آرمان - امين ناييني: وقتي مردم بريتانيا رأي به خروج از اتحاديه اروپا دادند، محافظهكاران نخستين جشن بزرگ خود را گرفتند؛ شكستي براي سياستهاي تعاملي در جهان كه برخي آن را آغاز فروپاشي اتحاديه اروپا ناميدند. از سوي ديگر پيروزي غيرقابل پيشبيني دونالد ترامپ در نوامبر 2016 جهان را در شوك بازگشت راست افراطي فرو برد. تنش و درگيري به صحنه بينالملل بازميگردد؟ سوالي كه براي روشنشدن آن چند انتخابات سرنوشتساز پیش رو وجود داشت؛ هلند اگرچه در سياست بينالملل امروز جايگاه تعيينكنندهاي ندارد اما ميتوانست دومينوی راستگرايان را ادامه دهد. يك «مو بور» ديگر به نام گرت ويلدرز با عقايدي همچون دونالد ترامپ به دنبال پيروزي در انتخابات بود اما حزب او نتوانست مردم اين كشور را قانع كند. در نوبتي ديگر چشمها به فرانسه بود؛ جايي كه ماري لوپن رهبر جبهه ملي فرانسه به دنبال پيروزي بود تا راست افراطي بعد از واشنگتن بر پاريس مسلط شود. مردم فرانسه هم همچون هلند راي به اعتدال دادند. اما مركز ثقل تنش دنيا اين روزها در خاورميانه است. در حالي كه عربستان سعودي با سياستهاي ملكسلمان افرطگرایی را ترويج داده و به تنش در منطقه افزوده، نگاه اتحاديه اروپا به ايران بود. وقتي در پاييز گذشته دونالد ترامپ به قدرت در كاخ سفيد رسيد، برخي در ايران هم به پايان اعتدال معتقد بودند و چاره كار را تغيير استراتژي در كشور ميدانستند. انتخابات دوازدهم رياستجمهوري در ايران شايد نهتنها در آينده خاورميانه كه در معادلات بينالملل بسيار حائز اهميت بود. حسن روحاني چهار سال پيش ويرانهاي غرق در تحريم را در سياست و اقتصاد تحويل گرفت. او با شعار رفع تحريم در سال 92 راهي پاستور شد اما مخالفان اعتدال گمان ميكردند برخي بدعهديهاي طرف مقابل و ميانمدتبودن تغييرات مثبت بعد از برجام موجب ميشود مردم از اعتدال رو گردانند. اما روحاني با يك پيروزي قاطع در مقابل حجم عظيمي از تخريبها و البته وعدههاي مالي طرف مقابل به مردم به پيروزي رسيد تا بار ديگر مشخص شود مردم راه او يعني تعامل با جهان را انتخاب كردهاند؛ انتخابي كه كار را براي پيشبرد اهداف افراطيون چون ترامپ و نتانياهو دشوار كرد. اما حالا بسياري ميپرسند ايران با ادامه راه روحاني در كجاي معادلات خاورميانه قرار ميگيرد؟ منطقهاي كه بوي باروت روزبهروز در آن بيشتر استشمام ميشود، چگونه با منطق اعتدال پيش خواهد رفت؟ وقتي در نيمه خرداد تروريستهاي داعشي تا قلب خانه ملت در پايتخت رسيدند و 18 نفر را شهيد كردند، برخي در داخل بهسرعت اين حمله را به ابزاري براي هجمه به سياست خارجي اعتدالي روحاني تبديل كردند.
سهگانه افراط
نگاهي به وضعيت منطقه و جهان نشان ميدهد چگونه برخي به دنبال ماجراجوييای هستند كه در راستاي منافع ملي ايران نيست. آمريكا در عصر ترامپ نشان داده راه اوباما يعني سياست دخالت كمتر در خاورميانه را قبول ندارد. به نظر ميرسد دولت محافظهكار ايالات متحده به افزايش تنش در خاورميانه كه چهبسا ميتواند به يك جنگ ختم شود آنچنان بيميل نيست. آن هم وقتي برخي كشورهاي منطقه با پترودلارهاي خود هر تلاشي ميكنند تا امنيت را از ايران بگيرند يا حتي ايران را به داخل يك جنگ بكشانند؛ امري كه محمد بن سلمان وزير دفاع سعوديها چندي پيش آن را به زبان آورد. او گفت: «هدف اصلي نظام ايران رسيدن به قبله مسلمانان است. ما منتظر نميمانيم كه عربستان ميدان جنگ شود، بلكه ايران را ميدان جنگ خواهيم كرد»؛ و حالا در خبری نهچندان غيرمنتظره محمد بن سلمان به وليعهدي پادشاه رسيده؛ تغييري كه موجب ميشود به سياستهاي عاقلانه از سوي رياض حتي تا آيندهاي بلندمدت اميدي نباشد. بسياري از تحليلگران اين تغيير را در جهت افزايش تنش ميان ايران و سعوديها ميدانند. اگر در زمان اوباما عربستان عليه ايران منزوي شده بود، امروز دولت جديد در واشنگتن آنها را به تقابل با ايران حريصتر ميكند. حدود 10 روز پيش جان كري وزيرخارجه پيشين ايالات متحده در اجلاس فروم اسلو با يادآوري مساله هستهاي ايران و اينكه برخي از رهبران كشورهاي منطقه، تنها راه را بمباران ايران ميدانستند، اظهار كرد: «رهبران كشورهاي منطقه به من و باراك اوباما رئيسجمهوري وقت ميگفتند كه بايد ايران را بمباران كنيد.» در شرايطي كه ايران به دليل تحريمهاي هستهاي در ذيل فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد قرار داشت و اجماع جهاني عليه ايران به شكل بيسابقهاي شكل گرفته بود، اقناع افكار عمومي جهان براي حمله به ايران آنچنان هم دشوار نبود.
