آرمان - خبر را که خواندم دیگر خوابم نبرد. شاید خیلیها اصلا این خبر را ندیده باشند و آنانی که دیدهاند نیز احتمالا به عنوان یک خبر بیاهمیت از کنار آن گذشته باشند، اما برای من خبر نشاطآوری بود که خواب را از سرم پراند. برای من نشانهای بود از رسیدن جامعه ما به یک نقطه عطف تاریخی. نقطهای که در آن دیگر کسی نمیتواند با نشان دادن شکلاتهای اقتصادی، جامعه را به کرنش وا دارد. جامعه دارد میفهمد که معمولا پولهای دولتی هر جا خارج از قاعده برود، باید منتظر آفتها و آسیبهای بزرگ اجتماعی، فرهنگی و یا زیستمحیطی باشیم. بنابراین دیگر نمیشود با پخش کردن پول جامعه را فریب داد. این درک و بلوغ را البته جامعه در انتخابات ریاست جمهوری اخیر نیز نشان داد و گفت که دیگر با شکلات یارانه، فریب نخواهد خورد. اما خبر چه بود؟ در ۴ مرداد خبرگزاریها نوشتند: «مردم مانع کلنگزنی پتروشیمی دشتستان توسط وزیر صنعت شدند.» خلاصه داستان این که وقتی مقامات استان بوشهر با برنامهریزی قبلی و با سلام و صلوات وزیر صنعت را برای کلنگزنی به محل احداث پروژه پتروشیمی دشتستان میبرند با حدود دو هزار نفر از مردم منطقه مواجه میشوند. اما آنان نیامده بودند تا در اطراف مقامات هلهله کنند و با کلنگزنی یک پروژه عظیم اقتصادی به خلسه بروند و نقل و نبات پخش کنند و گاو و گوسفند به زمین بزنند که خدا را شکر بالاخره منطقه ما هم به داشتن کارخانه پتروشیمی مفتخر شد؛ بلکه آنان آمده بودند تا خیلی مدنی و محترمانه با نمایش نوشتههایی مخالفت خود را با احداث این پروژه در آن مکان اعلام کنند و علت آن را هم نداشتن مجوزهای زیستمحیطی، نامعلوم بودن محل تامین آب پروژه و نیز نامشخص بودن محل دفع پساب صنعتی آن ذکر کردهاند. وزیر دولت هم بدون آن که مردم را به فریبخوردگی و عامل استکبار بودن متهم کند تنها گفته است «در عمر کاریاش برای اولین بار شاهد چنین رفتار اعتراضآمیز برای شروع عملیات اجرایی یک پروژه بزرگ صنعتی است» و بدون کلنگزنی، منطقه را ترک کرده است. آری ما داریم کمکم یاد میگیریم. اکنون اجازه میخواهم برای منطقه دشتستان بوشهر لقب پر افتخار «شمالِ جنوب» را برگزینم؛ نه به این خاطر که در شمال بوشهر واقع است یا آبوهوایش شمالی است، بلکه به این خاطر که مردمی در منطقهای کمتر برخوردار و انباشته از بیکاری جوانان، با رفتاری از جنس «توسعه یافتگی» از منافع بلندمدت خود و نسلهای آینده حفاظت کردهاند. در ادبیات سیاسی توسعه، مناطق و کشورهای توسعهیافته را «شمال» و مناطق و کشورهای توسعهنیافته را «جنوب» مینامند. مردم دشتستان در دلِ جنوب، رفتاری «شمالی» از خود بروز دادهاند و با این رفتار، موفق به اثرگذاری بر تصمیم مقامات نیز شدهاند و این نشانه امیدوارکنندهای است. خاطرم هست که در نشستی که چند سال پیش با فعالان اقتصادی و مدنی در شهر پارسیان داشتم در پاسخ به نگرانی آنان از احداث یک منطقه عظیم صنعتی برای تمرکز صنایع انرژیبَر در حد فاصل عسلویه و پارسیان و این که میگفتند به زودی یک عسلویه دوم در این منطقه شکل خواهد گرفت که محیط زیست منطقه را نابود خواهد کرد، گفتم: هیچ راهکاری ندارید جز انسجام مدنی و گسترش شبکههای اجتماعی برای تحمیل ضوابط قانونی زیستمحیطی به این صنایع؛ ضوابطی که طبق قانون باید رعایت کنند و به خاطر برخی بیکفایتیها چنین موضوع مهمی رعایت نمیشود که اگر بخواهند رعایت کنند بسیاری از آن پروژهها غیر اقتصادی خواهند بود و اصولا احداث نخواهند شد. کوتاه سخن: جوانههای بلوغ در کشور ما در حال سرزدن است و این حرکت که در دشتستان انجام شد به عنوان یک حرکت نمادین و نقطه عطفی در کنشگری مدنی در کشور ما ثبت خواهد شد.