آرمان - در روزهای اخیر فشار و هجمه زیادی علیه رئیسجمهور و مجموعه دولت در جریان بوده که البته با توجه به سبقه طیف دلواپس و مخالف اعتدال نباید آنچنان تعجب کرد، چرا که تجربه 30ساله عملکرد این طیف در همین راستا تعریف میشود. هر زمان میزان هجمه دلواپسان و عملیاتهای رسانهای آنها علیه دولت گسترده میشود، این نکته یادآوری میشود که دلواپسان با کرسیهای قدرت فاصله زیادی دارند و درچنین شرایطی است که آنها تا آنجا که در توان داشته باشند، با توسل به رفتارهای غیراخلاقی سعی در اعمال قدرت میکنند تا بتوانند نظر و دیدگاه خود را به اثبات برسانند. روش و منش آنها بهنحوی است که آنچنان تمایلی به حرکت در جهت دفاع از آرا و عقاید خود ندارند و میخواهند تنها به اهدافی برسند که در ذهن دارند، اما نکته بااهمیت آنجاست که دکتر حسن روحانی که پیروز رقابت 29اردیبهشت است، اعتمادبهنفس بالایی دارد و میداند حامیانش بیش از دور اول، یعنی انتخابات ریاستجمهوری 92 هستند. بنابراین رفتارهای نادرست دلواپسان برای او آن اندازه اهمیت ندارد که وقت خود را صرف اندیشیدن درباره آنها کند. بههمینخاطر برنامههای ازپیشتعیینشده خود را اجرا میکند. روحانی این روزها بیش از هر موضوعی در اندیشه چینش کابینه است و درصدد آن نیست از اشخاصی در کابینه دوازدهم استفاده کند و آنها را سوار قطار کابینه کند که در سایه راه میرفتند. در مقایسه دولتهای اول و دوم آقای روحانی با دولت اصلاحات چنین نتیجهای حاصل میشود که عملکرد این دولتها بر عکس آن دولت است، چنانکه دولت اول اصلاحات با شور و هیجان زیادی فعالیت خود را آغاز کرد و اصلاحطلبان در سال 76 بسیار قدرتمند وارد عرصه شدند، اما پس از دو تا سه سال تب آنها فروکش کرد و مشکلاتی بهوجود آمد و هجمهها و بحرانها سبب یاس در جامعه شد. حمایت اجتماعی در دولت دوم اصلاحات کمتر شد و به همین دلیل بود که این دولت کمتر توانست در عرصههای سیاسی و فرهنگی پیش برود. بنابراین در چنین شرایطی ناچار شد به اصلاحات اقتصادی بپردازد که در این حوزه عملکرد موفقی داشت، بهنحوی که جامعه ایران در دولت دوم اصلاحات چند گام به جلو برداشت. اما شرایط دولت روحانی متفاوت از دولت اصلاحات است، بدین معنا که دولت اول آقای روحانی با اماواگر و احتیاط پیش رفت و تلاش کرد تمام جریانها راضی باشند که برای نیل به این هدف، دولتی نیمهائتلافی تشکیل شد و آرام حرکت کرد. شاید برنامهریزان هم تصور نمیکردند که دولت دوم مورد حمایت بیش از 60درصد رأیدهندگان قرار بگیرد. اکنون دولت اعتمادبهنفس بیشتری دارد و این زمینه فراهم است که در دولت دوازدهم رفتار دیگری اتخاذ شود. رئیسجمهور در سخنرانیهای خود قصد دارد رویکرد جدیدی را نشان دهد و میگوید اهل مماشات با اشخاصی نیست که منافع خود را مدنظر داشتند. رئیسجمهور بهدنبال آن است که رانتها را قطع کند یا کاهش دهد و مردم را به اهدافی برساند که سزاوارش هستند. بهعنوان مثال، قرارداد نفتی در چند روز گذشته مورد بحث مجلس بود. موضوع بحث درباره توتال مشخص بود و اشخاصی تحت عنوان حمایت از شرکتهای داخلی خواستار آن بودند هزینه عقبماندگی در مدیریت، تجارت و هزینهها را از طریق قراردادهای انحصاری دنبال کنند، اما آقای روحانی وظیفه خود نمیداند که اینها را تامین کند. بنابراین آقای زنگنه در قامت وزیر نفت و دیگر وزرای دولت دوازدهم بهدنبال آن خواهند بود که چه قرادادهایی به سود مردم است و چه کالایی را با قیمت کمتر میتوان در اختیار مردم قرار داد. دیگر قرار نیست بهخاطر منافع برخی جناحها جنس گران و بیکیفیت به مردم تحمیل شود تا آنها از امکانات پیشرفته کافی برخوردار نشوند. تصور میشود دورخیز آقای روحانی بسیاری را به وحشت انداخته است. اکنون این وحشت طبیعی است، چراکه آنها دو دوره دولت را در اختیار داشتند که با اختلافات و بیاخلاقیهایشان، جامعه را از خود دور کردند و پس از آن نیز با روشهای تخریبی سبب شدند تا اعتماد به این جریان کاهش داشته باشد. بنابراین اصولگرایان باید مطالبات فکری و فرهنگی جامعه را در نظر داشته باشند. گرچه نباید فراموش شود که اغلب چهرههای سیاسی این جریان در مرز بازنشستگی هستند. از سوی دیگر نسل جوان این جریان نتوانسته جذابیتی را نشان دهد که باعث اقبال مردم باشد. بنابراین فشارهایی که به دولت وارد میشود، بهدلیل آشفتگی اردوگاه اصولگرایان و تلخی باور بیاعتمادی نسبت به آنها در جامعه است.