اکثر پدرها گاهی حرف هایی می زنند یا توصیه هایی می کنند به خصوص در دوران نوجوانی و جوانی که در آن لحظه برای فرزندان نامفهوم است و عجیب یا سخت و غیرمنطقی به نظر می رسد. اما با گذشت زمان و با تجربه کردن سختی ها و رویدادهای زندگی (روزگار) منظور واقعی و حکمت آنها حرف ها آشکار می شود ...
اول اینکه من از پدر خودم عذرخواهم و دست بوسش هستم اگر جایی در جوانی قضاوتش کردم و خیلی جاها سرم به سنگ خورد و به تجربه خودم لطفا به توصیه بزرگترهاتون گوش کنید و احترام بگذارید. والدین شما امنترین و قابل اعتمادترین و دلسوزترین افراد زندگی شما هستند و بی شک خیر و صلاح شما را می خواند. اگر در قید حیات هستند همین الان آنها را ببوسید و در آغوشتان بگیرید و اگر به جبرِ فانی بودن این دنیا، نیستند روحشان شاد برای شادی روحشان فاتحهای بخوانید و نور به آرامستان های آنان ببارد.