آرمان - در جامعهشناسی و تشریح مکتب شیکاگو به جامعهشناسی شهری توجه فراوانی صورت میگیرد. شهرهای بزرگ براساس این مکتب با مشکلات عدیدهای روبهرو هستند که این مشکلات دو علت عمده دارد؛ اول اینکه همانند ایران، بخشی از این مشکلات را فرهنگهای نامتجانس به وجود میآورند و دوم اینکه مدیران شهرها به علت عدم تخصص بر میزان مشکلات شهری میافزایند. همانند آنچه در تهران شاهد آن هستیم که شهردار تهران عملا دقت نظری در مورد مدیریت شهری ندارد و عموما به طرحهای سیاسی و چشمپرکن روی میآورد. اصلاحطلبان اگر تمایل دارند پس از پیروزی مشکلات شهری را کاهش دهند باید اولا از مدیران انتسابی در مدیریت شهری جلوگیری کرده و دوما برای حل مشکلات شهری برنامهریزی کنند. بسیاری از برنامهریزیهای شهری که توسط مدیران انتصابی در ایران اجرا میشود، برنامهریزیهای علمی نیست، زیرا در دانشگاه عمران و مدیریت شهری، دانشجویان به منظور آشنایی با مشکلات شهری باید با جامعه آشنا شوند و مشکلات شهری را بشناسند تا با تلفیق مشکلات شهری با علوم شهری، در جهت حل بحرانهای شهری حرکت کنند. در حال حاضر به مبحث جامعهشناسی در رشتههای عمران شهری، آنگونه که باید توجه نمیشود. چگونه مدیری که کارشناس جغرافیای سیاسی است، مدیر شهر تهران میشود؟ چنین مدیرانی موجب به وجود آمدن مشکلات مختلف فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی در تهران میشوند. در نتیجه با ظرفیتهای مدیریتی فعلی نمیتوان به منظور کاهش مشکلات شهری اقدامی کرد. اگر اصلاحطلبان که قصد دارند مدیریت شهر تهران را به دست بگیرند، بخواهند با همین رویه شهر تهران را مدیریت کنند نه تنها بر مشکلات شهر تهران میافزایند، بلکه معضلات ملی به وجود خواهند آورد. در این مسیر علاوه بر تغییرات مدیریتی باید به مساله آموزش نیز توجه کرد. زمانی که آموزش داده نشود که شهروند تهرانی باید برای حل مشکلات محیطزیستی به وسیله عمومی روی آورد، قطعا مردم در مسیر حل مشکلات شهری حرکت نخواهند کرد. اگر اصلاحطلبان قصد دارند در مسیر بهبود مدیریت شهری گام بردارند، بدانند که تنها با پیروزی در انتخابات و اجرای برنامهریزیهای ازپیشتعیینشده نمیتوان از میزان مشکلات شهری کاست و به منظور کاهش مشکلات شهری باید فرهنگسازی لازم صورت گیرد تا مردم در مسیر حل مشکلات شهری گامهای اساسی بردارند. آنگاه میتوان از حل مشکلات شهری سخن گفت.