آرمان - شش ماه از حضور دونالد ترامپ در کاخ سفید گذشت؛ رئیسجمهوری که بسیاری معتقدند یکتنه تا راس قدرت در آمریکا آمد، در حالی که در میان خودِ حزب جمهوریخواه با مخالفان بسیاری دستوپنجه نرم میکرد و این حزب درصدد بود هرطور که شده راه ترامپ به مرحله پایانی انتخابات را ببندد. آمریکا خود را برای نخستین رئیسجمهور زن آماده میکرد؛ هیلاری کلینتون که در میان حزب دموکرات تنها با برنی سندرز رقابت میکرد، تقریبا با آسودگی به مرحله پایانی انتخابات رسید اما در میان ناباوری و درحالی که همه نظرسنجیها او را بهعنوان چهل و پنجمین رئیسجمهور ایالات متحده معرفی میکردند، در پایان به ترامپ باخت. شاید بهتر باشد بگوییم کلینتون به پوپولیسم باخت. فارغ از اینکه ترامپ در سیاست داخلی با چه وعدههایی رأی جمع کرد و چه گروهی از مردم آمریکا را جذب خود کرد، سیاست خارجی ترامپ بسیار مورد بحث است؛ رئیسجمهوری که در سیاست تازهکار است و باید سکان آمریکا را بهعنوان مهمترین قدرت حال حاضر جهان در دنیای پیچیده روابط بینالملل به دست بگیرد. نگاهی به شعارها و وعدههای ترامپ در زمان کمپین انتخاباتی نشان میدهد او بیش از هرچیز بر بازگشت صلابت آمریکا در جهان سخن میگوید؛ احترامی که به دیده ترامپ از میان رفته است. دونالد ترامپ در راستای همین سیاست و به وجودآوردن غرور ملی بخشهای سنتی آمریکا، در کارزار انتخاباتی خود روی ایران مانور زیادی میداد. برجام بهعنوان دیپلماسی موفق اوباما-روحانی تقریبا در همه کمپینها مورد تاخت و تاز قرار گرفت. دونالد ترانپ این توافق را بدترین در تاریخ و فاجعهبار برای آمریکا نامید. او همچنین از دستگیری چندساعته ملوانهای آمریکایی در خلیج فارس نیز بهره جست تا خود را منجی غرور از دسترفته آمریکا در جهان و بهویژه در ارتباط با ایران بنامد. از پارهکردن توافق هستهای تا بازنگری در آن، وعدههایی بودند که او به فراخور اجتماعاتی که در آن سخن میگفت، به مردم آمریکا قول عملیاتیکردن آنها را داد. اما حالا شش ماه بعد از تب و تابی که او به وجود آورد و موجب شده برخی دوره فعلی را عصر دونالد ترامپ نامگذاری کنند، رئیسجمهور آمریکا تا چه حد توانسته در مواجهه با ایران موفق عمل کند؟
بنبست مقابل برجام
از همان زمانی که پیروزی دونالد ترامپ قطعی شد، هشدارها به منتخب ملت آمریکا آغاز شد که نباید برجام را نقض کند. اتحادیه اروپا بهعنوان طرف مهم و محوری در مذاکرات 22ماهه برای توافق هستهای بهعنوان متحد اصلی آمریکا اولین هشدارهای لازم را به واشنگتن و رئیسجمهور آن داد. فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی این اتحادیه اعلام کرد این اتحادیه بهعنوان ضامن بقای برجام است و آمریکا نمیتواند از آن تخطی کند. اتحادیه اروپا همچنین به پیشنهاد بازنگری که دولت ترامپ ارائه میکرد هم واکنش نشان داد تا مشخص شود سازوکار جدیدی به وجود نمیآید. در نهایت میتوان به سخنان نیکی هیلی، نماینده دائم آمریکا در سازمان ملل اشاره کرد که چند روز پیش اعلام کرد تا زمانی که ایران به توافق هستهای پایبند باشد، آمریکا نیز متعهد به اجرای مفاد برجام است. گامهایی که آمریکا در مسیر تخریب برجام رو به عقب برداشت نشان میدهد ترامپ در مهمترین وعدهای که در رابطه با ایران داده بود موفق عمل نکرده است. اگرچه آمریکای ترامپ تلاش کرده تحریمهایی را ذیل موضوعات موشکی یا توافق هستهای اعمال کند. اجماعی که قبل از برجام شکل گرفته بود و در واقع افکار عمومی جهان را علیه ایران متحد کرده بود، بعد از برجام برداشته شد. سیاست تنشزدایی و تعامل با جهان که حسن روحانی آن را در پیش گرفت، ضربه سختی بر پیکره ایرانهراسی وارد کرد. هرچند محافل تندروی آمریکا و صهیونیستها همچنان به دنبال ایجاد چنین موجی هستند اما رفتار معقول ایران در چارچوب برجام و اقداماتی در جهت اعتمادزایی در نظام بینالملل انجام داده، سد محکمی مقابل تندروها قرار داده است. عدم همراهی اروپا، چین و روسیه با تحریمها و مواضع جدید ترامپ در واقع تنها آمریکا را به اتحاد با کشورهای تندرویی چون عربستان و رژیم صهیونیستی میکشاند که در افکار عمومی جهان بدنام هستند. همین رویه موجب شده آمریکا در قبال ایران ابزارهایی نهچندان محکم داشته باشد. رشد روزافزون مناسبات تجاری ایران و اروپا موجب شده تا قاره سبز با توجه به منافع خود از پیروی کورکورانه از ایالات متحده سرباز زند.
