آرمان - بخشهای ورزش و جوانان مدتها با هم ادغام بوده و اکنون جدا شده اند، یعنی بر اساس دستوری که رئیسجمهور به تازگی صادر کرده قرار است سازمان ملی جوانان احیا شود. از این رو سازمان ملی جوانان وظیفه خطیری دارد، چرا که ایران همچنان کشوری جوان است و در مورد این قشر مهم باید برنامهریزیهایی انجام شده و فعالیتهای انجام شود. مساله سر این است که برای مثال وقتی یک برنامه کودک درست میکنیم برنامه برای کودک است یا با کودک. همین موضوع قابل تعمیم به سازمان ملی جوانان است. برنامه این سازمان برای جوانان است یا با جوانان. از آنجا که بنده کار پژوهشی انجام میدهم همواره این سوال برای من مطرح است که آیا سازمان ملی جوانان از بطن جامعه مسائل جوانان را بررسی میکند یا تنها برای آنها کارهایی را انجام میدهد. البته هر دو مورد مطرح است و باید اقداماتی را در این راستا انجام داد، ولی سازمانها باید در سه بعد پژوهش، آموزش و خدمات کار کنند تا فعالیت آنها ثمربخش باشد. از اینرو تنها ایجاد و احیای یک سازمان مهم نیست، بلکه باید نتایج عملکرد آن را بررسی کرد.
موقعیت جوانان یکسان نیست
باید این سازمان، جوانان را یکسان نبیند، چون در جامعه هم مساله ثروتمندان و هم افراد در آستانه فقر مطرح است. از این رو موقعیت جوانان هم یکسان نیست. از سوی دیگر، در رابطه با آسیب شناسی تنها نباید به طرح مساله اکتفا کنیم و بگوییم که بخشی از جوانان آسیبپذیر هستند و در مناطقی ممکن است که معتاد شوند و رفتار غیر اجتماعی داشته باشند، بلکه باید عامل آسیب رسان را هم پیدا کنیم. باید در این مقوله به ارزیابی نقش خانواده، رسانه، آموزش و پرورش و... هم بپردازیم. اگر این گونه برخورد کنیم با طرح مساله، کلید مساله را هم پیدا میکنیم. در واقع باید گفت که همخوانی بین پژوهش، آموزش و خدمات نیست و در این راستا یکسان حرکت نکردهایم و بیشتر از بالا به پایین نگاه شده است. بنابراین تا حدودی جای نقد باقی است. بهتر بود سازمان ملی جوانان در عمل با جوانان کار میکرد، به ویژه جوانانی که نیاز ضروریتری دارند و قشر آسیبپذیر جامعه هستند و هر لحظه امکان بروز آسیب بعدی را بیشتر میکنند. من پیگیری این مورد را کمتر در سازمان ملی جوانان دیده ام. البته فعالیتهای انجام گرفته توسط این سازمان در گذشته و همچنین برخی اقدامات در وزارت ورزش و جوانان قابل ستایش است و نمیتوان آنها را نادیده گرفت، ولی مشکل اینجاست که سیستم جوانان به تنهایی نمیتواند کاری کند. باید سازمانهای اجتماعی دیگر هم همکاری کنند، چرا که یک مساله میان رشتهای مطرح است و با فعالیت یک سازمان کاری از پیش نمیرود.
برخورد مردسالارانه با مساله جوانان
در درجه اول نباید بر جوانان تمرکز شود. همانطور که گفته شد خانواده، آموزش و پرورش، محیط و رسانه نقش تاثیرگذاری بر جوانان دارند. برای مثال من تحقیق گستردهای در رابطه با اوقات فراغت جوانان ندیده ام؛ اینکه چطور اوقات فراغت آنها شکل میگیرد و چه امکاناتی دارند. همینجا سوالاتی پیش میآید. آیا جوانان فقط پسران هستند؟ مگر دختران جوان نیستند؟ مگر آنها آسیبپذیر نیستند؟ دخترانی که برخی از آنها هنوز با خودشان هم آشتی نکرده اند و دائما در حال عمل زیبایی و تغییر لباسند تا با مطرح شدن حقشان را بگیرند. چرا تاکنون بیشتر با مسائل جوانان مردسالارانه برخورد شده است؟ این موارد نکات قابل اهمیتی است که باید در رابطه با جوانان به آن توجه کرد. بنابراین خانواده، طبقات اقتصادی، رسانه، ارگانها و مراکز آموزشی باید مورد بررسی قرار گیرند. از سوی دیگر، فقط نباید به پسران توجه کرد. اگر بخواهیم کار ریشهای انجام دهیم باید به سنتهای خانوادگی، وضعیت اقتصادی و آموزشی خانوادهها نیز توجه کنیم. مسائل جوانان چند بعدی است و یک بعدی نیست. باید آرمانها و نیازهای جوانان را بررسی کنیم و میزان تعلقشان را به سازمان ملی جوانان بسنجیم. آن زمان است که این سازمان میتواند راهبردی عمل کند.
میخواهند کار مثبتی انجام دهند
سازمان ملی جوانان که در دوران اصلاحات فعالیتهایی داشت در دولتهای نهم و دهم با بخش ورزش ادغام شد و وزارت ورزش و جوانان شکل گرفت. در روزهای اخیر رئیسجمهور بار دیگر دستور احیای سازمان ملی جوانان را داده است. برخی این امر را تبلیغاتی میدانند. بهتر است که از این بعد نگاه نکنیم. حتما مسئولان میخواهند کار مثبتی انجام دهند. ما بحرانهایی مانند ازدواج، بیکاری، واقعیت گریزی و... را در جوانان میبینیم. جوانان ما در جستوجوی هویت جدید هستند. باید قبول کرد که آنها هیجان خواه هستند و شادی میخواهند. جوانان قصد ابراز وجود دارند و دچار تعارضند. باید قبول کنیم که برخی رفتارهای آنها الزاما منفی و غرب زدگی یا عملیات روانی نیست. در واقع جوانی جرم نیست. نباید به این مساله سنتی نگاه کنیم، چون جوانان قرار است که ما را کهنه کنند. همانطور که قبلا اشاره کردم باید پژوهش، آموزش و خدمات در یک راستا حرکت کنند. ما نمیتوانیم از خدمات شروع کرده و جوانان را نصیحت کنیم. این گونه علائم را از بین میبریم و به جایی نمیرسیم. من فکر میکنم باید ریشهای برخورد کنیم. خانوادههای بد سرپرست و بی سرپرست هم در حوزه مسائل جوانان میگنجند. سازمان جوانان نمیتواند فقط با جوانان کار کند؛ باید ریشهای عمل کند. بنابراین مددکار اجتماعی میخواهد که این موارد را بررسی کند. اکنون جوانان تعارض را در جامعه میبینند؛ اینکه برخی جوانان زندگی لوکس دارند و آنها از امکانات اولیه بی بهرهاند. من نمیگویم همه باید ثروتمند باشند، ولی با نصحیت و قناعت پیشگی دغدغه جوانان را برطرف نمیشود. اول باید جوانان را فهمید. آنها با مسائل زیادی روبهرو هستند و سازمان ملی جوانان میتواند با پژوهشهای اولیه، آموزش و خدمات این بحرانها را ساماندهی کند. از سوی دیگر، جوانان باید با استدلال بتوانند عملکرد سازمان ملی جوانان را نقد کنند و در این باره جرات داشته باشند. با تمام این تفاسیر درباره جوانان صحبت کردن کار سادهای است. باید جوانان هم در بحث شرکت کنند و با آنها برای آنها کار کنیم. تنها در پشت میزهای وزارتخانهها از این اتاق به آن اتاق ارائه مصوبه دادن کارآمد نیست، حتی افرادی هم که این کار را انجام میدهند، دلسرد هستند، چون منتظر نتایج خوب نیستند. جوانان نه بد هستند نه خوب. آینده برای آنهاست. آنها سرمایه ملی کشور هستند. باید خردورزی، عقلانیت، شور زندگی و عشق به وطن را در آنها غنیسازی کنیم. از این رو سازمان ملی جوانان میتواند با ارائه برنامههای موثر مفید واقع شود.