آرمان - آرمان - آرزو ضیایی: افراد از کودکی بارها میشنوند که بدون تلاش نمیتوان موفق شد یا باید برای هر چه میخواهند زحمت بکشند. اما کودکان تا چه میزان این کلام را به صورت عینی در رفتارهای پدر یا مادر خود میبینند؟ چشمان نظارهگر کودکان همیشه شاهد و ناظر اعمال بزرگسالان است. آنها وقتی میبینند پدر یا مادر دروغ میگویند یا با هزاران روش نادرست و خطا در پی تحقق اهداف و آرزوهایشان برمیآیند به ناگاه متوجه تناقض حرفهای والدین با رفتارشان میشوند و از خود میپرسند اگر پدر یا مادر بدون زحمت به هر آنچه میخواهد میرسد چرا من نتوانم؟ واضح است از دل این خانوادهها کودکانی بیرون میآیند که به ظرفیتهای فردی خود بیتوجه و بیاعتمادند و راه راست را برای رسیدن به موفقیت راهی بسیار دشوار و غیرقابل دسترس میپندارند و در زندگی همواره به دنبال راههایی نادرست برای رسیدن به اهداف خود میگردند. حسن عشایری، پژوهشگر مسائل اجتماعی در گفتوگو با «آرمان» به آسیبشناسی علل انتخاب راههای میانبر توسط افراد برای رسیدن به موفقیت و مقاصد افراد میپردازد.
مهمترین علت برای راحتطلبی افراد و استفاده از راههای نادرست برای موفقیت را چه میدانید؟
الگوسازی افراد از یکدیگر علت اول این معضل است. وقتی فرد میبیند افرادی در جامعه بدون توجه به قوانین میانبر زده و به موفقیت میرسند راه خطا را انتخاب میکند. برای مثال اگر رانندهای خیابان یک طرفه را ورود ممنوع رفته، حقوق دیگران را زیرپا بگذارد، زودتر به مقصد رسیده و پلیس نیز او را کنترل نکند در نهایت افراد زیادی از این شیوه الگوبرداری میکنند و در نهایت افراد پایبند به قانون و اخلاق از این غافله عقب میمانند و این نوعی دچار سندرم عقب نمانده از قافله بودن است. افراد در ارتباطات اجتماعی خود الگوبرداری رفتاری میکنند و کودکان از والدین و معلمان خود الگو میگیرند و رسانهها نیز در این الگوسازی بسیار موثرند. اگر افراد جامعه میانبرها را راهی برای زود رسیدن به مقصد انتخاب کنند، این الگو کمکم فرهنگ، روش و راهکار مرسوم در جامعه میشود. متاسفانه اکنون اگر فرد بخواهد از راههای قانونی به مقصد برسد او را عقبمانده و مشکلدار میدانند. فساد اجتماعی جامعه به ویژه جوانها را در برگرفته است و این فساد اجتماعی در همه زمینهها مانند زمینههای اقتصادی، فرهنگی و... وجود دارد. فرد برای اخذ مدرک فوقلیسانس باید زحمت کشیده و بسیار سخت درس بخواند، اما اگر بخواهد راه میانبر را برود بسیار آسان است و مدرک میخرد. تجارب شخصی فرد در واقع یادگیریهای اجتماعی او هستند. اگر افراد یکی دو بار راه درست را انتخاب کرده و به بن بست بخورند، بنابراین به پیمودن راه نادرست سوق پیدا میکنند و این یک مساله خطرناک در جامعه است. گاهی نیز افراد در مشورت با خانواده و فامیل راه نادرست را انتخاب میکنند و آنها راههای میانبر را توصیه میکنند. به هر طریق استفاده از این میانبرها از توسعه فرهنگی و توسعه در جامعه جلوگیری میکنند. واضح است که باید برای رسیدن به مقصد تلاش کرد و رنج کشید. در شرق و غرب، دنیای امروز بر اساس کار انسان بنا شده و افراد برای رسیدن به موفقیت کجروی نکردهاند.
