آرمان - مشی کابینه دوم روحانی اعتدالگرایی است
برخلاف ادوار گذشته ریاستجمهوری، شاهد هستیم مجلس منتظر معرفی وزرای پیشنهادی نمانده و فراکسیونهای سیاسی اعم از اصلاحطلب، اعتدالی و حتی طیف منتقدان اصولگرای دولت در مجلس آستینها را برای لابیگری درباره چینش کابینه بالا زدهاند تا پیش از نهایی شدن لیست وزرا، در حد توان بر نظر رئیسجمهوری تأثیر بگذارند، اما غلامعلی دهقان، عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه، میگوید: عزم و اراده فراکسیون ولایی برای لابیگری بر سر کابینه امری غیرمنطقی است. فراکسیون امید هم باید حد تعامل را نگه دارد و وارد سهمخواهی نشود. مشروح گفتوگوی «نامهنیوز» با این چهره حزب اعتدال و توسعه را در ادامه میخوانید.
فراکسیونهای سیاسی مجلس حتی فراکسیون ولایی - که در گذشته دلواپسان و امروز طیف نزدیک به جمناییها هستند - کمیته تعامل برای رایزنی درباره چینش کابینه دولت آینده تشکیل دادند، نظر شما چیست؟ آیا اقدام آنها مطابق عرف سیاسی است یا پدیدهای جدید محسوب میشود؟
از آنجا که رئیسجمهور منتخب، لیست وزیران پیشنهادی را به مجلس معرفی میکند تعامل یا لابیگری قبل از رأیگیری پدیده غیرمترقبه و جدیدی نیست. در ادوار گذشته نیز چنین رویکردی را شاهد بودیم و به نظر میرسد در کشورهایی که باید پارلمان نظر نهایی را بدهد پدیده مرسومی است. در مجموع تا این حد کارکرد فراکسیونها میتواند برای تعامل با رئیسجمهور قابل قبول باشد. آنچه پسندیده نیست و میتواند مورد نکوهش و ملامت قرار گیرد، سهمخواهیهای غیرمنصفانه است. برای مثال اگر فراکسیونی که در رأی 24میلیونی آقای روحانی نقشی نداشته است، بخواهد وارد این بازی شود، به نظر میرسد نوعی بیانصافی است، اما قابل قبول است فراکسیونهایی که اعضایشان در ایام انتخابات تلاش وافری داشتند آقای روحانی در استانها رأی بالایی بیاورند، بتوانند حداقل براساس شناختی که از صاحبنظران و متخصصان فن در هر زمینهای متناسب با وزارتخانهای خاص دارند، دیدگاههای خود را منتقل کنند، اما این دوستان هم نباید فراموش کنند که رأی آقای روحانی، رأی جناحی نبود. پذیرفته است که اصلاحطلبان تمامقد از آقای روحانی حمایت کردند و انتظار دیگری هم از دوستان اصلاحطلب نمیرفت و اگر غیر این بود باید در اصلاحطلبی دوستان شک کرد، اما فراموش نکنیم رأی تشکیلاتی هر جریان خاص در ایران تقریبا مشخص است و در ادوار دیگر هم شاهد بودیم، برای مثال یک جریان سیاسی همانند اصلاحطلبی یا اصولگرا رأی سقف خود را داشت، آنچه انتخابات ادوار 76، 84 و 92 را متمایز میکند حضور آرای خاکستری است که نوعی سیالیت در آن وجود دارد و میتواند متناسب با شعارها و فضای انتخاباتی به گزینههای مختلف سوق پیدا کند. آنچه مسلم است اینکه رئیسجمهور منتخب نباید به بخش قابل توجهی از آرای خود که از همین آرای خاکستری است بیتوجه باشد و باید این اقشار را هم از خود راضی کند تا در آینده این بخش که تأثیرگذاری زیادی دارد، همچنان میل به حضور در انتخابات را داشته باشد. خلاصه آنکه اصل تعامل پذیرفته است، اما خواست غیرمنطقی و سهمگیرانه قابل پذیرش نیست و طبق قانون اساسی، رئیسجمهور منتخب مردم باید حرف آخر را بزند و در نهایت او هم نشان داده که به رأی مجلس تمکین میکند. همانطور که در سال 92 وقتی وزرای خود را معرفی کرد 3وزیر پیشنهادی رأی نیاوردند و بعد از مدتی افراد دیگری به عنوان وزیر پیشنهادی به مجلس معرفی شدند. امیدواریم با تعاملات درپیشگرفتهشده، کابینهای کارآمد، فراجناحی، ملی، متخصص و متعهد به آرمانهای بزرگ انقلاب شکل بگیرد.
درواقع شما میگویید اینکه فراکسیون مستقلان و امید کمیته تعامل برای چینش کابینه آینده تشکیل بدهند امری پذیرفته شده است، اما برای فراکسیون ولایی این امر را غیرمنطقی میدانید؟
بله، همین است. البته فراکسیون ولایی هم بخشی از مجلس را تشکیل میدهد و مورد احترام است، اما بالاخره رویکرد فکری و سیاسی آنها نشان داد که با رویکرد فکری - سیاسی آقای روحانی یکسان و همافق و همجهت نیست، بنابراین نباید انتظار زیادی هم داشته باشند.