نگرانی از نقش ایران در خارومیانه
موضوع دیگری که ترامپ بر آن از دوران کمپین انتخاباتی تاکید داشت، نفوذ روزافزون ایران در خاورمیانه بود؛ از جمله تاکید ترامپ بر شکست آمریکا در جنگ عراق و اینکه «بعد از میلیاردها دلار هزینه در عراق، این ایران بوده است که از فرصت استفاده کرده و عراق را در بسیاری از موارد به خود وابسته کرده است.» تلاش دولت جدید آمریکا برای مهار ایران از طریق عربستان همچنان ادامه دارد. در یکی از آخرین موارد از این سیاست محمد بن سلمان 31ساله در یک شرایط نامتعارف جایگزین بن نایف شد تا رویه سعودیها تهاجمیتر شود. این راهبرد زمانی میتوانست برای آمریکا نتیجهبخش باشد که انتخابات ریاست جمهوری در ایران با نتیجهای جز پیروزی روحانی تمام میشد. در واقع پیروزی اعتدال این فرصت را که آنها از طریق عربستان ایران را وارد کارزار جنگ در منطقه کنند و بیثباتی به داخل کشور وارد شود از آنان گرفت. مشی میانهرو روحانی موجب شده تا او معادلات منطقه را از مسیری دیپلماتیک و به دور از هیجانزدگی دنبال کند؛ امری که خوشایند ترامپ و تیم تندروی او نیست. دونالد ترامپ در شش ماه گذشته نتوانسته اقدامی در راستای تضعیف ایران در منطقه انجام دهد بلکه برعکس با توجه به تعمیق روابط تهران-مسکو دو طرف توانستند به موفقیتهای بزرگی همچون آزادی حلب دست یابند.
وعدههایی از جنس سراب
هرچند برخی گشایشها در رابطه با ایران که در دوره اوباما شکل گرفته بود، پایان یافته است اما ایران در همین دوره به مدد سیاستهای اعتدالی روحانی توانست از فرصت بهره برده و معادلات را تغییر دهد و حالا برای ترامپ یا هر رئیسجمهور دیگری دشوار است که بخواهد مقابله با ایران را جدی دنبال کند. نباید دو نکته را در این مسیر نادیده گرفت؛ اول اینکه ایران باید در چارچوب بینالمللی همچنان تعهدات خود را بهخوبی اجرا کند، همچنین اجماع داخلی در راستای تقویت سیاست خارجی در برابر آمریکا و عربستان ضروری است. سیاست خارجی مبتنی بر تعامل که توانسته میان اروپا و آمریکا شکاف ایجاد کند، میتواند با ادامه همین روند ترامپ را بیش از پیش در مواجهه با ایران محدود کند. برآیند حضور 6ماهه او در کاخ سفید نشان میدهد فارغ از تمام وعدههایی که میداد، در مواجهه با ایران دچار ابهام یا حتی نوعی ضعف است و در واقع 6 ماه ریاستجمهوری آمریکا، دستاوری برای او در مقابل ایران به بار نیاورده است.