آرمان ملی - اظهارات فراواني راجع به انتخابات رياستجمهوري و حضور جريانات سياسي مطرح ميشود که هريک جرياني را پيروز و جريان ديگر را شکستخورده ميپندارند، اما با توجه به شرايط جامعه روشن است که اگر کانديداهايي در انتخابات ورود کنند که مهر اصولگرايي به آنها خورده باشد ميزان مشارکت مردم در انتخابات به همان اندازه خواهد بود که در انتخابات مجلس در اسفندماه 98 شاهد بوديم و نتيجه نيز تقريبا از پيش معلوم است. اما اگر شرايطي باشد که بهخصوص کانديداهاي ديگري هم بيايند و برنامهاي عملي منطقي، عقلايي و قابل دفاع داشته باشند، مردم از انتخابات و حضور در پاي صندوقهاي راي استقبال خواهند کرد. اشکال کار اينجاست که هيچکدام از اصولگرايان، اصلاحطلبان و کانديداهايي که اسمشان براي انتخابات پيشرو مطرح ميشود برنامهاي نميدهند که عملياتي و واقعي باشد و با توجه به شرايط کشور تنظيم شده باشد. جريانات سياسي و افراد حرفها و وعدههايي ميدهند که بيشتر جنبه کليشهاي دارد و مردم نيز کم و بيش نسبت به اين وعدهها و تحقق يا عدم تحقق آنها آشنا هستند و ميدانند که چه ميزان از اين وعدهها قابل تحقق است. از طرفي، فارغ از جريانات سياسي بايد ديد نگاه حاکميت نسبت به انتخابات 1400 و جريانهاي سياسي چگونه است. آنچه مسلم است حاکميت خواهان مشارکت بالا و گسترده مردم در انتخابات است و بارها نيز گفته شده که استقبال هرچه بيشتر مردم از انتخابات موجب استحکام نظام است. اما در عين حال عواملي هستند که عمدا باعث نااميدي مردم از انتخابات ميشوند، چراکه اگر در انتخابات مشارکت کم باشد ، کانديداهاي خودشان موردتاييد قرار گرفته و انتخاب ميشود. بنابراين سعي ميکنند تا آنجايي که ممکن باشد براي مردم نااميدي ايجاد کنند. همين حملههايي که بهصورت گسترده و لجامگسيخته به دولت ميشود براي اين است که مردم دچار ترديد شوند. مسئولان بايد تلاش کند از عملکرد آنهايي که براي مردم نااميدي ايجاد ميکنند و دائم تصوير بدي از کشور براي مردم نمايش ميدهند، جلوگيري شود. چراکه همه اين کارها از نظر قضايي قابل تعقيب است و با آنها ميتوان برخورد قانوني کرد. بخش ديگر مربوط به خود کانديداها و نظر آنها در خصوص چگونگي اداره کشور در آينده است، اينکه بگويند طبق نظر مقام معظم رهبري ما 10 سال تحريم داريم و در شرايط تحريم بايد اينگونه عمل کرد و براساس آن برنامه 10ساله بدهند. معمولا کانديداها برنامههايي ميدهند که فارغ از تحريم است. گرچه معمولا شعارهايي ميدهند که ما تحريم هستيم و در شرايط تحريم بايد چگونه عمل کنيم. اما عملا برنامههايي ميدهند که در حقيقت اگر تحريم برداشته شود، ممکن است درصدي از آن عملي شود. فلذا اين به خود نامزدها بستگي دارد که با توجه به مفروضات 10 سال آينده کشور برنامه ارائه کنند. يعني بدانيم که در 10 سال آينده در کجا قرار داريم؟ از اين جهت زماني که مردم نيز اين واقعبيني و برنامهمحوري را در کانديداها ببينند در پاي صندوقهاي راي حاضر شده و به کانديداي موردنظر خود راي ميدهند. از سوي ديگر برخي مطرح ميکنند که با توجه به اينکه بايدن و دموکراتها در آمريکا به قدرت رسيدهاند احتمال پيروزي اصلاحطلبان و حاميان دولت در 1400 بيشتر است، اما اين مساله چندان قابل پذيرش نيست؛ چراکه اولا مشخص نيست که باز هم بخواهيم با آمريکاييها مذاکره کنيم و ثانيا معلوم نيست که آمريکاييها در مورد ايران چگونه عمل خواهند کرد.