بستن
کد خبر: ۳۲۴۰۲

تهران از دسترس خارج است

تهران از دسترس خارج است
الهام فخاری - منتخب مردم تهران برای شورای پنجم

آرمان - جامعه دربردارنده بخش‌ها، گروه‌ها و دسته‌هاي گوناگون است. سرمايه ها، فرصت ها، دستاوردها و پيامدهاي زندگي اجتماعي باید از آن همه جامعه و براي رشد مشترك باشد. همه اقشار جامعه يعني افراد كم‌توان و توانمند، تندرست يا بيمار، كودك، جوان يا كهنسال، زن يا مرد، بالا شهری یا پايين شهری، ساکنان گوشه يا مركز شهر بايد دست كم از فرصت‌هاي دسترسي و كمينه‌اي از خدمات برخوردار باشند. آنچه امروز در شهرها به ويژه تهران مي‌بينيم گوياي برابري دسترسي و برخورداري از كمترين خدمات نيست. اين كاستي نه به دليل ناديده گرفتن، بلكه برخاسته از روش‌ها و رويكردهايي است كه حتي يك مدير با ايده و انگيزه را درمانده می‌کند.

دیده نشدن افراد با نیازهای ویژه در شهر

به سيما و رخدادهاي شهر بنگريد؛ حتي در مقايسه با گذشته شمار كمتري از افراد با نيازهاي ويژه را در زندگي روزمره مي‌بينيم. اين بخش از جامعه كجا رفته‌ اند؟ در گوشه‌هاي شخصي خانه‌هايشان پنهان شده‌اند؟ چرا ما نگران نبود بخش‌هايي از جامعه در زندگي روزمره‌مان نيستيم؟ چرا نگران نديدن كودكان و سالمندان در فضاها و رخدادهاي عمومي شهر نيستيم؟ زندگي روزمره شهري زندگي عبوري شده است، مفاهیمی مانند زيست و درخواست‌های برخی شهروندان و حضور فیزیکی آنها را كمتر مي‌بينيم. وقتي قرار باشد زندگي عبوري بر زندگي با تامل غلبه داشته باشد، آنها كه در اين عبور روزانه كم‌توان‌تر، ديرتر، دورتر يا كم‌شتاب‌تر باشند، جا گذاشته، كنار زده و ناديده گرفته مي‌شوند. اين وضعيت كنوني ما در تهران است. این بدین معنی است که كودكان يا سالمندان، زنان باردار، افراد با نيازهاي ويژه و گردشگران يا به زحمت مي‌افتند يا مزاحم زندگي عبوري پرشتاب روزمره دیگران مي‌شوند. ما نيازمند بازشناسي، ارزشيابي و دگرگون كردن فلسفه، روش و محتواي زندگي‌مان در شهر هستيم. نمي‌شود با ملغمه‌اي از فلسفه‌ای که رقابت و شتاب را به رسميت مي‌شمارد، چشمداشت درنگ و معناسازي و آرامش داشته باشيم، حتي اگر شعار ديواري خوش رنگ و آب در ستايش مادر بودن روي سازه‌ها نقاشي شود. هرچه در اين شهر تابلو و نقاشي هست، با هدف سازنده و خوب است، اما وقتي در زيست شهري مادر نه پياده‌راه دارد، نه امكان بهره‌مندي از چرخ دستي كالسكه يا سه چرخه دارد و ايمني آمد و شد به همراه فرزندش يا هنگام آبستني برای او فراهم نیست و جامعه‌شهري با او همدل و مهربان رفتار نمي‌كند، شعار به چه كار می‌آید؟

بازگشت همه افراد جامعه به شهر

براي بازگشت بخش‌هايي از جامعه كه با خودمحوري و شتاب به حاشيه رانده‌ايم، همه ما مسئول هستيم و بايد تلاش كنيم. نهادهاي دولتي و غيردولتي چه سازوكاري براي كار افراد با نيازهاي ويژه انديشيده‌اند؟ رفتار از بالا و فرادستانه ما با افراد با نيازهاي ويژه به خودباوري و حضور موثر آنها آسيب مي‌زند. در فعاليت‌هاي شهري براي خوداشتغالي و كنشگري افراد با نيازهاي ويژه فضا، فرايند و فرهنگ لازم ديده نشده است. اگر در فلسفه زندگي‌شهري بازنگري كنيم، مي‌توان سبك زندگي متفاوتي ساخت. شهري كه خانه همه مردم باشد، زمينه‌ساز تعامل، همياري، همدلي مردم باشد و روابط بين نسلي را براي بهبود زندگي معنادارتر كند، هدف ماست. براي برآورده شدن اين نياز و رسيدن به هدف، بايد سازه‌هاي كالبد شهري از جمله گذرگاه ها، پياده‌راه ها، ورودي هاي ساختمان‌ها و فضاهاي عمومي بازسازي شوند. در فضاي شهري بايد به پيش‌بيني مكان هايي براي توسعه كسب و كارهاي گروه‌هاي ويژه بها داد كه البته كارهاي ارزشمندي هم در سال‌هاي قبل در اين زمينه آغاز شد.