اعتدال؛ پادزهر دسیسه
اهميت اعتدال روحاني و دستاوردي به نام برجام در شرايط امروز بهخوبي احساس ميشود. حالا مثلث صهيونيسم، آلسعود و جمهوريخواهان حتي در انزواي ايران هم خود را شكستخورده ميبينند و پروژه ايرانهراسي تا حد بسياري شكست خورده است. در چنين شرايطي همراهكردن جهان براي نبرد عليه ايران تقريبا به صفر رسيده است. همين جايگاه ايران در نظام بينالملل است كه طرف اسرائيلي را نگران كرده است. رئيس سازمان اطلاعات ارتش صهيونيستها گفت: «دنيا اگر در خاورميانه صلح ميخواهد بايستي جلوي نفوذ ايران را بگيرد.» هالوي در بخش ديگري از اظهاراتش گفت كه لازم است اسرائيل با كمك «متحدان عرب ميانهرو» خود، ايران و حماس را منزوي كند. تلاش براي حذف برجام با سازوكار محكم و حمايت تمامقد اروپا همراه شد. در روزهايي كه كنگره سرگرم تحريمهاي يكجانبه عليه ايران است، غول نفتي توتال فرانسه اعلام كرد سرمايهگذاري در ايران را با يك ميليارد دلار آغاز ميكند تا مشخص شود اجماع براي تحريم ايران مانند پيش از برجام آسان نخواهد بود. سياست موازنه قوای روحاني موجب شده تا ايران ضمن روابط خوب با اتحاديه اروپا با روسيه نيز به بهترين سطح روابط برسد. پوتين بهخوبي ميداند كه برخلاف زمان احمدينژاد كه ايران همراهي جز مسكو نداشت، در دوره روحاني كارت غرب بر سر ميز روحاني است و آنها نميتوانند بهسادگي ايران را دور بزنند. عدم وتوی قطعنامههاي تحريمي عليه ايران و عدم ارسال سامانه اس300 تا بعد از برجام زماني رخ داد كه پوتين و احمدی نژاد به گرمي دست يكديگر را در ديدارها ميفشردند. در واقع اعتدال روحاني در پيوند با اعتدال اروپا، بازي راستگرايان را بههم زده است. در چهار سال دوم نيز سياست خارجي دولت در همين راستا خواهد بود. لازمه قدرت هركشوري پيوند ديپلماسي قوي در كنار توان دفاعي است. در همين راستا روحاني درباره حمله داعش به تهران و جواب موشكي ايران به اين حمله سهشنبه شب گذشته در يك مراسم افطاري گفت: «سياست جمهوري اسلامي ايران نسبت به منطقه و مسائل جهاني تغيير نكرده است، اما اگر از يك مركز، گروهكي افرادي را اعزام كند و با پررويي ميخواهد در برابر برخي از معاندين ما در منطقه و خصم ما در سطح جهاني خودي از خود نشان دهد و به عظمت جمهوري اسلامي ايران صدمه وارد كند، مسلما پاسخ قاطع دريافت خواهد كرد.» روحاني بهعنوان رئيس شوراي امنيت ملي، يك امنيت دوطرفه را به پيش ميبرد؛ سياستي كه مبتني بر پيشگيري از خطر ناامني با ديپلماسي قدرتمند است و هرجا كه لازم باشد تصميم نظامي را هم اتخاذ ميكند؛ سازوكاري كه نشان از راهبرد اعتدالي و همان منشي است كه مردم در 29 ارديبهشت بار ديگر به آن «آري» گفتند.