آرمان - سمنهای محیطزیستی حرکت سینوسی دارند، یعنی مدتی اوج میگیرند و بالا میروند و مثل قارچ سبز میشوند و سپس به افول میرسند. چندی پیش در زمان اوج سمنهای محیطزیستی چند نوجوان از شهر ری پیش من آمدند و گفتند میخواهیم سمن محیطزیستی تشکیل دهیم. بنده به آنها گفتم هدفتان چیست؟ آنها گفتند میخواهیم در سمن کار کنیم و پول در بیاوریم. من به آنها گفتم مگر در سمن پول است؟ از این رو عدهای تصور میکنند که با تشکیل سمن پولدار میشوند. عدهای دیگر هم برای رسیدن به منافع و خیالات شخصی به سمن روی میآورند. به عبارت دیگر با فکر ورود به شورای شهر و مجلس و مشهور شدن سمن تشکیل میدهند. بر همین اساس افرادی که به نیت حفظ محیطزیست به سمنها ورود پیدا میکنند بسیار کم هستند، حتی بنده بارها شاهد دعوا و مجادله فیزیکی اعضای سمنها در شهرهای مختلف بودهام. یک بار بنده از طرف سمنی برای سخنرانی در شهری دعوت شدم و سمن رقیب هنگام سخنرانی بنده سیم بلندگو را قطع کرد. این شهر سی چهلهزار نفری دو سمن داشت که نمیتوانستند با هم کار کنند. بنابراین جای آنکه عملکرد دولتها را در این زمینه بررسی کنیم باید ببینیم که روابط بین سمنها چگونه است. سمنهای ایران در مقایسه با سمنهای کشورهای دیگر کاربلد نیستند. حدود سی چهل سال پیش کنفرانسی در بلغارستان برگزار شد که تمام بزرگان حمایت از حیات وحش در آن حضور داشتند. آنجا اسامی کشورها نوشته شده بود که بنده در میان اسامی کلمه ان جی او را دیدم. اول فکر کردم که نام کشوری است و برای اطمینان در زمان استراحت از دوستان حاضر درباره ان جی او پرسیدم که آنها گفتند ما سازمان غیردولتی هستیم که یاد میگیریم، یاد میدهیم و موعظه نمیکنیم. چند دهه پیش شعار آنها این بود. حال آنکه ما یاد گرفتن را بلد نیستیم. در واقع سمنها در کشورهای دیگر عصای دست سازمان محیطزیست هستند، چون خودشان بلدند و برای مثال میتوانند پرندگان را سرشماری کنند، ولی در ایران ما سمنی نداریم که بتواند این کار را بهطور کامل انجام دهد و باری را از دوش سازمان محیطزیست بردارد. باید در ابتدا از خودمان انتقاد کنیم و بعد بپردازیم به اینکه آیا دولتها پشتیبانی میکنند یا نه. در زمان ریاستجمهوری آقای احمدینژاد یکی از مسئولان گفت که آمریکاییها از طریق سمنها به ما لطمه زده و سمنها به ما خیانت کردهاند. من پیام فرستادم اگر موردی را میشناسید دارش بزنید تا من طناب را بکشم. فردی که به کشور خود خیانت کند، سزایش مرگ است. با وجود این، نباید همه سمنها را با یک چوب زد و با یک قلم نقاشی کرد، چرا که کاملا ناجوانمردی است. البته در زمان آقای احمدینژاد چیزی به نام سمن وجود نداشت و تازه بعد از تمام شدن دوره ریاست ایشان سازمان حفاظت محیطزیست از سمنها به شدت حمایت کرد. به عبارت دیگر در طول سال اول سه جلسه با حضور سازمان حفاظت محیطزیست و همه سمنهای ایران برگزار شد و این سازمان به تقویت سمنها پرداخت، به گونهای که یک مرتبه تعداد سمنها افزایش یافت. حالا باید ببینیم که چقدر سمنها میتوانند یاد بگیرند، یاد بدهند و موعظه نکنند. اکنون زمینه برای حمایت از فعالیت سمنها فراهم است. دولت و سازمان حفاظت از محیطزیست در حد معمول حمایت میکنند.
