آرمان ملی آنلاین - این روزها بازارها شلوغند، کرونا بیداد میکند ولی بسیاری از مردم در خیابانها گشتی میزنند تا شاید جنس ارزانتری بیابند و بخرند، دستفروشها مشتری بیشتری دارند و بر هیاهوی شهر افزودهاند اما همه میدانند که بسیاری از خانوادهها همین روزها یکی از سختترین دوران خود را میگذرانند. آنها مدتهاست گذارشان به بازار نیفتاده است وچون خبرهای ازدحام فروشگاهها را میشنوند هم تعجب میکنند و هم حسرت میخورند! بچههای خیابان خود را سیاه میکنند و با لباسهای قرمز و آشفته تنبکزنان از آمدن عیدی خبر میدهند که برایشان چندان هم شادیآفرین نیست. فقرای شهر بیشتر از همه تحلیلگران معنی تحریم را فهمیدهاند و با پوست، گوشت و استخوانشان آن را لمس کردهاند. از وقتی کرونا آمد اوضاع غریبان شهر بدتر هم شد. حالا در بسیاری از خانهها به روی کارگران خانهتکان بسته است. مردم بهخاطر کرونا میترسند آنها را به خانه خود دعوت کنند. پدرها و مادرهای بسیار از صبح از پی یافتن خانهای برای تمیزکاری این در و آن در میزنند ولی آخرشب با دستان خالی به خانه بازمیگردند. تورم که امان همه را ربوده است و با تقلای مسئولان میجنگد خدا میداند که با فقرا چه میکند؟ حالا دیگر جمعیت قابلملاحظهای مهاجرت کردهاند! اما نه به خارج و نه از روستا به شهر بلکه از قشر متوسط به قشر ضعیف جامعه! قشر متوسطه جامعه روزبهروز کوچکتر و قشر مستمند بزرگتر میشود. ظاهرا همه همت مسئولان برای مبارزه با فقر اولا در شعارها خلاصه میشود و درثانی روی کمکها و مساعدتهای نقدی و کالایی متمرکز است و خبری از جذب سرمایهگذاری و ایجاد اشتغالهای مولد و بلندمدت نیست! دولت برای رسیدگی اساسی به اقتصاد اقشار آسیبپذیر و برای توانمندسازی دائمی دهکهای پایین جامعه با دستانی بسته امکان کار بلندمدت روی جذب سرمایهها را ندارد و تا سرمایهها وارد چرخه اقتصاد نشوند نه آنچنان اشتغالی ایجاد میشود و نه کمکهای موردی به فقرا گرهی از کلاف سردرگم اقتصاد کشور باز خواهد کرد. جالب اینکه همانها که مستقیم و غیرمستقیم اوضاع کشور را به این روز انداختهاند برای رسیدن به کرسی ریاستجمهوری سر و دست میشکنند و در برابر سوالهای جدی و اساسی جز مشتی شعار چیزی تحویل نمیدهند. ناکارآمدیها و ساختار معیوب دولتی و خطای مدیریتها البته مشکلسازند ولی مزید بر علتاند، مشکلات اساسی را باید در جای دیگر جستوجو کرد. متاسفانه برخی از کاندیداهای ریاستجمهوری با مشی اصولگرایانه در تبلیغات زودرس خود همه معضلات موجود خصوصا گرانی و تورم را به ضعف مدیریتها نسبت میدهند و چنین وانمود میکنند که جامعه ما نیازمند مدیران قهرمان است تا ظهور کنند و احتمالا یکشبه همه موانع را از سر راه بردارند! البته جامعه ما مدیریتهای اصولگرا خصوصا در دولتهای نهم و دهم و شهرداری تهران را دیدهاند و هماکنون هم جهتگیریهای آنها را در مجلس میبینند ولی خوب است آقایان از همین ابتدا به این سوال اساسی پاسخ دهند که چگونه میخواهند فقر را از جامعه برکنند درحالیکه اقتصاد ما در محاصره تحریمهاست؟ بدون ایجاد امنیت سرمایهگذاری آن هم از راه تجربهشدهاش در دنیا آیا امکان جذب سرمایههای داخلی و خارجی وجود دارد؟ وقتی ما دائما با دنیا بهتندی کلنجار میرویم کدام سرمایهگذار عاقل وجود دارد که بیاید و در کشور ما سرمایهگذاری قابل توجه انجام دهد؟ از نظر مشهور اقتصاددانان مشکل اقتصاد کشور دقیقا همینجاست. ما هنوز در مبادلات مالی و بانکی با دنیا بهخاطر نپیوستن به FATF با مشکل جدی مواجه هستیم پس چگونه میتوانیم به جذب سرمایه بپردازیم و از طریق آن اشتغال مولد ایجاد کنیم و ریشههای فقر را از این طریق بخشکانیم؟ درواقع تا زمانی که به این سوالها به صورت جدی و واقعی پاسخ داده نشود همه حرفهای دیگر شعار است و نشان میدهد که در تصور برخی از آقایان بهترین الگو همان اقتصاد صدقهای است! اقتصادی که صداوسیما هم همه شب به تبلیغ آن میپردازد و با افتخار نشان میدهد که در خانه مستمندان را میزنند و چند کیلو برنج و روغن و شکر تحویل میدهند! آری این روزها فقرا که بسیاری از آنها از چشم مسئولان غایب هستند روزهای سختی را میگذرانند، آنان برخلاف تصورات رایج متوجه اوضاع هستند و میدانند که چاره دردهایشان هرچه باشد شعارهای پرطمطراق نیست. فقرا کار، کارگران امنیت و حقوق مکفی و بازنشستگان مستمری عادلانه و بدون تبعیض میخواهند. عید فقرا وقتی فرامیرسد که ازطریق ثبات و تعادل، رونق اقتصادی فراهم شود و همواره استمرار داشته باشد.