آرمان -
وضعیت میراث فرهنگی در شهرهای مختلف اعم از پایتخت، کلانشهرها، شهرهای کوچک و روستاها خوب نیست و حتی باید بگویم که نزدیک به بد است. در سالهای گذشته تلاشهای مختلفی در زمینه میراث فرهنگی صورت گرفته، ولی نتیجه خوبی نداشته است. در شورای چهارم هم در بعضی شهرها عملکردها قابل رضایت بود. برای مثال در تهران تحولی برای مرمت بناهای تاریخی صورت گرفت و برخی خانههای تاریخی و ارزشمند در خیابانهای بهارستان، شهید مصطفی خمینی و 15 خرداد با همتی که صورت گرفت، احیا شدند. از سوی دیگر، هر چند میگویند مو به ریسمان غنیمت است و میتواند در استحکام بیشتر تاثیر بگذارد، اما واقعیت این است که این قبیل اقدامات به دلیل عقب افتادگیهای شدید در سالهای قبل گرهی از مشکل میراث فرهنگی باز نمیکند و باید تحرک بیشتر و سریعتر باشد. البته شورای شهر، مسئولان شهری، شهرداری و فرمانداران به آثار تاریخی شهرشان در شوراهای دوره دوم، سوم و چهارم توجه کردند و این مساله موجب پیدایش حرکتی شد. بنابراین انتظار میرود با توجه به سوابق و تجارب، شورای پنجم شهر بتواند همت خود را مضاعف کند و با برنامهریزی منسجم و دقیقتر مشکلات حوزه میراث فرهنگی را ظرف مدت دوره پنجم شورای شهر به پایان برساند و بعد هم یک سیستم برنامهریزی و مدیریتی ایجاد شود که همچنان در سالهای آینده تداوم داشته باشد. البته باید اشاره کنم که اگر این امر در سالهای گذشته اتفاق میافتاد، این همه میراث فرهنگی عقب نمیماند، ولو اینکه فرض کنید صد خانه هم مرمت شود در شهر دیده نمیشود. البته اکنون وقت افسوس خوردن نیست و باید با روی کار آمدن شورای پنجم وضعیت میراث فرهنگی بهتر از قبل شود.
رفع عقب ماندگی تاریخی با همتی دوچندان
اگر شورای شهر در یکی دو دوره عزمش را جزم کند و بتواند عقب افتادگیها و تاخیرها را جبران کند، آن وقت چهره شهرها کاملا دگرگون شده و هویت خود را به دست میآورند. از این رو در سالهای بعد رسیدگی به میراث فرهنگی راحت و سبک میشود و فقط به مراقبت نیاز دارد. برای مثال اگر جایی آسیب دید باید تنها دغدغه فکری اصلاح آن باشد، ولی ما اکنون عقب افتادگی تاریخی داریم که نیاز به همتی چند برابر دارد. در شورای قبلی اقداماتی انجام شده که جای تقدیر و قدرانی دارد، اما امیدواریم در دورههای بعد این همت چند برابر شود و برنامهها به گونهای پیش بروند که با یک زمانبندی چندساله بتوانیم عقب افتادگیها را جبران کنیم. بنابراین به یک برنامه راهبردی و نظارت دقیق نیاز داریم که هویت آثار تاریخی و معماری شهرها در دورههای مختلف مورد حفاظت قرار بگیرند. البته از شورای پنجم شهر انتظار میرود که از اقدامات شوراهای قبلی بهرهبرداری کند و نکات مثبت و منفی آن را مورد نقد و بررسی قرار دهد تا کمی و کاستی ها، عدم تخصصها و مرمتهای غیر اصولی در بعضی جاها تجزیه و تحلیل شود. بنابراین با استفاده از نکات مثبت، برنامههایی که تاکنون ایجاد شده و اجتناب از نکات ضعف میتوان با تسلط، اشراف و عملکرد بیشتر، بهتر و دقیقتر به گونهای در راستای میراث فرهنگی گام برداشت که خالی از ایراد و نقص باشد.
