهایی که در فضای جلو صحنه زشت و قبیح تلقی میشوند، طبیعی شمرده شده و اتفاقا افراد بخشی از خود واقعیشان را به نمایش میگذارند. نکته اینجاست که اجراکنندگان نقش، فکر میکنند که هیچ یک از افراد جلو صحنه، در پشت صحنه ظاهر نمیشوند. بهطور کلی گافمن در تعاملات اجتماعی و در پس کنشهای متقابل، به نوعی «فریب» اشاره میکند که برای حفظ نظم اجتماعی و نیز نظم اخلاقی جامعه ضروری است. در مورد سلفی نمایندگان، موضوع اینجاست که برخی از آنها با تمامشدن مراسم تحلیف، یک لحظه مرز جلو و پشت صحنه را فراموش کردند و رفتار پشت صحنه و البته روزمره آنها مورد قضاوت تماشاگران جلو صحنه قرار گفت. آنها به بینزاکتی متهم شدند، چراکه رفتارشان با نشانهها و رفتارهای مورد انتظار از یک نماینده مجلس فاصله داشت؛ نشانههایی که طی سالها از سوی رسانههای جمعی برای ذهن ما ساخته شده و امروز به نفع رویکردهای ذهنی ما بازخوانی میشوند. اجازه دهید بحث را کوتاه کنیم. فارغ از واکنشهای سیاسی و واکنشهایی که تلاش میکند عصبانیت خود از رویکردهای ضد زن سپهر سیاسی ایران را بر سر این ماجرا خالی کند، اجازه دهید موضوع را اینچنین جمعبندی کنم؛ اگر رویکرد شما این است که آنها باید رفتاری متمایز از خود نشان میداده و جور دیگری رفتار میکردند، پاسخ من این است که آنها هم مثل من و شما، خروجی یک سيستم آموزشي مشابه هستند و دلیلی ندارد انتظار رفتار متمایزی از آنها داشته باشیم؛ و اگر واكنش شما این است که آنها چون نماینده مجلس هستند، باید حداقل آبروی ملی را نگه میداشتند و ظاهر را حفظ میکردند، پاسخ من این است که آنها برای لحظهای حضور عکاس محترم را فراموش کردند و خود واقعیشان را به نمایش گذاشتند؛ مثل خیلی از ما که پیدا و نهانمان متفاوت است و این روایت زندگی در جامعهای است که اكثريت در حال بازی و نمایش هستند. بهتر است به جای خالیکردن عصبانیت خود، به فکر بهبود سیستم آموزشیمان باشیم؛ سیستمی که هماکنون در حال آموزش و تربیت نمایندگان آينده است.