حسن هانیزاده، کارشناس مسائل خاورمیانه نوشت: طولانی شدن انسداد تنگه هرمز در طول هشت ماه گذشته، در کنار بحرانهای منطقهای، درگیری عربستان و یمن و همچنین سایر بحرانهای منطقهای موجب شده تا یکسری رخدادها در منطقه به وقوع بپیوندد و این احتمال را ایجاد کرده است که تنشهای موجود میان ایران و آمریکا به یک نقطه پایانی برسد. با توجه به اینکه بسته شدن تنگه هرمز تأثیر منفی مستقیمی بر بازارهای انرژی جهان ایجاد کرده و بسیاری از کشورهای اروپایی در آستانه فصل زمستان نیاز شدیدی به نفت غرب آسیا دارند، فشار کشورهای اروپایی بر دونالد ترامپ و تیم او برای پایان دادن به این بحران و جنگ میان ایران و آمریکا تشدید شده است.
از سوی دیگر، با توجه به اینکه اساساً اقتصاد قطر بر نفت و گاز استوار است و این اقتصاد تکپایه، طبیعتاً تأثیر مستقیمی از وضعیت منطقه خواهد پذیرفت، قطر بسیار تلاش کرده است تا بحران منطقه کاهش پیدا کند و جنگ ایران و آمریکا به نقطه پایان برسد. اخیراً نیز نخستوزیر و وزیر خارجه قطر، حدود ده روز در نیویورک اقامت داشت و همزمان با حضور هیات دیپلماتیک ایران برای نشست مجمع عمومی سازمان ملل، نخستوزیر و وزیر خارجه قطر تلاش بسیار زیادی کرد تا دیدگاه ایران و آمریکا را به یکدیگر نزدیک کند و در واقع محور مذاکرات را بر توافقنامه اسلامآباد قرار دهد که بر اساس مستندات رسانهای به نظر میرسد این تلاشها تا اندازهای نیز موفق بوده است.
به رغم اینکه دونالد ترامپ و تیم او، از جمله وزیر جنگ، وزیر خارجه و وزیر خزانهداری، ادبیاتی تهاجمی نسبت به ایران دارند، گزارشهای پشت پرده نشان میدهد که احتمال مذاکره ایران و آمریکا همچنان وجود دارد. اکنون تلاشهایی از سوی دولت چین و پاکستان و بهویژه قطر در جریان است که برای قطر نیز بسیار اهمیت دارد؛ چراکه این کشور خواهان آن است که منطقه به سمت آرامش حرکت کند.
باید توجه داشت که دولت قطر جایگاه بسیار مهمی در تعاملات و رخدادهای منطقه دارد و در گذشته نیز نقش قطر در کاهش تنشها بسیار مهم بوده است. به نظر میرسد که توافقنامه اسلامآباد، بهعنوان شرط ایران برای پایان جنگ، اکنون در یک نقطه سرانجامی قرار دارد و تیم دونالد ترامپ به این نتیجه رسیده که تشدید جنگ، اتخاذ شیوههای تهاجمی و استفاده از ابزارهای نظامی نمیتواند اهداف آمریکا را محقق سازد.
بنابراین، بیشتر نخبگان آمریکا اکنون به دنبال آن هستند که فشار را تشدید کنند و از طریق تیم دوستان ایران برای پایان دادن به این جنگ اقدام کنند. احتمال دارد دولت قطر موفق شود که در آینده نزدیک، دو کشور، یعنی هیاتهای مذاکرهکننده ایران و آمریکا، را بر اساس محور توافقنامه اسلامآباد، بر سر یک میز جمع کند تا این وضعیت به پایان برسد.
به هر حال، در وضعیت کنونی که ترامپ و تیم سیاسی- امنیتی او بحث گزینه نظامی را هم مطرح کردهاند، هر احتمالی وجود دارد. بنابراین، با توجه به تناقضاتی که در رفتارها نیز وجود دارد، هر احتمالی را نمیتوان منتفی دانست؛ اما بیشتر تحلیلها به این سمتوسو است که ترامپ در قبال ایران، بهویژه در جنگ رمضان، از همه ابزارهای نظامی استفاده کرد ولی با شکست مواجه شد و بیش از این نمیتواند از ابزارهای نظامی علیه ایران استفاده کند.
بر این اساس راهحل عاقلانه این است که شرایط هفتگانه ایران پذیرفته شود تا تنگه هرمز باز شود و تعاملات میان ایران و جامعه جهانی از سر گرفته شود. لذا، به نظر میرسد علیرغم تهدیدها و جریانسازیها و ادبیات تند تیم دونالد ترامپ، یکسری تحرکات پشت پرده وجود دارد که در راستای نزدیک کردن دیدگاههای ایران و آمریکا به یکدیگر است؛ زیرا آغاز بحران جدید و یک جنگ نظامی جدید در منطقه، به کشورهای اطراف ایران که اقتصادشان عمدتاً بر پایه نفت قرار دارد، آسیب خواهد زد و این کشورها تمایلی ندارند که بحران ادامه پیدا کند.