آرمان ملی - واقعیت این است که در اقتصاد میتوان در کوتاهمدت برخی از قیمتها را چه در راستای کاهش و چه در راستای افزایش دستکاری کرد اما در بلندمدت اقتصاد مسیر خودش را طی خواهد کرد. به عنوان مثال نه میتوان تورم را به شکل مصنوعی در قیمت پایین نگه داشت و نه در قیمت بالا و نه میتوان قیمت بنزین را به شکل مصنوعی پایین نگه داشت و نه کالایی مثل نان را. اگر هر یک از اینها به شکل مصنوعی در قیمتهای غیرواقعی تثبیت بشود، حتما در بلندمدت آن فنر فشرده، آزاد خواهد شد و طبیعتا آن مقطع هست که فاجعه ایجاد خواهد کرد. یکی از مشکلاتی که در سه سال گذشته در اقتصاد ایران بود، بحث قیمت ارز بود. به دلیل اینکه اخلال در سمت عرضه ارز ایجاد شد، بستری ایجاد شد که شاهد جهش قیمت ارز به بالای 30هزار تومان باشیم ولی همه میدانستیم که این قیمت واقعی نیست. علت این قیمت هم به خاطر اخلال در سمت عرضه ارز بود و هم بهدلیل تحریمها و چالشهای داخل کشور که یکی از آنها تورمهای دورقمی بود. به طور قطع و یقین، هر مقطعی که این اخلال عرضه ارز، یعنی محدودیتهایی که در تحریم برای اقتصاد ایران ایجاد شده اعم از فروش نفت و همچنین کالاهای غیرنفتی و از این دو مهمتر اخلالی که در نظام بانکی ایجاد شده، هرگاه که این نرخ مبادله یا مبادلات بانکی ما به حالت عادی برگردد، حتما منجر به این خواهد شد که در سمت عرضه ارز وضعیت بهتر بشود و در این موضوع تردیدی وجود ندارد. همین که دوره ریاستجمهوری ترامپ به اتمام رسید و رئیسجمهور جدید مستقر شد، ما شاهد افزایش قیمت ارز نسبت به دوره ترامپ نبودیم. درواقع وقتی که آن جو روانی کمکم خارج شد یا حداقل اینکه امروز کسی انتظار ندارد که دولت جدید آمریکا فشار حداکثری را ادامه بدهد. نهتنها کسی انتظار افزایش فشار حداکثری را ندارد بلکه انتظار این است که فشارها کم بشود. گرچه اقدام عملی نشده ولی وقتی که این راهبرد امروز بین اقتصاد ایران و اقتصاد دنیا حاکم شده، در نتیجه دلار سیر صعودی را طی نمیکند یا کسی انتظار ندارد که دلار سیر صعودی را طی بکند اما در کنار این طبیعی است که افزایش نرخ ارز منجر به این شد که بخشی از منابع ارزی کشور که بسیار هم محدود بود به این علت که هم در صادرات نفت و هم در مبادله بانکی دچار مشکل شدیم لذا مختصر ارزی که نصیب اقتصاد ایران شد، طبیعتا منجر به تامین منابع ریالی شد و بخشی از منابع ریالی ممکن است حل شده باشد اما نسبت به بودجه کل کشور، منابعی که با منشا پول نفت بوده در سال جاری، براساس گزارش دستگاه مسئول مثل سازمان برنامه، کمتر از 10 درصد بوده است. یعنی وابستگی بودجه سال جاری به نفت وقتی کمتر از 10 درصد میشود که بیانگر این است که هم منابع ارزی ناشی از نفت و هم تبدیل آن به ریال سهم ناچیزی در بودجه کشور داشته است. بهطور قطع و یقین اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، همچنان که اخباری مبتنی بر آزادی بخشی از داراییهای ایران و بهطور مشخص پولهای بلوکهشده در کره شنیدیم، به نظر میرسد اگر در سمت عرضه ارز شاهد افزایش باشیم که این احتمال بسیار زیاد است، نتیجه آن باید کاهش قیمت ارز رسمی کشور باشد.