آرمان - هر مکتبی تعریفی خاص از سعادت و تعالی جامعه دارد و طبق همین تعریف آرمانشهر خود را ترسیم میکند. این تعاریف ضمن اختلافات جدی به طور عجیبی در چند چیز مشترکند، مثل رشد اخلاق، عدالت اجتماعی، افزایش سطح رفاه و... . در این نوشتار منظور از سعادت اجتماعی و مدینه فاضله تعریفی است که بیشتر مذاهب اسلام در آن مشترکند و تحت عناوینی چون جامعه توحیدی، جامعه بدون گناه، جامعه سائر إلی ا... میگنجد. سوال این است که طبق همین تعریف از سعادت و تعالی، جامعهای که به سوی تعالی میل میکند چه ویژگیهایی باید داشته باشد و کدام جامعه را میتوان رونده راه سعادت دانست؟ به طور خلاصه طبق آنچه دانشمندان مسلمان بیان کردهاند جامعه متعالی یا همان آرمانشهر اسلامی چند ویژگی اساسی باید داشته باشد و هر چه جامعه در کسب این ویژگیها پیش برود میتوان گفت در حال پیشروی به سوی سعادت و در حال متعالی شدن است. اجمالا این ویژگیها عبارتند از: عدالت، معنویت، آزادی، رفاه، رشد عقلگرایی، امنیت، حفظ کرامت بشر، تکاملگرایی و... .با شناختن ویژگیهایی که یک جامعه متعالی باید داشته باشد، میتوان تشخیص داد کدام جامعه متعالیتر است، کدام جامعه به سوی تعالی سیر میکند و برعکس کدام جامعه راه به سوی انحطاط دارد. طبق ملاکهایی که برای یک جامعه متعالی برشمردیم، جامعهای که روزبهروز در آن عدالت، معنویت، آزادی، رفاه و... گسترش یابد در مسیر تعالی است و جامعهای که در آن به مرور این ارزشها کمرنگ میشوند از مسیر سعادت و تعالی دورتر میشود. اگر جامعه خود را بر این ملاکها تطبیق دهیم، در مییابیم، نمیتوان با اطمینان گفت که ما در حال رشد و تعالی هستیم و حتی شاید بتوان گفت این سیر متوقف شده یا روند قهقرایی یافته است. چنانکه بیان شد «گسترش و تعمیق معنویت» یکی از نشانههای رشد جامعه و تعالی آن است، امروز با نگاه به جامعه خود در مییابیم با تعریفی که اسلام از معنویت ارائه میدهد - و نه معنویت به معنای اعتقاد به اخلاق و فضیلت- جامعه ما رشد چشمگیری در معنویت نداشته است، بلکه بر عکس با استناد به خطبههای ائمهجمعه و خطبای مذهبی افول نیز داشتهایم! یکی دیگر از ملاکهای تعالی جامعه را «گسترش رفاه» ذکر کردیم، اما نا گفته پیداست در این عرصه نیز به وضوح با پسرفت مواجه بودهایم و سطح رفاه و زندگی عمومی مردم رشد نداشته است. همچنین کارنامه ما در گسترش آزادی، بسط عدالت، افزایش حرمت به انسان و حفظ کرامت بشر نیز چندان درخشان نیست و با نگاه به وضعیت این مقولات در جامعه به ضعف خویش در آنها پی میبریم. البته به انصاف باید گفت در اموری چون عقلگرایی، تکاملگرایی یا رشد معنویت به معنای اعم، نه فقط معنویت به تعریف مشهور، جامعه روند رو به رشدی داشته است و گرایش به معنا بخشی به زندگی و تمایل به پذیرش ماورای ماده تا جایی که خلاف عقل نباشد با اقبال روبهرو شده است. هرچند داوری دقیقتر و منصفانهتر نیازمند بررسی آماری است که این وجیزه در مقام آن نیست. ما نگاهی گذرا به جامعه خود داشتیم، با همین روش میتوان جوامع دیگری را نیز مورد بررسی کوتاه قرار داد و دریافت آیا میل به کمال و تعالی دارند یا روزبهروز در حال فاصله گرفتن از آنند؟ مثلا خاورمیانه، جامعه عرب، جامعه اروپای غربی و کشورهای حوزه اسکاندیناوی را نیز میتوان با همین ملاکها ارزیابی کرد. در نهایت میتوان نتیجه گرفت اگر افراد جامعه به دنبال رشد و تعالی جامعه خود هستند، باید به دنبال رشد ملاکهای تعالی جوامع یعنی اموری مانند عدالت، معنویت، آزادی و سطح رفاه زندگی در جامعه خود باشند و نیروی خود را صرف امور فرعی که به ظاهر اصلی مینمایند، نکنند.