لزوم فرهنگ شهروندی همیارانه

بخش ديگر مسئوليت ما فرهنگ شهروندي هميارانه است كه كار مشترك بين چند نهاد، سازمان‌هاي مردمي و همكاري مردم را نياز دارد. دگرگوني‌هاي فرهنگي و بازآفريني اجتماعي نيازمند شكيبايي و كار برنامه دار است. ما نيازمند بازنگري در جامعه پذيري شهروندان هستيم. اين كار بيش از همه از راه آموزش، رسانه و تمرين اجتماعي شدني است. آموزش فرايند پيچيده‌اي دارد، ولي می‌تواند فراورده و پيامدهاي ماندگاری بر جا بگذارد. فراورده كار ما اگر بهبود انسجام اجتماعي، ساماندهي هويتي، بهبود هويت ملي و همدلي و همياري باشد به مراتب بيشتر از سازه هاي غول پيكر و بزرگراه‌ها براي ايران سودمند است. البته كه اين اولويت‌ها نافي يكديگر نيستند. حضور فعال و شاداب سالمندان براي جامعه بركت و پويايي داشته و دارد. ما نبايد سرمايه‌هاي گرانقدر جامعه را به بايگاني بسپريم. تا آخرين دقيقه زندگي شهروندان مي‌تواند سازنده و پربار باشد. براي بهبود فرايندها و محتواي زندگي شهري، مركز آفرينش‌هاي شهري و شهروندي را برنامه‌ريزي و پيشنهاد كرده‌ام. در اين مركز استارت آپ هاي اجتماعي به ويژه مورد توجه هستند و از راه نوپردازي و به كارآوري ايده‌ها مي توان براي بازگشت شاداب و اثربخش گروه هاي ويژه پيشنهادهاي خوب اقتصادي با تكيه بر فضاي كار خصوصي ارائه كرد. بازشناسي و تغيير فلسفه كار در شهر راهگشا و چاره ساز بسياري از دشواري ها، موازي كاري‌ها و حتي متعارض‌كاري‌‌هاست. تا زماني كه فرهنگ حاكم بر جامعه بر پايه چيرگي(سلطه) قوي بر ضعيف در همه نمودها (كودك-بزرگسال، برخوردار - نابرخوردار و...)، بي اعتمادي و ناهمدلي، و انكار مساله باشد تلاش‌هاي پراكنده و موردي اثر پايداري ندارد. شهر از آن همه نسل‌ها و براي همه اقشار است، باور به اين اصل است كه مي‌تواند ارزش‌ها و رفتارهاي در راستاي همدلي، تقاضا و زمينه سازي حضور موثر گروه هاي به انزواكشانده شده را اثربخش كند. تغيير در اين راستا نيازمند تغيير همزمان در سياستگذاري به سود و براي بهره‌مندي همه مردم، برنامه‌ريزي براي تغيير سازه‌ها و روش‌ها و رخدادهاي شهري و توجه ويژه در ارزشيابي‌ها به مفهوم برابري و فراهم سازي فرصت‌ها براي همه است. كاستي و كم كاري در يكی از اين حلقه هاي اين زنجيره كل كار را بي اثر مي كند. برابري و همزيستي و همدلي متغير كانوني كارها نبوده، هرچند در شعارها در دهه هاي اخیر بسيار از آن سخن گفته شده است. مگر مي شود در شهر از برابري بگوييم و هيچ يك از ما نپرسيم چرا مترو يا اتوبوس شرايط مناسب برای بهره مندي افراد كم‌توان را ندارد؟ ما همه مسئوليم. چگونه براي پيگيري كار شخصي خود ساعت‌ها وقت صرف مي كنيم و چرا براي ما به انزوا رفتن گروه هاي ويژه مساله نشده كه پيگيري كنيم؟ در فرهنگ روزمره ما ياري به كم توانان، كهنسالان، زنان سرپرست خانوار و گروه هاي ويژه ارزش‌هاي اجتماعي بوده و امروز با از ميان رفتن محله‌ها سپهري پديد آمده است كه بر خودمحوري، سود شخصي و شتاب براي رقابت استوار است.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی