آرمان ملی - نخست باید روشن شود که آیا جو بایدن عجلهای برای بازگشت به برجام دارد تا در خصوص باقی پرسشها به جمعبندی برسیم. با توجه به اقدامات خصمانه دولت دونالد ترامپ لحن و واکنش مقامات ایران نیز بسیار تند بود، اکنون که بایدن به دنبال انعطاف دیپلماتیک در خصوص برجام است، لحن مقامات داخلی در ایران نیز قدری منعطف و ملایمتر شده است. خصوصا مقام معظم رهبری که در واکنش دیپلماتیکشان مساله «عمل در برابر عمل» را مطرح کردهاند که به نظر میرسد بستر بسیار مناسبی برای آغاز مذاکرات و احیای برجام خواهد بود. پیرو این نکته به نظر میرسد بایدن در سخنان خود پیرامون توافق هستهای، یک روند عملی را در کاهش تحریمها مطرح کند در غیر این صورت به باور من بایدن آخرین فرصت دیپلماتیک خود را از دست میدهد و طبیعتا در پنجم اسفند ماه ایران به اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی پایان خواهد داد. به نظر مساله بازگشت به برجام در یک سخنرانی صورت نمیگیرد، بلکه همانگونه که دونالد ترامپ با امضای یک فرمان اجرایی از برجام خارج شد بایدن نیز باید با امضای یک فرمان اجرایی دوباره به برجام بازگردد؛ فرمان اجراییای که میتواند فرمان اجرایی دونالد ترامپ را باطل کند. البته در سخنرانی امروز بایدن میتواند بگوید که من بنا دارم فرمان اجرایی برای بازگشت به برجام را امضا کنم، اما جمهوری اسلامی ایران دو تجربه تلخ در خصوص توافق هستهای دارد: تجربه تلخ اول به عدملغو کامل تحریمهای ایران در دوران اوباما بازمیگردد؛ تحریمهایی بیشتر در حوزه پولی و بانکی بود. بهگونهای که ایران نتوانست استفاده لازم را از شرایط پسابرجام و گشایش اقتصادی ببرد. تجربه تلخ دوم دیگر شکستی بود که دونالد ترامپ به توافق هستهای تحمیل کرد. این دو تجربه تلخ باعث شده است اعتماد ایران به طرفهای برجامی به ویژه آمریکا به کمترین میزان خود برسد. بنابراین جو بایدن باید مواضعی عملی را اتخاذ کند. یعنی اگر امروز بایدن در سخنان خود از یک زمانبندی مشخص برای بازگشت به برجام و رونمایی از برنامهای مدون برای لغو تحریمها در خصوص ایران سخن نگوید تهران گام مهم پنجم اسفندماه را عملیاتی میکند. بنابراین جو بایدن حداقل در مواضع خود میتواند تعهد برای لغو بخشی از تحریمها را بدهد که میتواند اثری به اصطلاح انساندوستانه داشته باشد. یعنی زمینهای فراهم شود که ایران در دوران شیوع کرونا به داروها، کالاهای اساسی، اقلام پزشکی، مواد غذایی و واکسن دست پیدا کند تا آن چیزی که خود آمریکاییها مدعی آن هستند یعنی «کاهش فشار بر مردم و حفظ فشار بر دولت در ایران» را عملیاتی کنند. هرچند آمریکاییها تاکنون نتوانستهاند این دو مساله را از هم تفکیک کنند. البته اگر این مواضع امروز در سخنان جو بایدن دیده شود باز هم کمکی به حل مساله نخواهد کرد؛ مگر اینکه جو بایدن بازه زمانی معینی را برای بازگشت به برجام و لغو تحریم ها مشخص کند.
سفر امروز آقای گروسی، مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی به ایران را نمیتوان یک سفر دیپلماتیک و سیاسی تلقی کرد که بتوان از دل آن توفیق یا عدمتوفیقی برای مدیر کل آژانس متصور بود. به هر حال کار مشخص آقای گروسی و آژانس بینالمللی انرژی اتمی این است که گزارشهای فنی خود را در خصوص فعالیتهای هستهای ایران و دیگر کشورها تهیه و تدوین کند. بنابراین سفر آقای گروسی به ایران هیچگونه اثر سیاسی و دیپلماتیک ندارد و بیشتر میتوان گفت آقای گروسی برای کسب اطلاع از نحوه اقدامات ایران در خصوص توقف پروتکل الحاقی، ارزیابی تبعات فنی آن و تاثیرش بر تداوم نظارتهای آژانس به ایران سفر میکند. از سویی کشورهایی مانند قطر یا عمان به طور سنتی همواره تلاشهای دیپلماتیک میانجیگرایانهای را برای کاهش و تعدیل تنش بین ایران و ایالات متحده آمریکا در دستور کار خود داشتهاند. تنش بین ایران و ایالات متحده آمریکا تنشی نیست که برای مدیریت آن نیازی به تحرکات دیپلماتیک میانجیگرایانه کشورهایی مانند قطر داشته باشد. برای مدیریت این تنش جو بایدن و تیم سیاست خارجی و امنیتی او از آنتونی بلینکن گرفته تا جیک سولیوان و مشخصا رابرت مالی باید تا قبل از پنجم اسفند برنامه مشخص و مدونی برای بازگشت به برجام و لغو تحریمها داشته باشند. اگر زمانبندی و برنامه مشخصی برای این مساله مطرح نشود، شاهد توقف اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی از سوی ایران خواهیم بود. در این صورت تنش وارد مرحلهای پیچیدهتر و بغرنجتر خواهد شد. بر این باورم که آقای بایدن به دنبال مذاکره است و این مساله میتواند بستر خوبی را فراهم کند. نگاه مثبت بایدن تا جایی است که حتی اگر برجام هم نبود وی تماسی با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل نمیگرفت. یعنی تاکنون کمتر سابقه داشته است نخستوزیر رژیم صهیونیستی منتظر تماس رئیسجمهور جدید در ایالاتمتحده آمریکا باشد. چون بایدن با سیاستهای رادیکال تلآویو مخالف است. پس شاید بایدن با ایران همراهی نکند، اما موافق سیاست کنونی اسرائیل هم نیست. به نظر من بایدن اکنون به یک جمعبندی در قبال پرونده هستهای ایران رسیده است؛ جمعبندیای که به هیچوجه مطلوب نگاه سعودیها و صهیونیستها نیست. لذا بایدن سعی کرده است پیش از اجرایی کردن آن با تماس تلفنی با بنیامین نتانیاهو او را از قبل در جریان بگذارد. شاید مواضع بایدن برای احیای قطعی برجام نباشد، اما قطعا برخلاف آن چیزی است که صهیونیستها منتظر آن هستند.