ضرورت مطالعه هویت ساختمان ها
در برخی مکانها مرمت، نماسازی و پاکسازی صورت گرفته و حتی تابلوهای سازماندهی شده نیز در بسیاری نقاط ایجاد شده اند، ولی در واقع شاید به عبارتی بتوان گفت که تقریبا هیچکدام بی نقص نیستند، یعنی به عنوان نمونه در خیابان انقلاب حد فاصل میدان انقلاب تا پل کالج تابلوهایی طراحی و اجرا شدهاند که با دوره تاریخی این خیابان سازگاری ندارند. به عبارت دیگر اگر به دوره تاریخی مغازههایی که در این خیابان احداث شده اند توجه کنیم، تابلوهایی میتوانستند نصب شوند که هویت تاریخی این خیابان را حفظ کنند. بنابراین باید نما، ترکیب و تابلوهای این خیابان با توجه به اصالت تاریخی، امکانات و تجهیزات مدرن اجرا میشد، نه اینکه تنها تابلوی مغازه ها را کاشی کنیم، چرا که در دورهای تابلوهای فلزی، در دوره دیگری تابلوهای کاشی و در دورهای تابلوهای نئون بود. از این رو باید هویت ساختمان و بدنه یک خیابان با مطالعات هویت اولیه صورت بگیرد و بر مبنای آن اجرا شود تا اصالت یک خیابان زیر سوال نرود. البته نباید نادیده بگیریم که شوراها نسبت به مقوله حفاظت از میراث فرهنگی تغییر بسیاری کردند، حتی شهرداری در گذشته تخریبگر آثار فرهنگی بود و در دورهای که بنده مسئولیت میراث فرهنگی را برعهده داشتم دائما با شهردار مناطق مختلف در دادگاه بودم، اما در این دوره برای پاکسازی بدنه ساختمانها اقدامات خوبی انجام شد که بیشتر با همت شورای شهر صورت گرفت تا میراث فرهنگی.
بی توجهی دولت یازدهم به میراث فرهنگی
در دولتهای نهم و دهم مقوله میراث فرهنگی به تاراج رفت. مصادره، تخریب و منهدم شد. از این رو انتظار داشتیم در دولت یازدهم این روند اصلاح شود و در جهت مثبت تغییر کند، اما فقط متوقف شد. به عبارت دیگر در نقاط دور و نزدیک توجهی که باید به میراث فرهنگی میشد، نشد. نمونه بازر آن سهلانگاری بسیاری بود که بارها در اقصی نقاط کشور دیده شد، چرا که میراث فرهنگی در دولت یازدهم مدیرهای بسیاری را به خود دید و مدت مدیریت آنها کوتاه و کم بود. دوم اینکه این افراد متخصص میراث فرهنگی نبودند و تنها وضع موجود را حفظ میکردند. در واقع قطار میراث فرهنگی منحرف شده بود و باید این انحراف به حالت اولیه خود برمی گشت تا توسعه، ترقی، پیشرفت، پاکسازی و احیا را طی کند، اما در دولت یازدهم هیچکدام صورت نگرفت. بنده دهها نمونه از آثار باستانی در تهران، شهرهای اطراف آن و استانهای دیگر سراغ دارم که در دولتهای نهم و دهم تخریب شدند، گرچه انتظار میرفت که در دولت آقای روحانی اصلاح شود، اما این اتفاق نیفتاد و همچنان تخریبها ادامه دارد. بنابراین وضعیت میراث فرهنگی بسیار اسفناک است. از آنجا که بنده به تداوم دولت اعتقاد دارم در ایام انتخابات چیزی نگفتم که از اصل ماجرا دور نمانیم، اما اکنون که این دوران سپری شده است باید بگویم که دولت یازدهم هیچ توجهی جدی به میراث فرهنگی نداشته است و تنها روند متوقف شد. بزرگترین دلیلش این است که در طول چهار سال گذشته سه مدیر و سه رئیس سازمان عوض شدند که هیچکدام تخصصی از شاخههای میراث فرهنگی اعم از باستان شناسی، مرمت، مردم شناسی و هنرهای سنتی نداشتند و فقط آمدند پشت میز نوشتند و فرمان صادر کردند.