آرمان - افراد و دلسوزان بسیاری در طول تاریخ انقلاب اسلامی تلاش کردهاند شرایط زیست و معیشت شهروندان در حوزههای گوناگون را تسهیل و بهبود بخشند، اما با وجود این و با گذشت چهار دهه از پیروزی انقلاب تاریخساز اسلامی، بنابر شواهد بسیار در حوزهای گوناگون، مثلا برقراری عدالت، سهولت زندگی شهروندان، حاکمیت قانون، کاهش شکاف طبقاتی میان فقیر و غنی، رفع فساد در پناه مناصب سیاسی، بهبود آموزش و بهداشت، ظلمستیزی و... میتوان ادعا کرد تلاشهای دلسوزان در طول چهار دهه گذشته هنوز آنطور که باید محقق نشده است. بهدرستی میتوان پرسید کدام عوامل یا چه موانعی جلوی تحقق آرمانهای اولیه انقلاب را گرفته است. به باور نگارنده یکی از مهمترین علل یا موانع توسعه و تحقق اهداف اولیه انقلاب، تناقض در آرمانهای سیایی است. پربیراه نیست اگر گفته شود آرمانهای اولیه انقلاب برخلاف اینروزها، زمینی، منطقی، عملی، ملموس و غیرانتزاعی بودهاند. برای مثال، بهبود شرایط معیشی، بهداشتی، آموزشی، اشتغال، عدالت در حوزهای گوناگون، فراقانونی عمل نکردن مسئولان، برابری همه شهروندان صرفنظر از دارایی، شغل، ارتباطات، تحصیلات و... در مقابل قانون، استفاده ابزاری نکردن از باورهای دینی مردم و... آرمانهای اولیه انقلاب بودهاند. اما به مرور و به دلایل گوناگون، آرمانهای ملموس، زمینی و قابل درک جای خود را به آرمانهای غیرملموس، دوردست و بسیار انتزاعی دادهاند. سیاستورزان انتصابی و انتخابی باید بپذیرند که شعور، درک و توان تحلیل شهروندان بالا رفته و دیگر نمیتوان همانند عملکرد صداوسیما با سرپوش گذاشتن یا نپرداختن به واقعیات ملموس و روزمره شهروندان با مشکلات متعدد و گوناگون که صرفا ریشه در ناکارآمدی یا غیرملموس بودن برخی آرمانها دارد، برخورد کرد. شاید تبیین بسیار ساده از چیستی و رابطه آرمانها با امور ملموس، عینی و قابل درک انسانها خالی از لطف نباشد. آرمان یعنی خواست، نیاز و تمایل افراد برای تغییر یا بهبود واقعیت عینیای که در آن به سر میبرند. برخی مواقع افراد به دلایل گوناگون آرزو دارند شرایط زندگی متفاوتی از آنچه دارند، داشته باشند و به همین دلیل آرمانهایی را برای بهبود، تغییر و تکامل شرایط عینی خود برمیگزینند. بهطورکلی میتوان آرمانها را به سه دسته تقسیم کرد: 1- آرمانهایی که قابلیت محقق شدن دارند. آرمانهایی که بهبود شرایط معیشتی، فرهنگی، روابط خارجه، علمی و.... را در دستور کار خود دارند.2- آرمانهایی که فینفسه قابلیت محقق شدن ندارند. آرمانهایی از جنس مدیریت جهانی، بهبود شرایط مستضعفان جهان، مدیریت جهادی و...3-آرمانهایی که صرفا بهعنوان ابزاری برای پوشاندن اهداف واقعی فردی و گروهی برخی سیاستبازان مورد استفاده قرار میگیرند. آرمانهای بسیار انتزاعی که ارتباط ملموس و کاربردی با آنها خارج از توان ذهن بشر است. اندیشهها، راهکارها، اظهارات و وعدههای پوپولیستی را میتوان از این نوع آرمانها تلقی کرد. شادی، رفاه، آسایش و امنیت شهروندان ایرانزمین ضرورتا باید یگانه آرمان همه سیاستورزان انتصابی یا انتخابی با هر گرایش فکری و در هر سطحی باشد. هر آرمان سیاسی جز این، تامین و تحقق منافع و امنیت ملی را پرهزینه، نگرانکننده، بسیار دشوار و نامشخص میکند. توسعه پایدار و بلندمدت برآیند