سمنها سازگاری ندارند
چندی پیش از مسئولان چند سمن در یک شهری پرسیدم که وضعیتان چگونه است؟ با هم سازگاری و همکاری دارید؟ آنها گفتند بله با هم میسازیم. بعد به اتاق جلسات رفتم و دیدم اعضای دو سمن برای اینکه هفتهای چند ساعت از اتاق جلسات بهرهمند شوند مانند خروس جنگی به هم میپرند. برای اینکه هدفشان حفظ و حمایت از محیطزیست نیست، بلکه هدف چیزی دیگری است که قبلا هم به آن اشاره کردهام. هر دو به فکر رسیدن به منافع خودشان هستند. بنده استانی را نمیشناسم که در آن سمنهای متعددی با هم سازگاری داشته باشند، در حالی که اگر هدف یکی است باید با هم همکاری کنند نه جنگ و جدال. بنابراین دولت حمایت کرده و میکند به شرط اینکه سمنها هم پشت هم باشند. رئیسجمهوری اعتقاد دارد که سمنها باید با فرهنگسازی لازم مردم را برای حفظ محیطزیست آگاه کنند، اما سمنها تخصص و آگاهی لازم را ندارند و در این راه نیاز به آموزش دارند.
به جوانان اعتماد کنید
در ابتدا باید به اعضای سمنها توصیه کرد که اطلاعات خودشان را بالا ببرند و برنامهای جذاب و جالب داشته باشند، چرا که ما افراد متخصص کم نداریم و سالی حدودهزار نفر فارغ التحصیل محیطزیست میشوند. در واقع ظرفیتها کم نیست و با این اقدامات سمنها میتوانند خودی نشان دهند و حرفشان خریدار داشته باشد. به دولت محترم هم توصیه میکنم که کار را به جوانان بسپارد. ما باید به جوانها اعتماد کنیم. از سوی دیگر، اگر آنها کفایت، لیاقت و توانایی خود را در سمنها نشان دادند، میتوانیم برنامههایی مانند سرشماری پرندگان مهاجر را به آنها بدهیم، حتی اگر اشتباه هم کردند باید هدایتشان کنیم نه اینکه تنبیه شوند. ما تا زمانی که به سمنها بها ندهیم، موفق نمیشویم. توصیه من هم به سمنها و هم به دولت است.من به دعوت سمنها به شهرهای مختلفی سفر کرده ام و شاهد جمعیت زیادی از جوانان، فرهنگیان، دانشجویان و حتی زنان خانهدار بوده ام که ساعتهای متوالی در روزهای تعطیل به امور محیطزیستی پرداختهاند. در واقع ظرفیتهای مردمی، سمنها و دولت زیاد است. منتها ظرفیت مانند بازو است؛ اگر به کار گرفته شده و با ورزش ورزیده شود کارآمد است، وگرنه در صورت نپرداختن به آن نحیف و ضعیف خواهد ماند. از دولت آقای روحانی تقاضا دارم که به صورت جدی زمینه لازم را برای برقراری ارتباط مناسب بین سمنها فراهم کرده و دورههای آموزشی و تخصصی لازم را برای آنها برگزار کند، زیرا دستیابی به محیطزیست سالم نیازمند همکاری درست و بهینه بین سمن هاست. سازمان حفاظت محیطزیست باید با استفاده از کارشناسان خود بر فعالیت سمنها نظارت کند و با ارزیابی کیفیت و سطح دانش آنان به درجهبندی آنها بپردازد. از این رو برای داشتن محیطزیست سالم نیازمندیم که دولت و سمنها در راستای بهینه کردن شرایط محیطزیستی گام بردارند.