برخی اصلاحطلبان برای تغییر کابینه درصد تعیین میکنند و میگویند 50درصد یا دوسوم کابینه باید تغییر کند. به نظر شما این حد از تغییرات ضرورت دارد؟
آنچه مسلم است اینکه آقای روحانی با توجه به تجربه دیرینهای که در مدیریت کشور دارد و با توجه به حضور در متن معادلات سیاسی کشور، یکی از افرادی است که شناخت کافی و وافی از عرصه سیاسی و مدیریت کشور دارد و میتواند متناسب با فضای سیاسی کشور در سال 96 و همچنین جایگاه ایران در روابط بینالملل، بهترینها را انتخاب کند. آقای روحانی نگاهی ملی و فراجناحی دارد. در کابینه اول اصلاحطلبانی همچون آقای ربیعی و خانم ابتکار، اعتدالیونی همچون واعظی، نوبخت و جنتی و اصولگرایانی همچون رحمانیفضلی حضور داشتند. با توجه به اینکه گسل سیاسی کشور همچنان بین اعتدال و افراط است، تندروی بهخاطر زمینهای که در داخل کشور دارد، میتواند سریع منسجم شود و از این نظر یک رقیب بالقوه و بالفعل به حساب میآید. کما اینکه در انتخابات ریاستجمهوری رأی 16میلیونی آورد که نشان از توان بالای مجموعه تندروها دارد. به نظر میرسد کابینه دوم آقای روحانی در قد و قواره کابینه اول باشد. اما کسانی که آماده هستند و آستینها را بهتر بالاتر میزنند و پاشنهها را بهتر ور میکشند، باید بیایند. وضعیت کشور ایجاب میکند مدیران توانمند، جوان، چابک، کارآمد و بهروز مسئولیتها را برعهده گیرند. اینکه چند درصد کابینه تغییر میکند، به نظر میرسد گمانهزنی جریانات سیاسی است و باید منتظر دو هفته آینده تا مراسم تحلیف و تنفیذ باشیم. چون فرهنگ دقیقه نودی هم بر کشور ما حاکم است.
برخی حزب اعتدال و توسعه را به سهمخواهی متهم میکنند و میگویند چون تمرکز خود را بر انتخابات ریاستجمهوری گذاشت الان دنبال آن است که از تغییرات کابینه بیشترین سهم و منفعت را ببرد. شما به عنوان عضو حزب اعتدال و توسعه بگویید آیا چنین برداشت و برنامهای وجود دارد؟
مشی اصلی کابینه دوم آقای روحانی همانند کابینه اول روحیه اعتدالگرایی است. اعتدال یک مشی و سلوک بوده که هم میتواند اصلاحطلب، اصولگرا و مستقل در این مسیر قرار گیرند. معتقدم مجموعه برجامیان اعم از اصلاحطلبان معتدل، مستقلها و اصولگرایان میانهرو، همچنان میتوانند جبهه بزرگی را تحت عنوان جبهه اعتدال پیگیر باشند. حزب اعتدال و توسعه نشان داده که به منافع ملی بیش از منافع جناحی میاندیشد و درخواست اضافه و سهمگیرانه نداشته و نخواهد داشت و به رأی و نظر رئیسجمهور پایبند و تمکین لازم را داشته و خواهد داشت و از حزب اعتدال و توسعه که از احزاب پیشروی مشی و سلوک اعتدالی در سالهای غربت این مشی بود، غیر از این هم انتظار نمیرود. مولانا میفرماید: «آرزو میخواه ولیک اندازه خواه»، این توصیه مولانا را برای جریانات سیاسی دیگر هم توصیه میکنیم.
عارف در بحث چینش کابینه آیا انتظارات شما را برآورده کرده است؟ چون دو دیدار با رئیسجمهور اخیرا داشت و گویا از دیدار اول خود زیاد راضی نبود که مواضعی انتقادی اتخاذ کرد. نظر شما درباره رویکردی که آقای عارف دارد دنبال میکند چیست؟
آقای عارف شخصیتی است که حسننیت خود را در عرصه سیاسی کشور ثابت کرده است و آن انصراف تاریخی او در سال 92 بود که باعث شد آقای روحانی همان مرحله اول به پیروزی دست پیدا کند و رئیسجمهور شود. به نظر میرسد تعامل آقای عارف با رئیسجمهور موضوعی عادی باشد و با توجه به شناختی که از آقای عارف وجود دارد بیشتر نوعی تعامل سازنده و نوعی پیشنهاد برخی شخصیتهایی که ممکن است از آنها غافل باشد در این دیدارها صورت گیرد. به نظر میرسد با توجه به مجموعه فضای سیاسی کشور این دو بزرگوار در نهایت به توافق سازنده و مثبتی خواهند رسید. آنچه مهم است نتیجه نهایی بوده و جای نگرانی وجود ندارد.