حاکمیت خرد جمعی شهروندان بر امور گوناگون اجتماعی است. در صورت حاکمیت خرد جمعی در مدیریت کلان، میتوان بهراحتی و بدون تردید در مدت زمان معین به سطحی از توسعه که در کشورهای مرفه صنعتی وجود دارد، رسید. نکتهای که ضروری است تا مورد توجه برخی دلسوزنماها قرار بگیرد، اینکه انقلاب اسلامی مردم ایرانزمین را دیندار و مسلمان نکرد. قرنهاست که مردم ایرانزمین به حقانیت اسلام پی برده و به دین اسلام گرویدهاند. انقلاب اسلامی بیشتر بهخاطر عدالتخواهی در حوزههای گوناگون، حاکمیت قانون، برابری در پیشگاه قانون صرفنظر از همه چیز، برچیدن ظلم و فساد، بیاخلاقی، استقلال، عزت، سربلندی و اقتدار ایران در مقابل بدخواهان این آب و خاک بود. چه کسی میتواند ادعا کند انقلاب اسلامی مردم ایرانزمین را دیندار یا با ایمانتر از قرون قبل از انقلاب کرده است. بزرگان، دلسوزان و آرمانگراها؟! بخش وسیعی از شهروندان ایرانزمین دچار درد و رنج ناشی از امور گوناگون بهویژه امور معیشتی و اقتصادی هستند. آرمانهایی که درد و رنج شهروندان را کاهش ندهند، ارزش اینجهانی، ملموس، قابل درک و منطقی نخواهند داشت. سیاستورزان (انتصابی یا انتخابی) نمیتوانند و نباید آرمانهایی غیرقابل درک با پیامدهای غیرملموس، غیرعملی و غیرعینی برای شهروندان داشته باشند. وظیفه اولیه نظام مدیریتی، تهیه و تامین غذا، لباس، مسکن، آموزش، بهداشت، امنیت و... است. اینکه شهروندان چه نوع باور و اعتقاداتی داشته باشند مرحله بعدی است. سیاستورزان و متنفذان انتصابی و انتخابی میتوانند ریاضت را آرمان والای زندگی خود قرار دهند، اما اخلاقا، منطقا و بنا بر همه آموزههای دینی اجازه ندارند ریاضت را بر شهروندان تحمیل کنند. آرمانهای سیاسی که برگرفته از نیازهای زمینی، ملموس و روزمره، آرزوها، انتظارات و نظرات شهروندان نباشد، بنابر یک قانون منطقی محکوم به عقیم شدن و ایجاد هزینههای گزاف برای منافع و امنیت ملی خواهند بود. یگانه وظیفه و معتبرترین آرمان مدیریت کلان کشور رفع درد و رنج شهروندان و تلاش برای سربلندی، عزت، امنیت و اقتدار ایرانزمین است. هنوز در اقصینقاط کشور شهروندانی وجود دارند که برای امرار معاش و بقا مجبور هستند به ییلاق و قشلاق بروند. این شیوه زندگی برای تهیه غذا و بقا متعلق به هزاران سال پیش است. سیاستورزان انتصابی و انتخابی صادق، با دین و با خدا در صورت توجه جدی به چیستی و چرایی پدیده کوچنشینی، بهراحتی میتوانند درکی کاربردی از اینکه وظیفه سیاستورز چیست یا سیاستورزان چه آرمانهایی باید داشته باشند، به دست خواهند آورد. یگانه سنگ محک و معیار برای خودی و غیرخودی بودن سیاستورزان و متنفذان انتخابی و انتصابی، دلسوز بودن برای منافع، امنیت ملی و تلاش بیمنت برای عزت، سربلندی و اقتدار ایرانزمین است. برخلاف همه آموزهای دینی، اخلاقی و منطقی است افرادی را که صادقانه و بیمنت برای تحقق منافع و امنیت ملی تلاش میکنند را محدود یا برای آنها مانع ایجاد کرد (نظیر برخورد غیراخلاقی و هتاکی به آقای روحانی که نماد خرد و سربلندی، غرور و اقتدار ملی است). دنیای سیاست، دنیای ملموس، قابل درک و قابل محاسبه است. دخالت دادن امور غیرقابل محاسبه، غیرملموس و بسیار انتزاعی در عالم سیاست، صرفا موجب درد و رنج شهروندان میشود.