به اعتقاد شما چه تحولات اجتماعی در جامعه سبب میشود که افراد استفاده از راههای میانبر را مایه افتخار برای خود بدانند؟
به اعتقاد من دلیل آن بحران ارزشهاست و ترازوهای اخلاقی در جامعه باید با مقررات، مصوبات، شرع و قانونمندی اجتماعی و قراردادهای اجتماعی میزان شود. افرادی که به هر نحو با چهرههای سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی حشر و نشر دارند و بدون پیمودن مراحل مختلف به طبقات بالاتر اجتماعی میرسند در واقع درس بدی به افراد جامعه میدهند. شخص با خود فکر میکند که چرا باید سالها زحمت بکشد در حالی که فردی دیگر بیزحمت به یک شخصیت، حرمت و معیار کاذب میرسد و مقام مییابد. ارزشمداری کاذب این افراد باید در جامعه از بین برود تا افراد بدانند به سادگی نمیتوان به این جایگاهها رسید و جامعه باید در مقابل به موفقیت رسیدن این افراد مقاومت و ایستادگی کند. یک فرد دانشگاهی باید دائم اطلاعات خود را به روزرسانی کرده و آنها را کیفیت بخشد، کار تحقیقاتی کند و سپس بعد از پنج سال دانشیار شده و همچنان برای رسیدن به مقام استادی تلاش مضاعف کند. اما بسیاری افراد بدون احراز کیفیتهای مطلوب علمی به مقام استادی میرسند و به سیستم علمی و دانشگاهی کشور آسیب میزنند، تقلب علمی میکنند و با این کار سیستمهای آموزشی کشور را زیر سوال برده و از نظر برون مرزی آبروی جامعه علمی کشور را میریزند. افراد پایبند به ارزشهای اخلاقی باید در جامعه جایگاه خود را بازیابند و از پیشرفت افرادی که از راههای نادرست به موفقیت میرسند جلوگیری شده و در مواردی راه و روش آنها برای رسیدن به اهدافشان را برای جامعه افشا کرد. برای مثال پلیس راهنمایی و رانندگی باید برای افراد متخلف علاوه بر جریمهرانندگی جریمههای متنوع دیگری را در نظر بگیرد. برای مثال به آنها بگوید که شما این تخلف را انجام دادید تا یک ساعت زودتر به مقصد برسید، اما اکنون باید نیم ساعت توقف کرده، خیابان را تمیز کرده یا کار اجتماعی کنید. در این زمان است که رفتار اجتماعی جامعه در ریل صحیح خود قرار میگیرد. اگر فردی با دارا بودن دو مدرک دکتری در حد دیپلم شعور علمی و اجتماعی نداشته باشد ناخودآگاه اعتماد مردم به فرد و آن محیط علمی کاهش مییابد. به ویژه آنکه فرد دارای منصبی ارزشمند و مهم باشد. در واقع سیستم رشد اجتماعی از رشد فرد آغاز میشود. اگر افراد با انجام تقلب پاداش بگیرند و معیارهای اخلاقی جامعه اشتباه باشد در نهایت به وضعیت کنونی در جامعه میرسیم. عوارض جانبی وضعیت موجود در جامعه کاهش اعتماد عمومی است. اگر اعتماد جامعه از بین رود توسعه نیز اتفاق نمیافتد.
تربیت خانوادگی تا چه میزان بر تکیه افراد بر ظرفیتهای فردی آنها تاثیرگذار است و افراد چگونه به صورت اکتسابی در این زمینه آموزش میبینند؟
خانواده جایگاه تربیتی خود را دارد، اما مساله آموزش و پرورش و سیستمهای آموزشی و تربیتی و رسانههای سمعی، بصری و نوشتاری است. این سه باید در تربیت عمومی افراد جامعه جایگاه خود را پیدا کنند. در خانواده نباید همه امکانات را به سادگی در دسترس کودک قرار دهند و به او معنای قناعت و زحمت را بیاموزند. در مدرسه نیز باید الگوسازی کنند و افرادی از طبقه پایین جامعه را که به مناصب بزرگی از طریق تلاش رسیدند معرفی کنند. تاریخ ایران و دنیا پر از افرادی است که با زحمت و با تکیه بر ظرفیتهای فردی به جایگاههای رفیع علمی و هنری و... رسیدند. باید این افراد را به جامعه شناساند. بیشک فرزانگان هیچگاه یک شبه به مقام فرزانگی نرسیده و مرارتهای بسیار کشیدهاند. افرادی که با کلاهبرداری، پارتی بازی و بازی با جان ومال مردم به مقام رسیده اند باید مجازات و در رسانههای عمومی به مردم شناسانده شوند. آنها باید غرامت بپردازند، ممنوع الخروج و به جبران خطایشان به کارهای عامالمنفعه و فعالیت در سازمانهای مردم نهاد وادار شوند. جریمه مالی جوابگوی خطای این افراد نیست و فردی که به دلیل دزدی جریمه مالی میشود دوباره دزدی میکند.
آیا ترویج استفاده از راههای میانبر سبب بیاعتمادی و یاس در جامعه میشود؟
اعتماد و باور افراد خوب است و اصل بر برائت افراد است. قانون اهرم خوبی برای کنترل رفتار افراد است، اما افراد باید خود رفتارهایشان را کنترل کنند و در کنار آن به وسیله دیگران نیز کنترل شوند. شهروند باید یک الگوی اخلاقی یا میدانی داشته باشد و بداند که در جامعه با کجروی به جایی نمیرسد و اگر رسید در واقع سقوط اخلاقی کرده است. باید از تجارب کشورهای دیگر نیز درس گرفت. اخیرا رئیسجمهور یک کشور به دلیل سوءاستفاده مالی مدتها در زندان بود و مصونیت سیاسی نداشت. با حفظ احترام افراد باید دانه درشتهای اقتصادی و سیاسی متخلف را نیز شناسایی، بازخواست و در صورت اثبات جرم مجازات کرد.