آرمان - از نظر روانشناسان و كساني كه در حوزه روانشناسي اجتماعي تحقيق و پژوهش ميكنند، پديدهاي چون چشم و همچشميدر ميان برخي افراد، نشانه وجود نوعي نياز براي جلبتوجه اطرافيان و مورد تاييد قرار گرفتن از سوي آنهاست. بنابراين چشم و همچشميارتباطي مستقيم با ميزان پذيرفته شدن افراد از سوي خود آنها دارد. بدين معني كه هرچه افراد، وضعيت ظاهري، تواناييهاي فردي و مالي خود را همانگونه كه هست، قبول داشته باشند كمتر به چشم و همچشميبا اطرافيان خود مبادرت ميورزند. به اعتقاد روانپزشكان، زماني كه افراد واقعيات زندگي و تواناييهاي فردي خود را قبول داشته باشند كمتر به نظرات ديگران درباره خود توجه ميكنند و ميخواهند اطرافيان، آنها را همان طور بپذيرند كه در واقعيت هستند. همچنين وقتي افراد بيش از حد در پي كسب اطلاع از نظرات ديگران نسبت به خود باشند تلاش ميكنند تا همان طور كه ديگران دوست دارند در مقابل آنها ظاهر شوند و از همين طريق نظر مثبت آنها را نسبت به خود جلب كرده و مورد تاييد آنها واقع شوند. در اين صورت است كه اين افراد از واقعيات شخصيتي و تواناييهاي خود غافل شده و معيار خود را تاييد ديگران قرار ميدهند.
علل چشم و همچشمي
تكبر خصوصيت ضداخلاقي است. اين خصوصيت كه از آن به رذيلت اخلاقي ياد ميشود موجب ميشود تا شخص خود را برتر از ديگري بيابد. از اين رو ميكوشد تا به هر شكلي شده برتري خويش را نشان دهد و خود را فراتر و بزرگتر و برتر از ديگري بنماياند. اين گونه است كه چيزهايي كه در خود مييابد به رخ ديگري ميكشد و در اموري كه احساس ميكند كه از برتري برخوردار نيست تظاهر به دارايي آن مينمايد.
تكاثرطلبي
تكاثرطلبي نيز يكي ديگر از علل و عوامل چشم و همچشمی است؛ زيرا شخص با اين شيوه ميكوشد تا اموري را گرد آورد كه بتواند به رخ ديگري بكشد و خود را در حد و اندازه طرف مقابل يا فراتر از آن بنماياند. زياده خواهيهاي آدميدر همه حوزهها وجود دارد. بنابراين زياده خواهي، خاص چيز يا امري نيست. حسادتهاي فردي نيز در زمينه چشم و همچشميميتواند نقش داشته باشد چرا كه افراد حسود به نوعي در پي همانندسازي با ديگران هستند و تمايلي نسبت به تمايز با اطرافيان خود نداشته و ميخواهند چيزي جداي آنچه مورد تاييد ديگران است، نباشند.
حسادت و غبطه
حسادت به معناي آن است كه شخص نعمتي را در ديگري مييابد و ميكوشد تا به نحوي آن نعمت از دست وي برود يا به شكل نقمت و بلا درآيد. حسود آرزوي آن را ندارد كه شخص از نعمت برخوردار شود، بلكه ميخواهد تنها خود از نعمت برخوردار باشد و ديگري از آن بهرهاي نداشته باشد. به هر حال رقابت غيرسازنده ميان افراد جامعه، عامل مهميدر ايجاد چشم و همچشمياست از اين رو ميبايست با آموزش درست و ايجاد بينش و نگرش سازنده، رقابتهاي نادرست را به شكل رقابتهاي سازنده چون مساله غبطه تبديل و دگرگون ساخت و جامعه را از آثار زيانبار چشم و همچشميو صرف هزينههاي بسيار در امور غيرمفيد رهايي بخشيد.
كمبود اعتماد به نفس
برخي از روانشناسان علاوه بر امور يادشده درباره علل و عوامل چشم و همچشميبه مساله ديگري نيز توجه داده و گفتهاند خودپنداري پايه و اساس اعتماد به نفس انسانها است بنابراين وقتي افراد در مراحل رشد خود مورد تاييد واقع شدن از سوي اطرافيان را به عنوان يك نياز اصلي در خود احساس كنند در اغلب موارد شرايط و ويژگيهاي فردي و اجتماعي اطرافيان را مطلوبتر از خود ارزيابي كرده و دچار كمبود اعتماد به نفس ميشوند. به اعتقاد روانشناسان اجتماعي، كمبود اعتماد به نفس نيز يكي ديگر از فاكتورهايي است كه ميتواند در افزايش چشم وهمچشميافراد تاثير بسزايي داشته باشد.
فرهنگ حاكم بر خانواده
افزون بر عوامل يادشده، فرهنگ حاكم بر خانواده نيز تاثير بسزايي در نوع رفتار افراد دارد؛ به گونهاي كه وقتي افراد در محيطي رشد پيدا ميكنند كه مورد اهميت و توجه كافي اعضاي خانواده خود قرار گرفته و از استقلال نسبي برخوردار هستند، به ميزان كمتري براي جلب نظر و تاييد اطرافيان خود تلاش ميكنند. در پايان يادآوري اين نكته ضروري است كه چشم و همچشميدر ميان همگان وجود دارد و مساله اختصاص به گروه يا طبقه خاصی ندارد. براي رهايي از اين مشكل نيز ميبايست از همان روشهايي استفاده كرد كه در از ميان بردن تكبر و حسادت و تظاهر و تكاثر و ديگر رذايل اخلاقي استفاده ميشود. از اين رو تغيير بينش و نگرش مردم و تغيير الگوهاي رفتاري، از مهمترين عوامل بازسازي و جلوگيري از رواج پديده چشم و همچشمياست.