آرمان - جريان اصولگرايي داراي ريشه و تبار شناختشده عميق در تاريخ سياسي معاصر ايران است. اصولگرايان در چند دهه گذشته نقشي انكارناشدني در حيات و سپهر سياسي كشور داشتهاند. اما نقش اين جريان اجتماعي در دو دهه گذشته بهواسطه تحولات سياسي و فرهنگي كشور كمرنگتر شده است. انتخابات 29 ارديبهشت نيز نشان داد جامعه ايران وارد دوران جديدي شده و گروههاي سياسي زماني خواهند توانست براي مردم جذاب باشند كه خود را با اين تحولات جديد منطبق سازند. اكنون اصولگرايان با توجه به عدم اقبال عمومي به آنان در ميان انتخاب دو مسير قرار دارند؛ يا به بازبيني مدبرانه در سياستها و راهبردهاي خود روی آورند و از اين فرصت تاريخي براي بررسي دلايل عدم اقبال عمومي به خود استفاده كنند، يا اينكه تجارب گذشته را تكرار كنند و با پاك كردن صورت مساله خود را با مسائل حاشيهاي درگير نمايند. اصولگرايان پس از دوم خرداد 1376 و شكست در انتخابات به جاي بازبيني در اصول و ديدگاههاي خود، اصلاح و روزآمد كردن، تلاش كردند با اتكا به تفاسير خاص از قانون و با توجه به نفوذ خود در برخي نهادها همچنان خود را در عرصه قدرت حفظ كنند. كاري كه به جاي تاكيد بر خانهتكاني و بازبيني استراتژيك، تنها به مسائل سياسي روزانه و تاكيد بر مولفههاي تاكتیكي سياست محدود شد. اكنون پس از دو دهه اين انتظار وجود دارد که اصولگرايان به جاي تكرار تجارب تاريخي مشي و راهبردي جديد را براي آينده سياسي خود ترسيم كنند. درپيشگرفتن سياست راديكال، همراه با توهين و هجمه به دولت، نهتنها باعث جذب مردم به آنان نخواهد شد، بلكه در بلندمدت به واگرايي اجتماعي عليه آن جريان سياسي منجر و آن جريان توسط مردم از صحنه سياسي حذف خواهد شد. بنابريان اگر اصولگرايان درصدد هستند روند حذف و كاهش محبوبيت خود را از جامعه و جريانهاي اجتماعي متوقف كنند، در ابتدا نيازمند بازگشتن به ريشه و تبار خود هستند و اين نيز از مسير تندروي صورت نخواهد گرفت. اصولگرايي نيازمند بازبيني همراه با آرامش و نه تندروي در تصميمگيري و تصميمسازي است. علاوه بر اين اصولگرايان بايد گفتمان خود را روزآمد كنند. با توجه به قواعد و هنجارهاي دهه شصت آنان نخواهند توانست راي و اعتماد اكثريت مردم را به دست آوردند. از طرفي ديگر، اصولگرايان در خوانش جديد خود بايد قواعد بازي سياسي و مردمسالاري را آنچنانكه رايج است و همه آن را قبول كردهاند، بپذيرند. اگر اصولگرايان به جاي افتادن در مسير تندروي به بازنگري گفتماني و بازسازي تشكيلاتي روي آورند، هم به نفع خود آنها و هم به نفع كليت عرصه سياسي در كشور خواهد بود. اين امر پيشبرد و تكامل فرايند و روند سياسي كشور را تضمين خواهد كرد. اصولگرايان اين فرصت تاريخي را مغتنم بشمارند و اكنون كه از ساختار قدرت دور شدهاند و در اقليت قرار دارند دوباره خود را با مطالبات جامعه اما با روايتي اصولگرايانه منطبق كنند، در اين حالت نيز قطعا مردم در جريان گردش قدرت مجددا به آنان اقبال نشان خواهند داد، در غير اينصورت روند دور شدن مردم از آنان در عرصه سياسي و اجتماعي تداوم خواهد يافت.