اینکه جامعه ملل که حالا با عنوان سازمان ملل متحد شناخته میشود، باید چالشهای جهان امروز را برجسته کرده و برای آن راهکار عملی ارائه دهد، موضوعی است که سالها با شک و تردید روبهرو بوده و دلیل ریشهای آن را هم باید برخورد منافع و همچنین نادیده گرفتن چندجانبهگرایی دانست.
مانور ترامپ علیه ایران
آنچه در این میان بیش از هر چیز ماهیت و شعار امسال مجمع عمومی سازمان ملل را زیر سوال میبرد، مواضع ترامپ علیه ایران بود که در سخنرانی خود بدون روتوش تشریح کرد. رئیسجمهوری آمریکا بار دیگر گزینههای ادعایی مد نظر خود در مورد ایران را تکرار کرد و مدعی شد که دو گزینه پیش رو است؛ یکی اینکه اقتصاد آنها در منطقه و جهان بدرخشد و دیگر اینکه آنها را نابود کنیم. او همچنین در مجمع عمومی سازمان ملل بار دیگر ادعاهای خود در مورد نابود کردن نیروی نظامی ایران مطرح و ادعا کرد که ۱۵۹ کشتی ایرانی اکنون در قعر دریا هستند. بخش دیگری از سخنان ترامپ به موضوع انتخابات میان دورهای کنگره آمریکا و پیوند زدن آن با ایران مربوط بود؛ به گونهای که او ادعا کرد «آنها (ایران) منتظرند ببینند عملکرد من در انتخابات میاندورهای چگونه خواهد بود، اما آنچه متوجه نیستند، این است که من نامزد انتخابات نیستم بلکه این حزب جمهوریخواه است که در انتخابات شرکت میکند و من به آنها کمک خواهم کرد، اما خودم نامزد نیستم. من در موضوع ایران، مطلقاً هیچگونه اعتباری برای این انتخابات قائل نبودهام و نخواهم بود. این مساله حتی به ذهنم هم خطور نمیکند. تنها چیزی که اهمیت دارد این است که ایران هرگز به سلاح هستهای دست نخواهد یافت». این سخنان ترامپ و حتی تهدید ایران به نابودی و هرگونه اقدام نظامی علیه کشورمان از منظر بسیاری از ناظران بینالمللی توهین به ماهیت سازمان ملل و حتی شعار امسال این نشست است. چراکه ترامپ اساساً از تریبون سازمان ملل به صورت رسمی یک کشور دیگر را تهدید به نابودی میکند و این دقیقاً یادآور مواضع چند ماه پیش وی در خصوص نابودی تمدن ایران است.
نعل و میخ ترامپ
آنچه در این راستا باید مورد نظر قرار بگیرد این است که او سعی کرد به صورت کامل تهدید خود را علیه ایران مطرح کند و حتی به دروغ اعلام کرد که هشت جنگ در دنیا را از ابتدای ورود به کاخسفید پایان داده است! در این راستا شاهد آن هستیم که او همانند گذشته با وجود تهدیدهایی که مطرح کرده، به سرعت در فضای مجازی خبر دیدار جرد کوشنر و استیو ویتکاف نمایندگان آمریکا با هیأت ایرانی را منتشر میکند و باز هم در این خصوص تلاش دارد تا به افکار عمومی بگوید که واشنگتن دنبال گفتوگو با تهران است. در این خصوص الجزیره به نقل از استیو ویتکاف مدعی شده که «میانجیها با موفقیت این دور مذاکراتی را به پایان رساندند که امیدواریم سازنده و امیدوارکننده باشد و آنها به کار خود ادامه خواهند داد». به موازات این مواضع، ماجد الانصاری، سخنگوی وزارت خارجه قطر نیز اعلام کرده که قطر «با شرکایی در منطقه، مانند پاکستان و عمان و دیگر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، برای دستیابی به یک راهحل صلحآمیز و دیپلماتیک» همکاری کرده و خوشحال است که میزبان دیدارهای میان طرفها بوده و شاهد ازسرگیری تعامل آنهاست؛ چراکه برای ما در قطر، دیپلماسی تنها راه خروج از این وضعیت است. در این خصوص، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه کشورمان نیز در خصوص دیدار هیأت ایرانی با نمایندگان ایالات متحده اعلام کرد «هیات نمایندگی ایران، دیدگاهها و شروط خود را صریح و روشن از طریق میانجیها به طرف آمریکایی منعکس کرد». مجموع این اظهارنظرها و مواضع نشان میدهد که اوضاع و احوال در نیویورک و در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد به گونهای پیش میرود که هر لحظه ممکن است با اعلام یک موضع جدید معادلات و تحلیلها دگرگون شود. آنچه که باید مورد نظر قرار بگیرد این است که آمریکا و شخص ترامپ، در حال بندبازی در قبال ایران و به خصوص مذاکرات است. اینکه او در اظهارات خود هرگونه توافق با ایران را به بعد از انتخابات میاندورهای موکول میکند نشان میدهد که عدم قطعیت برای او بیش از طرف ایرانی است. ترامپ زیر فشار دنیا و به خصوص کشورهای عربی است و بابت بحران عرضه انرژی باید پاسخگوی جنگی باشد که به راه انداخته است. نکته مهم این است که حتی اگر گزینه اقدام نظامی انتخاب شود، گره هرمز سفتتر خواهد شد و به همین دلیل نیاز به گفتوگو با ایران همچنان برای او مهم است.