آرمان - با پیروزی غرورانگیز لیست امید در انتخابات سراسری شهرداریها بخصوص در تهران، چشم مردم به میزان توانمندی و کارایی احزاب اصلاحطلب در حکمرانی خوب شهری در چهار سال آینده دوخته شده است. این پیروزی دلچسب و ارزشمند، بیش از آنکه حاصل ضعفها و ایرادات عملکرد جبهه رقیب باشد، حاصل اتفاق، همدلی، صداقت و پاکدستی رهبران جبهه اصلاحات و البته مظلومیت آنان بوده است. عملکرد مدیریت شهری در پایتخت، بیشتر از کلانشهرهای دیگر در چشم خواهد بود، چرا که هم جمعیت زیادی دارد و هم کارنامه شایسته و موفقیتآمیز در آن، الهامبخش برای سایر شهرها و روستاهاست. موفقیت در تهران و جلب رضایت عمومی، اهمیتی مضاعف دارد و موفقیت جبهه اصلاحات را در آزمونهای بعدی تضمین خواهد کرد و البته اگر تشتت و سهمخواهی و عملکرد سوء بر آن حاکم شود، تمام توفیقات بهدستآمده را به باد فنا خواهد داد. از یاد نبردهایم که دودستگی و اختلاف و درگیری در شورای اول تهران بود که زمینه را برای موفقیت لیست ائتلاف آبادگران و پشت بند آن برآمدن پدیده احمدینژاد در رأس شهرداری و رویدادهای بعدی فراهم کرد. در حالی که هنوز انتخابات به تایید نهایی نرسیده و آرای نامزدها بهطور کامل اعلام نشده بود، عدهای بحث انتخاب شهردار تهران را پیش کشیدند و به گمانهزنی پرداختند؛ اتفاقی که به مذاق رأیدهندگان خوب نیامد و بوی ناموزون قدرتطلبی و سهمخواهی از آن در افکار عمومی استشمام شد. دو ماه تا پایان کار شورای چهارم باقی است و فرصتی وجود دارد که با طمأنینه و غور و بررسی، درباره آن بحث و تصمیمگیری شود و البته کشاندن زودهنگام این بحث به عرصه عمومی در رسانهها، خبط بزرگی بود که امید است با تصمیم منطقی و درست، تلخی آن از کامها زدوده شود. آنچه از ماحصل بحثهای مطرح شده در سطح رسانهها مستفاد میشود، احساس هراسی است که برخی از انتخاب محسن هاشمی به خود راه دادهاند. دلیل این هراس چیست؟ بحث انتخاب نامزد جبهه اصلاحات برای پُست شهردار تهران، در سال 92 میان احزاب انجام شد و بعد از کلی مداقه و سبک سنگین کردن و محاسبه هزینه و منفعت و بررسی کاندیداهای مختلف، بر نام محسن هاشمی توافق شد. اگر ناسازگاری و نامردی یک نامزد راه یافته لیست اصلاحطلبان به شورای چهارم نبود، اکنون محسن هاشمی شهردار بود و شرایط بهگونه دیگری رقم میخورد. پس راجع به این موضوع، قبلا به حد کافی بحث شده و دلایل متعددی برای این انتخاب ذکر شده است. محسن هاشمی برآمده از مجموعه خود شهرداری است و قاطبه شهرداری تهران او را از خودشان میدانند و وی میتواند روی همراهی کامل این مجموعه بزرگ و حساس، حساب کند. کارنامه موفقیتآمیز و پاک او در مقام مدیریت شرکت مترو، به عنوان مهمترین شرکت مجموعه شهرداری تهران، توفیق او در پست شهردار را تضمین میکند. جبهه اصلاحات، با انتخاب محسن هاشمی در مقام شهردار تهران، با طیب خاطر میتواند روی کارنامه موفق و قابل مباهات شهرداری تهران در سال 1400 و تسری آن به سایر کلانشهرهای کشور حساب کند. وقتی به محتوای سخن مخالفان محسن هاشمی برای احراز پست شهردار تهران دقت کنیم، هیچکدام راجع به توانمندی بالای او ادعایی ندارند، بلکه همه عملکرد موفق او را میستایند. موضوعی که دلیل موافق نبودن ذکر میشود، یکی آن است که با خارج شدن محسن هاشمی از ترکیب شورا، مهدی چمران وارد شورا خواهد شد و دیگر آنکه همه اعضای لیست امید، تعهد دادهاند که در شورا باشند و پُست دیگری اختیار نکنند. آیا واقعا این دلایل برای محروم کردن شهر از یک مزیت مطمئن، برای موفقیت در مدیریت شهری کافی و منطقی و درست است؟ یعنی آمدن چمران در ترکیب شورا، آن قدر مهم است که شهرداری را از یک امکان بزرگ محروم کنیم. پس کجا رفت، شعار زندهباد مخالف من؟ اصلا وجود یک اقلیت مخالف در ترکیب شورا، مگر نمیتواند به قوام بحثها و اتحاد بیشتر ملی و نزدیکی و همراهی جناحهای سیاسی کمک کند؟ جبهه اصلاحات در این مدت، مگر شعاری غیر از همراهی و وحدت و اتحاد سرداده است؟ خداوند به همه ما سعه صدر و تقوا در هنگام کسب قدرت عنایت بفرماید. درباره تعهد به ماندن در شورا، زمانی که اعضای شورا بر این امر اتفاق داشته باشند، دیگر محلی برای اختلاف نمیتواند باشد، چرا که پُست شهردار تهران، مجزا از شورای اسلامی شهر نیست و تازه اگر این کار انجام نشود، نقض غرض است. هدف شورا، موفقیت در اداره شهر و جلب رضایت شهروندان است، پس اگر این هدف با انتخاب شخصی حاصل میشود که با آرای استثنائی، مورد حمایت مردم قرار گرفته و درباره موفقیت عملکرد او تردیدی وجود ندارد، پس چرا باید معطل ماند. اما آنچه در این مخالفتها بیان نمیشود و ناگفته این دوستان است، انتظار حضور موثر در ساختار سازمانی شهرداری تهران است. جبهه اصلاحات، مدیران شایسته بسیاری دارد که هر کدام از آنها شایستگی اداره وزارتخانهای را دارند و اکنون از توان آنها استفادهای نمیشود. این انتظار درستی است که برخی گروهها و احزاب تلاش میکنند شخصیت نزدیک به خود را در این پُست مهم بگمارند و برای این امر از هیچتلاشی فروگذار نمیکنند. برای تحقق این امر هم راه حل وجود دارد. هدف غایی اصلاحطلبان و به تبع آن نمایندگانشان در شورای شهر، موفقیت و سربلندی در مدیریت شهر و ارائه یک مدل مردمی و انقلابی واقعی از حکمرانی خوب شهری است. این هدف بسیار مهم و بزرگی است و تحقق آن جزو آمال و آرزوهای هر اصلاحطلبی است. برای تحقق این هدف باید گذشت و بزرگ منشی و همه جانبه نگری داشت و از خواستههای گروهی و حزبی عبور کرد و به موقعیت بزرگتر اندیشید. شهردار تهران یک مقام سمبلیک است و هر حرکت و سخن او در راستای مسائل سیاسی تفسیر و تاویل میشود. محسن هاشمی، به جهت حضور چندینساله در پُستهایی چون رئیس دفتر رئیسجمهور و رئیس دفتر بازرسی ویژه رئیسجمهور، اهمیت چنین موقعیتی را به خوبی میداند و به جهت انتساب به آیتا... هاشمی رفسنجانی، ارتباط نزدیکی با مقامات مختلف نظام دارد که این ارتباطات برای گذار از مشکلات کنونی شهرداری و ارائه کارنامه موفق، ضرورت جدی دارد. از طرف دیگر در شهرداری تهران، پُستهایی چون قائم مقام شهردار و معاونتهای مختلف آن وجود دارد که هر کدام میتواند جایگاه یکی از همین نامزدهای شایسته احزاب و گروهها باشد. برخی از این افراد، میتوانند در نقش قائم مقام، عملکرد به مراتب بهتری داشته باشند و به همافزایی نیروها کمک کنند. حاصل اینکه فرصتها مثل ابر بهار درگذرند و نباید با حب و بغض محفلی و گروهی، کاری کرد که نتیجه آن از قبل قابل پیشبینی است. امروز برای جبهه اصلاحات، محسن هاشمی شایستهترین فرد برای پُست شهردار تهران است. گرچه تاکنون خود او نظری درباره این موضوع نداده است و طرح آن را نادرست و زودهنگام میداند و شاید به دلیل مشکلات کلان و عدیده اداره شهر در وضعیت کنونی، شخصا چندان راغب به تصدی این پُست نباشد و نمایندگی شورا، آسودگی بیشتری برایش داشته باشد، اما مساله آن است که محسن هاشمی چه یک نماینده ساده شورا باشد و چه شهردار تهران باشد، همه توان خود را برای موفقیت در همان موقعیت به کار میگیرد و مجموعه عملکرد او در این سی سال خدمت، درستی آن را به خوبی نشان میدهد، اما اگر تصمیم نادرستی گرفته شود، نه تنها اشخاص دیگر به دلایل مختلف، قادر به عبور از مشکلات عدیده فعلی شهرداری تهران نخواهند بود، بلکه در برابر هجمهها و تخریبهای گستردهای که تندروهای افراطی با تمام توان خود را آماده آن ساختهاند، تاب و توان تحمل نخواهند داشت. تصمیم درست امروز، تضمین موفقیتهای آینده جبهه اصلاحات خواهد بود.