آرمان - نظم و عدالت كه در سايه اجراي قانون ظهور مييابد، ناموس خلقت و اساس پايداري جهان است، بهخصوص در بخش زندگي اجتماعي انسان، اگر قانون حاكم نباشد، بينظمي و ابتذال، جامعه را به قهقرا، فساد و تباهي ميكشاند. در نظام معتدل و قانونمند جامعه اسلامي، براي ايجاد و اجراي اين دو شرط لازم براي پويايي فرد و اجتماع، وظيفهاي مهم بر عهده انسان خداباور قرار داده شده كه نهتنها خود به سوي گناه و خطا نرود و خارج از ضوابط معينشده، عمل نکند، بلكه سايرين را نيز به اجراي اين روش، تشويق، ترغيب و هدايت کند. در فرهنگ قرآن و قواعد دين، اين وظيفه مهم را در قالب امر به معروف و نهي از منكر قرار دادهاند و گرچه تكليفي عمومي براي همه مسلمانان است تا بهوسيله آن از بينظمي، انحراف و قانونشكني در اجتماع مسلمانان جلوگيري شود، اما مسئوليت آن، براي كساني كه بيشتر ميدانند سنگينتر است. شايد آيه 104 سوره آلعمران در قرآن («و لْتكنْ مِنْكمْ أُمةٌ يدْعُون إِلي الْخيْرِ و يأْمُرُون بِالْمعْرُوفِ و ينْهوْن عنِ الْمُنْكرِ و أُولئِك هُمُ الْمُفْلِحُون = بايد از ميان شما، جمعي دعوت به نيكي و امر به معروف و نهي از منكر كنند! و آنها همان رستگارنند.»)، بر همين موضوع تكيه دارد، اما در تمام رسائل مراجع تقليد ديني، براي اجراي وظيفه امر به معروف و نهي از منكر، قواعد و ضوابط دقيق و معيني ذكر شده و همگي حكايت از آن دارد كه امر به معروف و نهي از منكر، در حالت افسارگسيختگي و بدون رعايت ضوابط و مقررات آن، خود بزرگترين منكر است، بهويژه هنگامي كه حاكميت اسلامي بر جامعه سايه افكنده، اقدامات و عمليات خودسرانه، آشوبطلبي و يك مصداق واقعي از «فتنه» است. بنابراين و با فرض موصوف، واضح است كه فرمان «آتش به اختيار»، نه به معني هرجومرجطلبي و خودسرانه و خارج از ضوابط عمل كردن، بلكه دستوري است براي اجراي وظيفه مهم و قانونمند امر به معروف و نهي از منكر و جلوگيري از خلاف و گناه و انحراف در جامعه، كه حتما بايد در محدوده مقررات دين صورت پذيرد، نه به صورت خودسرانه و آشوبطلبانه، زيرا انسان ترمزبريده و بيتقوا، هرگز قادر نخواهد بود از سراشيبيها و پيچهاي خطرناك عبور نمايد و در صورت عبور نهتنها خود را به وادي هلاكت ميكشاند بلكه راه اصلاح و سعادت را براي ديگران هم مسدود ميكند. در اين مورد، سخن رهبر فرزانه انقلاب، روشن و واضح است: «البته اين هيچ مجوز آن نيست كه كساني به بهانه اينكه اطمينانشان سلب شده، قانونشكني كنند. قانونشكني جرم است. تخلف از قانون و خروج از مدار قانوني براي مقابله با هر چيزي كه به نظر انسان منكر ميآيد، خودش يك جرم است» (سخنراني در 1/5 /1380). «تقوا»، منشأ هر عمل صالح، رفتار حسنه و قدرتي است كه از درون، انسان را كنترل ميكند تا او را منطقي و منظم بار آورد و نگذارد كه از چارچوب قانون خارج شود. در حقيقت، انسان بيتقوا، همانند راكبي است كه بر اسب چموش و بيلجام سوار و ديوانهوار به جلو ميتازد و عقل، مصلحتانديشي و موقعيتشناسي، در گفتار و رفتار او جايي ندارد. اينگونه انسانها، بهراحتي تهمت ميزنند، غيبت ميكنند، به ديگران فحش و فضاحت نثار مينمايند و بيمحابا بر چهره اشخاص چنگ ميزنند و آبروي آنها را ميريزند. مصيبت بزرگتر اين است كه اين بيترمزها، اغلب خود را پشت برخي مقدسات پنهان نموده و تيرهايي كه قرار است از چله كمان دشمنان رها شود، به سادگي از دهان و قلم آنان شليك ميشود. اينها حتي اگر ادعاي ولايتمداري هم بنمايند، چون بر مركب هوس سوارند، غالبا جلوتر از رهبري حركت كرده و به بهانه مبارزه با فساد، مومنان متقي را نيز با لبه تيغ تيز ناسزا و تهمت و افترا، درو ميكنند و حتي كار را به جايي ميرسانند كه در منظر عمومي و در راهپيمايي روز وحدتآفرين قدس، كه قرار است روز مبارزه با ظلم، خودكامگي و قانونشكني باشد، بزرگترين شخصيت محبوب ملت را هتك حرمت ميکنند. آيا وقت آن نرسيده كه اقدامات خلاف شرع و قانون اين بيترمزهاي ساختارشكن كه بعيد نيست بهتدريج كشور را به سوي هرجومرج بكشانند، توسط دستگاههاي امنيتي و قضائي، مورد بازخواست قرار گيرد و بر سرشان فرياد زنند: «فاين تذهبوُن».