آرمان ملی - طرفداران مشارکت حداقلی دو دسته هستند، دسته اول که اکثریت را دارند، مسالهشان قدرت است و برداشتشان این است که در صورت مشارکت حداکثری مردم رای نمیآورند و در تجربه هم این را مشاهده کردهاند. برای همین سازوکارهایی را استفاده میکنند که مردم کمتر مشارکت کنند، چون فکر میکنند در مشارکت حداقلی، پیروزیشان تضمینشده است. اما بخش دوم کسانی هستند که ته دلشان معتقد به جمهوریت نظام نیستند و مردمسالاری را جزو مضرات مدرنیته و رای مردم برای حاکمیت را فاقد موضوعیت میدانند. طبق نظر اینها، مردم عوامند و تشخیص درستی ندارند و برخی نخبگان باید کشور را اداره کنند. بعد میگویند حالا که مجبور شدهایم به رایگیری تن بدهیم، به گونهای تن بدهیم که حداقل مضرات را داشته باشد و کسانی که مدنظر ما هستند سر کار بیایند. این نگاه در طول این 40 سال، چالش جدی نظام و مردم بوده و آسیبهای اساسی به کشور و کارآمدی حاکمیت وارد کرده است. کسانی بهصراحت آن را به زبان هم آورده و رای مردم را تزئینی دانستهاند. اینها هم به هر قیمتی سعی میکنند انتخابات حداکثری محقق نشود. درحالیکه امروز بدون رای مردم حکومت به دیکتاتوری و سپس وابستگی کشیده میشود و داشتن حکومت کارآمد بدون رای مردم امکان ندارد. هیچ ایرادی ندارد و در کشورهای پیشرفته هم ممکن است احزابی کاملا ضد دموکراسی باشند. اما مهم این است که در متن حاکمیت چنین افکاری دیده میشود و اتفاقا برخی جاها که باید برای مشارکت حداکثری تلاش کنند، چنین رویکردی دارند و سازوکارهایی که در عرصههای مختلف به کار گرفته میشود و در طول این چند دهه و همین امروز شاهد آن بودهایم، از درون حاکمیت منبعث شده و به سمتی میرود که مشارکت حداکثری مردم را مخدوش کند؛ البته این مربوط به بخشهایی از حاکمیت است، نه کل حاکمیت.در همین انتخابات اسفند 98 واقعا از یک طیف آنقدر ردصلاحیت شد که هرچه تلاش کردیم در تهران و سایر شهرها حتی یک لیست نصفه و ناقص ارائه کنیم، نشد و اصلاحطلبان نتوانستند لیست بدهند، کسانی ردصلاحیت شده بودند که مو لای درز سوابقشان نمیرفت. لذا این مساله ریشه در جاهای دیگر دارد و اگر این رویکرد به انحای مختلف در متن حاکمیت بیشتر رسوخ کند، فاجعهآمیز میشود که محصولش را میبینیم. سرخوردگی مردم و کاهش مشارکت عوامل مختلف دیگری هم دارد، به آنچه عملکرد یکسویه صداوسیما، دخالت برخی نیروها در امور سیاسی و اقتصادی و انتخاباتی، دخالت دستگاههای غیرمسئول در کار دستگاههای رسمی و مسئول که منجر به ناکارآمد شدن مدیریت کشور میشود، باید اشاره کرد. مشارکت مردمی مرتبط به زیرساخت نظام جمهوری اسلامی است. اساس نظامهای مبتنی بر دموکراسی، حضور و مشارکت مردم است. هرچه مشارکت مردم افزایش یابد، مشروعیت و مقبولیت نظام افزایش پیدا میکند و در جمهوری اسلامی هم هر دو این موارد مبتنی بر آرای مردم است و باعث اقتدار واقعی نظام هم میشود تا کارها را به نحو احسن پیش ببرد. پیامد سوم مشارکت بالا، بازدارندگی است. بهخصوص برای کشور ما که هم به لحاظ منطقه و هم شرایط دشمنان زیادی دارد. بزرگترین عامل بازدارندگی در برابر فشارهای خارجی، همین مشارکت گسترده مردم است و تجربه هم این را نشان داده است. به یاد داریم در سال 75 و اوایل 76، فشارهای سنگینی بر جمهوری اسلامی وارد شد و تهدیدات جدی هم بود، اما با مشارکت گسترده مردم در دوم خرداد 76، ورق برگشت و نیروهای واردشده، از منطقه خارج شدند و مناسبات دیگری شکل گرفت. چون مخالفان میدیدند که با یک ملت مواجهند. به تبع این بازدارندگی عزت ملی هم ایجاد میشود و در دنیا میتوان آبرومندانه با کشورها و ملتهای دیگر مواجه شد و مناسبات برقرار کرد. نکته چهارم هم گشایش و پیشرفت در امور است. وقتی یک ملت پشت یک نظام باشند، حاکمیت خیلی بهتر میتواند کارهایش را پیش ببرد و میتوان باز هم به این فهرست افزود. بنابراین، افرادی که معتقدند مشارکت حداقلی پیروزی آنها را تضمین میکند و در این زمینه تلاش میکنند، باید توجه داشته باشند که برای مطامع خود، چه آسیبی به اصل نظام و ملت و گشایش و پیشرفت در کشور میزنند.