آرمان - در حال حاضر دو مساله مهم وجود دارد که سیاستهای اقتصادی دولت را خنثی میکنند. در صورت حل شدن این دو مساله میتوان امیدوار بود سیاستهای اقتصادی دولت دوازدهم اثر بخش باشند. یکی از این مسائل مربوط به سیستم بانکی و مطالبات معوقه بانکهاست که آنها را در تنگنا قرار میدهد. در واقع بانکها باید به دنبال مطالبات معوقه بزرگ باشند، زیرا وثیقههای آنها بهگونهای است که قابل پرداخت خواهد بود. در واقع بدهیها به قدری بزرگ است که نه وثیقهها پاسخگوی آنها هستند و نه ارادهای برای وصول آنها وجود دارد. مشکل بانکها، مطالبات معوقه آنهاست که وصول نشده و آنها را در خط ورشکستگی قرار داده و بانکها را زیانده کرده است. بنابراین مدیرعامل بانکها باید این موضوع را در روند کاری خود مورد توجه قرار دهند. دومین مساله مربوط به واردات غیر رسمی است که تا زمانی که این نوع از واردات غیر مجاز در بازار وجود داشته باشد، مشکلی حل نخواهد شد. در همه جای دنیا واردات و صادرات وجود دارد، اما تنها با یک تفاوت که ایران مانند دیگر کشورها تعرفهمند نیست. تعرفه مندی به این معناست که کشورها با تعییندرصدهایی برای اقلام گوناگون مورد نیاز خود، واردات خود را کنترل میکنند. با این برنامهریزی هم تولیدیهای خود را در رقابت نگه میدارند و هم با مشکل بیکاری کارگران از کارخانهها و تولیدیها رو به رو نخواهند شد. بسیاری از واردات هم که از مجاری رسمی صورت میگیرد با مشکلات دیگری مواجه هستند. با این شرایط ما نمیتوانیم تولید داخل را توسعه دهیم و به کیفیت آن بیفزاییم. در این صورت هرگونه سیاست دولت مربوط به تولید و اشتغال خنثی میشود. دولت باید اراده و عزمی قوی داشته باشد تا جلو این واردات غیر مجاز را بگیرد، زیرا همین مساله مانعی برای تولید نیز محسوب میشود. دولت دوازدهم میتواند برای چالشهای اقتصادی که وجود دارد اولویت بندی کند، ولی تا زمانی که این دو مساله حل نشود معضلات اقتصادی از بین نخواهد رفت. همچنین از جایگاه اقتصادی که ایران باید در جهان داشته باشد سالها فاصله داریم. درواقع نمیتوان گفت این جایگاه بایددرصدی از جمعیت ما باشد و چون کشور ما یک درصد جمعیت جهان را دارد پس باید یکدرصد مبادلات را هم داشته باشد یا باید جایگاه صنعتی خود را تقویت کنیم. در حال حاضر جایگاهی که در تجارت جهانی داریم بیشتر به عنوان صادرکننده نفت و گاز و در نهایت مواد پتروشیمی و پالایشی است و در زمینههای دیگر حرف زیادی برای گفتن نداریم. ما باید کیفیت تولیدات داخلی خود را ارتقا دهیم. وقتی مصرفکننده داخلی نتواند از محصولات داخلی استفاده کند، چه انتظاری است که تولید ما در خارج از کشور حرفی برای گفتن داشته باشد؟ تجارت جهانی ما با دو مسالهای که گفته شد مغایرت دارد. اگر قرار است ما حرفی برای صادرات داشته باشیم، باید بتوانیم سرمایهگذار خارجی که بازار عمدهای از جهان را در دست دارد جذب کنیم.