آرمان ملی - آیتا... هاشمی کشتیگیر نبود ولی کشتی بلد بود و رسم پهلوانی را آموخته بود. برای همین هم وقتی اسدا... تجریشی را در مسابقه کشتی توی زندان برد، هرگز رجز پیروزی نخواند. اصلا گردنکلفتهای توی زندان شاه با آیتا... هاشمی رفیق شدند برای همین مرامش. که به قول خودشان «کیمیا» بود. آیتا... هاشمی پهلوان سیاسی بود. برای همین هم راحت میگذشت از خطای دیگران. خودش هم معمولا کم نمیگذاشت توی رفاقت. شاید امروز حتی یک نفر هم پیدا نشود در صحنه سیاسی کشور که بگوید هاشمی در حق من پهلوانی نکرده. برعکس اما مصادیق بسیار زیادی وجود دارد که به آیتا... هاشمی بد کردهاند ولی هاشمی در حق آنها بدی متقابل نکرده؛ یک نمونهاش عباس پالیزدار بود که با تحریک احمدینژاد، تهمت پشت تهمت به آیتا... هاشمی زد ولی وقتی حلالیت خواست با آغوش باز هاشمی روبهرو شد. یک نمونه دیگرش واکنش آیتا... هاشمی به تعبیر زننده محسن رضایی درباره دخترش بود که هر کسی جای هاشمی بود، سختترین واکنشها را نشان میداد. ولی رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام در کمال آرامش گفته بود. «خدا خودش پاسخ حق الناس را میدهد». درباره برخی بزرگان امروز حوزه علمیه هم نمیگویم. چون قطعا آیتا... راضی نیست به گفتنش ولی فقط به ذکر یک نکته بسنده کنم که بسیاری از آنانی که در موقعیتهای خطیر، پناهی امین جز آیتا...هاشمی نداشتند و دستان کریم او بی هیچ منتی به رفع مشکلاتشان میپرداخت. ناگهان عوض شدند و از ثناگویی به ناسزاگویی هاشمی رسیدند. آیتا... هاشمی هم در مقابل این جفای ناجوانمردانه فقط سری تکان میداد و زیر لب زمزمه میکرد. «رسم روزگار همین است». اینها مقدمه کوتاهی بود تا برسم سر اصل مطلب. آیتا... هاشمی پهلوان سیاسی شد. نه فقط بهخاطر معرفت و مرامش. آیتا...هاشمی بهخاطر «شکست خوردن» برای مردم، پهلوان سیاسی شد. بدون هیچ تعارفی باید بگویم اکثریت سیاستمداران و روحانیت از شکست بیزارند. ولی آیتا... هاشمی اینگونه نبود برای همین هم قبل از اینکه در انتخابات 84 شکست بخورد در فیلم انتخاباتی خود گفته بود: «باید صدای شکستن خودم را بشنوم». فقط یک پهلوان سیاسی میتواند بگوید باید صدای شکستن خود را بشنوم و در عمل به آن پایبند بماند. آیتا... هاشمی سال 92 هم دوباره پهلوانی کرد درحالیکه خیلیها دلنگران ردصلاحیت خود بودند و در انتخابات ثبتنام نمیکردند. آیتا...هاشمی هم ثبتنام کرد و هم «ردصلاحیت» خود را بهخاطر تامین منافع مردم، به جان خرید. سال 93 هم وقتی قرار بود رئیس خبرگان بعد از درگذشت آیتا...مهدویکنی انتخاب شود. آیتا... هاشمی گفته بود اگر افراد ناصالح کاندیدا شوند من حتما میآیم و آمد. در آن زمان 46 نفر قول داده بودند به ریاست آیتا... هاشمی در خبرگان رای بدهند ولی پای قول خود نایستادند. آیتا... هاشمی در آن انتخابات با 25 رای شکست خورد ولی رسم پهلوانی فراموش نکرد چراکه در واکنش به بدعهدیها فقط گفته بود: «درک میکنم چرا به من رای ندادند!». البته مردم فقط یک سال بعد، بدعهدی رفقای نیمهراه آیتا... هاشمی را جبران کردند و با یک رای تاریخی «هاشمی» را به صدر انتخابات خبرگان 94 بردند. حالا سالهاست از رفتن آیتا... هاشمی گذشته ولی همانطور که پیشبینی کرده بود سنت عزتمندانه «شکست خوردن بهخاطر مردم»، تا همیشه پابرجاست. برای همین نگارنده معتقد است آیتا... هاشمی از شکست ظاهری علی کریمی - شخصیت محبوب میلیونها ایرانی- در انتخابات ریاست فدراسیون فوتبال، نه تنها غمگین نشد که بسیار هم شاد شده! چون اگر «اکبر هاشمی» به مدد همین شکستهای ظاهری، نماد پهلوانی سیاسی شد، علی کریمی هم امروز نماد پهلوانی ورزشی و اجتماعی شده است. هرچند علی کریمی هم در انتخابات ریاست فدراسیون فوتبال فقط 9 رای آورد ولی قریب 90 میلیون رای در دل ایرانیان سراسر جهان به نامش ثبت شد. این درس بزرگ علی کریمی برای تمام سیاسیون کشور بود. درسی که آیتا... هاشمی هم قبلا به تمام و کمال آن را عملی کرده بود که راز پهلوانی، فقط در پیروزی نیست. گاهی میشود به ظاهر شکست خورد ولی «عزیز ملت» شد. اینها شعار نیست، عاقبت آیتا...هاشمی را که همه دیدند. یقینا آخر کار علی کریمی هم با عزت بزرگی همراه خواهد شد. انتخابات ریاستجمهوری 1400 فراتر از یک قهرمان سیاسی به یک «پهلوان سیاسی» احتیاج دارد. همانطور که فوتبال ما جز با امثال «علی کریمی» به سرمنزل مقصود نخواهد رسید، ساحت سیاسی کشور هم نیازمند «پهلوانیهای سیاسی» است وگرنه «قهرمانسازیهای دروغین» عاقبتی جز سرنوشت «امروز احمدینژاد» که در روزگاری نه چندان دور «قهرمان ایران و منطقه» مینامیدندش، نخواهد داشت. والسلام