آرمان ملی - اينکه اکنون دونالد ترامپ دست به لشکرکشي زده و اعزام نظاميهاي زيادتر و تجهيزات بسيار پيشرفتهتر و ورود زيردريايي اسرائيلي چند وجه دارد؛ نخست اخطار به ايران که مبادا دست به اقدامي بزند ولي سطح مهمتر اينکه به شيخنشينهاي خليجفارس اطمينان دهد که همچنان از آنها حمايت خواهد کرد و پشت آنها خواهد ايستاد و سطح سوم اينکه اين اقدامات ميتواند تاحدودي شرايط را براي مذاکرات آينده مشکلتر کند. جو بايدن تصور ميکرد شايد در فضاي آرامي بتواند به ايران نزيک شود و مساله برجام را نوسازي کند ولي با توجه به حوادثي که الان پيش آمده و اقداماتي که ترامپ صورت داده و اين حجم از تجهيزات را به منطقه وارد کرده و از طرف ديگر، اسرائيل هم به همسايگان ما نزديک شده، بايدن ديگر قادر نيست که بهراحتي مثل دوره اوباما با ايران وارد مذاکره شود. بنابراين آن شيوه گفتوگوي دوجانبهاي که بين ايران و آمريکا در سال 2015 منجر به امضاي قرارداد برجام شد، از بين رفته است. هرچقدر آمريکا ميزان تجهيزات و تعداد سربازانش را در منطقه افزايش دهد، حلقههاي امنيتي تنگتر خواهد شد و در فشار بيشتري قرار خواهيم گرفت. با توجه به اينکه الان از طرف شيخنشينهاي خليجفارس، اسرائيل، عربستان و حتي اخيرا که ترکيه فشارها را زيادتر کرده و مصر، فشارهايي که به آمريکا بر سر مذاکره وارد ميشود، وضعيت ما را به ظاهر در موقعيت حساسي قرار داده است. ايران هم براي رفع محدوديتهاي اقتصادي و فشارهاي معيشتي که بر مردم وارد شده، دنبال تدابير عملي است. بنابراين ضمن اينکه زمان بسيار حساسي است و ايران بايد سياست خويشتنداري در پيش بگيرد. درحقيقت فشارها باعث شده که طرفداران ايران در کشورهاي منطقه در لاکي از سکوت فروروند و اين سکوت نشاندهنده اين است که ايران دارد سياست خوشيتنداري را دنبال ميکند. از طرف ديگر، ايران اگر تمايل دارد که اين مشکلات حل شود بايد يک تغييرات اساسي در استراتژيهاي داخلي و منطقهاي خود بدهد. چون زمان بسيار تفاوت کرده و مقامات نظامي و سياسي تصميمگير بايد به اين موضوع توجه کنند که موقعيت منطقهاي بسيار حساس و نسبت به سال 2015 متفاوت شده است. بنابراين نبايد خيلي به اينکه برجام اوباما احيا شود و با گفتوگو کردن مشکلات حل شود، دل ببندند. سطح انتظارات آمريکا از ما بالا خواهد رفت و همينطور به سبب آن، سطح انتظارات اتحاديه اروپا هم افزايش پيدا خواهد کرد. چون مساله مذاکره، متحدان جديدي پيدا کرده همانطور که اخيرا رجب طيب اردوغان هم با توجه به نزديک شدنش به دنياي عرب به مدعي سرسختي تبديل شده است. هم سر مساله قفقاز و هم با پيامي که براي پادشاه عربستان فرستاد، نشان داد که دوست دارد ايران را جا بگذارد و از حضور ايران در سوريه هم راضي نيست، بنابراين دارد خود را به دنياي عرب نزديک ميکند. درحقيقت تمايلات ايدئولوژيک اردوغان و پايبندي که به اخوانالمسلمين داشت، ضعيفتر ميشود و خودش را به امارات، مخصوصا عربستان و مصر نزديکتر ميکند. مشخص است که مثلث عربستان، مصر و امارات يک مثلث ضد اخوانالمسلمين بودند و به همين دليل روابطشان را با ترکيه قطع کردند. درواقع اردوغان به دنبال اين است که رهبري دنياي اسلام را در دست بگيرد. سفر فوري و از پيش تعييننشده ديروز هيات سياسي عراق به تهران که از سوي نخستوزير اين کشور به منظور رساندن پيامي صورت گرفته، مهم است. رفتوآمد مقامات برجسته شيخنشينهاي خليجفارس و عربستان به عراق و گاهي هم به سوريه نشان ميدهد که دارند مسير بازگشت اين دو کشور را به دنياي عرب فراهم ميکنند.به نظر ميرسد يکي از خواستهاي هيات اعزامي عراق به ايران، خويشتنداري ايران است، چون شرايط حساسي است. عراق پيوندهايي با ما دارد که نميتواند بهراحتي از اين پيوندها رها شود. 65 درصد جمعيت عراق، شيعه است و ايران هنوز در آنجا نيروهاي نزديک به خود را دارد. مصطفي الکاظمي هم شخص مرموزي است و از آنجا که کار اطلاعاتي کرده به نرمي سياستهايش را جلو ميبرد و به کشورهاي غربي و دنياي عرب نزديکتر ميشود ولي هنوز زمانش نرسيده که اين را بهعنوان يک استراتژي مستقل اعلام کند. نتانياهو هم در راستاي سياست فشار زيادتر به ايران بهمنظور دستيابي به امتيازات بيشتر، عمل ميکند و بدون اجازه آمريکا، بيانيه نميدهد. نتانياهو اکنون نماينده دنياي عرب منطقه و هم نماينده آمريکا شده و آمريکا را از امضاي يک قرارداد جديد برجامي برحذر ميکند که مانند قرارداد گذشته نباشد و به نظر ميرسد برجام دوم مثل برجام اول نيست که به اعتقاد رئيسجمهور کشورمان احتياجي به مذاکره نيست و با بازگشت آنها به تعهداتشان ميسر است. به نظر ميرسد اميدواريهاي فروش نفت در سال آينده بهخاطر کاهش التهابات اقتصادي و اجتماعي بيان ميشود و هنوز دقيق معلوم نيست که بتواند تحقق پيدا کند. مگر اينکه طرحي در ارتباط مذاکره با آمريکا مطرح کرده باشند ولي امکان تحقق چنين پيشبينياي بعيد به نظر ميرسد. اگر هم مقدمات يک مذاکرات پنهاني و ديپلماسي محرمانه را آغاز کرديم، به تصميم بايدن بستگي مطلق ندارد. چون آمريکا الان در منطقه مدعيان زيادي پيدا کرده که شامل شيخنشينها، اسرائيل، عربستان، مصر و ترکيه است و به اين راحتي که اصلا احتياج به مذاکره ندارد، نيست. درحقيقت چون در موقعيت حساسي قرار گرفتهايم براي اينکه بتوانيم مشکلاتمان را حل کنيم و همانطور که الان براي وارد کردن واکسن با مشکل مواجه هستيم و مجمع تشخيص مصلحت نظام درباره بررسي مجدد وتصويب FATF وارد عمل شده است. اينکه دست به عصا حرکت کنيم، کار پسنديدهاي است چون سياست، تابع شرايط زمان و مکان است و نميتوانيم نسخه واحدي را براي هميشه تعيين و تدوين کنيم. پس در شرايط خاص بايد تصميم دقيق اتخاذ کنيم که اين ميتواند در تغيير برخي سياستها تجلي پيدا کند.