آرمان - شایستهسالاری از ابداعات و آفرینشهای جریان اصلاحات است. این واژه مبارک و نجاتبخش و رهاننده مدیریت بیمار جامعه ما از غیر شایستگان، تا آنجا که خاطره راقم این سطور به یاد میآورد از زبان بزرگان اصلاحات وارد ادبیات سیاسی گردید و در میان مصلحان و سیاست ورزان اصلاحطلب جامعه درگستره وسیعی رایج شد و این پدیده مبارک و میمون در دوم خرداد 76 به نقطه عطفی در پیروزی جریان اصلاحات در ایران معاصر تبدیل گردید. جامعهای که متاسفانه قرنها با حاکمیت غیر شایستگان و از همه مهمتر با خاموشی مستمر موتور چرخش نخبگان، مواجه بود. اما این واژه مبارک و نجاتبخش و اصلاح کننده با ساختاری مواجه شد که قرنها مبتنی بر عنصر رابطه و پارتی عمل کرده بود. شایستهسالاری در عمل با محدودیتها و تنگ نظریهای مختلف از جمله سهم خواهی مبتنی برلابیگریهای مشمئز کننده برخی از احزاب اصلاحطلب و آن دسته از اصلاحطلبانی که شایسته سالاری را برنمیتابند مواجه شد. به طوری که عنصر شایسته سالاری، که ترمیم کننده آسیبهای تاریخی و مزمن مدیریتی جامعه است به حاشیه رانده شد، بهگونهای که جریان اصلاحات و احزاب مدعی اصلاحطلبی هم تا کنون نتوانستهاند حتی در درون خود به این مهم عمل کنند. آنها در چینش کادرهای مدیریتی خود و بستن لیستهای انتخابات اعم از مجلس شورای اسلامی و یا شورای شهر تهران، شایسته سالارانه عمل نکردند. لیست شورای شهر تهران که پیروز انتخابات 96 گردید نمونه بارزی از این چینش غیرشایسته سالارانه است که در جای خود باید بهجد به آن پرداخته شود تا جریان اصلاحطلبی بتواند خود را از این وضعیت نجات بخشد و مسیر راهیابی شایستگان به سطوح عالی مدیریتی را هموار کند. شکی نیست که تداوم این مسیر به استحاله فرسایشی جریان اصلاحات منجر خواهد شد و اندیشه اصلاحطلبی را از درون تهی خواهد کرد. آنگاه از اندیشه اصلاح و اصلاحطلبی که از ضرورتهای اجتناب ناپذیر جامعه امروز است اثری باقی نخواهد ماند. بنابراین شورایعالی سیاستگذاری نباید برای حفظ انسجام احزاب و جریان اصلاحات، تسلیم رویکردهای مبتنی بر سهم خواهی احزاب و لابیگریها گردد. بلکه باید بدون فوت وقت با کمک اندیشهورزان اصلاحطلب و جریان اصیل اصلاحات، رویه و رویکردی را در دستور کار قرار دهد تا امکان چرخش نخبگان و شایستگان در مناصب مختلف اعم از حزبی و اداری میسر شود. موتور چرخش نخبگان که سالها خاموش شده باید با تغییر این رویه و تزریق عنصر شایسته سالاری روشن شود و افراد بر اساس شایستگیها به کار گرفته شوند. تردیدی نیست که در اندیشه شایستهسالارانه، نگاههای سهم خواهانه یا جوانگرایانه یا جنسیتی، بدون برخورداری از ویژگیهای شایسته سالارانه، هرگز نباید جایگاهی داشته باشد و مولفههای رابطه و پارتی بازی و چینشهای قبیلهای موضوعیت نخواهد داشت. در چنین نظامی آنچه مورد توجه قرار میگیرد، در واقع ویژگیهایی، چون کارآمدی، توانمندیهای مدیریتی و تخصصی و علمی و پشتکار و از دیگر سو برخورداری از پیشینهای سالم و همراه با پاکدستی و تجربههای موفق و سالم ملاک است. امید که تا دیر نشده و جریان اصلاحات اعتبار خود را در میان مردم از دست نداده به این خانه تکانی و جراحی ضروری اهتمام ورزد. اگر چنین کند آنگاه پرچمدار و مدعی اصلاح و اصلاحطلبی در آینده خواهد بود.