آرمان - پاسخ منفی قطر به عربستان و متحدانش درباره شروط 13گانه را میتوان اقدامی در راستای استقلال قطر دانست. در واقع همانطور که خود مقامات قطر نیز پیش از این اذعان کردند، پاسخ مثبت به شروطی که چهار کشور عربی برای دوحه تعیین کرده بودند، به منزله از دسترفتن استقلال قطر بود و در واقع باید این کشور به بخشی از حاکمیت و سلطه ریاض تبدیل میشد. اما با توجه به اینکه قطر ضعفهایی ساختاری نظیر موقعیت ژئوپولتیک به دلیل جغرافیای اندک و جمعیت محدود دارد، در آینده با مشکلات مختلفی روبهرو خواهد شد. به بیان دیگر این کشور در وضعیتی شکننده قرار خواهد گرفت. اگرچه مقامات قطری اعلام کردند در برابر تحریمها گزینههای جایگزین را پیدا کردند اما ادامه تدریجی تحریمهای اقتصادی در کنار قطع روابط دیپلماتیک میتواند بحران در این امیرنشین را افزایش دهد. البته چهار کشوری که شروط را برای قطر تعیین کردهاند هرکدام با مشکلات داخلی و خارجی مختلفی روبهرو هستند و به نظر میرسد فشار بر قطر در راستای فرافکنی و فرار از واقعیات و مشکلات خودشان باشد. نکته دیگری که در شرایط پیش رو اهمیت دارد نقش سیاست خارجی آمریکا تحت مدیریت دونالد ترامپ است. به نظر میرسد رئیسجمهور آمریکا راهبرد افزایش تنش در خلیج فارس و خاورمیانه را دنبال میکند و چندان بیمیل نیست که در این منطقه شرایط برای شکلگیری یک جنگ مهیا شود. این وضعیت میتواند موقعیت قطر را تضعیف کند چراکه آمریکا به دبنال انزاوی همهجانبه ایران در منطقه است و این همان چیزی است که دونالد ترامپ در سفر خود به ریاض هم اعلام کرد. بنابراین روابط قطر و تمایل این کشور به افزایش مناسبات خلاف دیدگاههای واشنگتن است. اما آنچه بیش از همه در بحران قطر حائز اهمیت است، وضعیت ایران در معادلات گوناگون این مناقشه است. خواه ناخواه روابط دوحه - تهران را باید بخشی از شرایط پیش روی این بحران دانست، چراکه عربستان در راستای منافع خود و به نیابت از ایالات متحده در منطقه در تلاش است تا کشورهایی که به دنبال توسعه روابط با ایران هستند را تحت فشار قرار دهد تا شرایط برای انزوای ایران فراهم شود. اختصاص یکی از شروط این چهار کشور به کاهش سطح روابط با ایران نیز از این منظر قابل بررسی است. در پاسخ قطر برای کاهش سطح روابط نیز آنطور که گفته شده دوحه این موضوع را به اقدام متقابل سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس گره زده است که نشان از زیرکی سیاسی آنها در برخود با موضوع است. این درخواست درحالی است که جز عربستان و بحرین سایر کشورهای شورای همکاری با ایران روابط گستردهای دارند. برای مثال درحالی که حجم تبادلات اقتصادی ایران و قطر کمی بیش از 100میلیون دلار است اما امارات و کشورمان حدود 14میلیارد دلار روابط تجاری را در سال تجربه میکنند. از سوی دیگر روابط سیاسی ایران با کویت و به ویژه عمان نیز از سطح مطلوبی برخوردار است. قطر با این نوع پاسخگویی که درباره مسائلی چون حمایت از اخوانالمسلمین، حماس و گروههای سلفی نیز همین رویه دیده میشود، در تلاش است نشان دهد خواستههای عربستان تنها بهانههایی برای تضعیف حاکمیت و استقلال آنها است. با این حال در چنین شرایطی ایران نمیتواند بهطور مستقیم در بحران قطر وارد شود، در واقع به خود قطر نیز نمیتوان آنچنان اعتماد کرد و سابقه این کشور نقطه قابل اتکایی برای ایران ندارد. با اینکه تمایل آمریکا به عربستان را بهویژه در دیدگاههای دونالد ترامپ میتوان دید اما دوحه همچنان یکی از متحدان نزدیک ایالات متحده است و پایگاه نظامی مهمی از واشنگتن را در خود جای داده است. از طرف دیگر آنها در موضوع سوریه و آینده بشار اسد و حاکمیت دمشق نیز در مقابل ایران قرار دارند. قطر همچنین روابط گرمی با رژیم صهیونیستی داشته، هرچند تا حدودی روابط دو کشور در شرایط فعلی به سردی گراییده است. با وجود همه این موضعگیریهایی که قطر دارد اما این نباید به منزله کنارهگیری ایران از معادلات و دوریگزینی از آنچه در آینده بحران قطر رخ خواهد داد قلمداد شود بلکه تهران باید یک دیپلماسی قدرتمند و عاقلانه را در پیش گیرد. توسعه تدریجی روابط و بهویژه افزایش مبادلات اقتصادی در این راستا یکی از گزینههایی است که ایران باید در پیش گیرد. از سوی دیگر با توجه به اینکه یکی از متحدان قطر در شرایط فعلی ترکیه است و آنکارا نشان داده در تعیین سیاستهای خود نوسان دارد، ایران میتواند از فرصت بهدستآمده برای بهبود روابط خود استفاده کند و شرایط را برای ایجاد یک مثلث ائتلافی میان سه کشور فراهم کند. اما فراتر از سطح منطقه ایران باید از هر فرصتی برای یارگیری در سطح جهانی استفاده کند. درحالی که سیاستهای عربستان و آمریکای ترامپ در جهت افزایش تنش و به مخاطرهانداختن صلح جهانی است، راهبرد توسعه روابط با دیگر قدرتها باید در دستور کار قرار گیرد. در شرایط فعلی اروپا در در مسیر واگرایی از ایالات متحده قرار گرفته است و بسیاری از رهبران اروپایی اقدامات و تفکرات ترامپ را برای امنیت جهانی خطرناک میدانند. بنابراین توسعه مناسبات با اروپا را میتوان از همین فرصت بهدستآمده نیز در دستور کار قرار داد. علاوه بر این روسیه و چین نیز دو بازیگر مهم هستند که در معادلات جهانی تاثیرگذارند و باید ایران در جهت نزدیکی با آنها اقدام کند. در واقع با توجه به اینکه دونالد ترامپ درصدد ایجاد تلههای امنیتی برای ایران در منطقه است و منتظر است کشورمان با اقداماتی نسنجیده وارد این تله شود، تهران باید چنین شرایطی را به اقدامی علیه واشنگتن تبدیل کند و با توسعه روابط دیپلماتیک خود و دوری از اقدامات یکجانبهگرایانه، خود را بخشی از راهحلهای جهانی معرفی کند. در حالی که آمریکا تلاش میکند با افزایش تنش و ایجاد یک جنگ در منطقه مشکلات داخلی خود نظیر وضعیت اقتصادی و کسری تراز تجاری خود را جبران کند، ایران با همراهی با اروپا، چین و روسیه میتواند ایالات متحده را در افکار عمومی جهان مانعی در جهت صلح جهانی معرفی کند.