آرمان ملی - اگر فردي از مريخ ميآمد و نگاهي به انتخابات ايران و آمريکا در 42 سال پيش ميانداخت، سپس همان فرد امروز، پس از 42 سال که از انقلاب مجددا ميآمد و به انتخابات رياستجمهوري آمريکا و آخرين انتخابات ايران در اسفند 98 يعني انتخابات مجلس نگاه ميکرد، باور نميکرد که ميتوان دو منحني کاملا مشخص و معکوس براي انتخابات ايران و آمريکا ترسيم نمود. در ايران منحني مشارکت انتخابات، اميد به صندوق راي و اينکه در نتيجه آمدن و رفتن روساي جمهور مختلف، منظم رو به نزول بوده است؛ به بيان سادهتر در نخستين سال انقلاب، در سال 58، مردم اميد بيشتري به اينکه چه کسي رئيسجمهور شود و تغيير ايجاد کند، داشتند. مردم اميد بسيار بالايي داشتند، در نتيجه راي آنها در انتخاباتهاي رياستجمهوري و مجلس تغييري در کشور به وجود ميآيد. در 42 سال گذشته اين باور براي مردم به وجود آمده که راي دادن آنها در انتخابات، چه در مورد انتخابات رياستجمهوري و چه در مورد انتخابات مجلس متاسفانه خيلي چيزي را در راستاي خواستههاي آنها تغيير نميدهد و اصلاح در حد مطلوب ايجاد نميشود. در آمريکا مشاهده ميکنيم که ميزان مشارکت مردمي در پاي صندوقهاي راي، منظم رو به افزايش است و در انتخابات اخير آمريکا شاهد هستيم که راي از طريق پست به صندوقها ريخته شد. در اين انتخابات شاهد هستيم که ميزان مشارکت به نحو شگفتانگيزي بالا رفته است. اين مشارکت نشان ميدهد، همانطور که در ايران اميد به صندوق راي کمي رو به تنزل بوده، در آمريکا ميانگين اين اميد ثابت و گاه رو به افزايش بوده است. اي کاش مسئولان، اين پرسش را از خود بکنند که در مقايسه با مشارکت انتخابات آمريکا، چرا در ايران انتخابات به انتخابات، اميد مردم به اينکه صندوق راي بتواند تغييري اساسي براي آنها ايجاد کند، پيوسته کمتر ميشود و در نتيجه، مشارکت مردمي در انتخابات، رو به نزول بوده است؟ کاهش مشارکت در انتخابات ايران علل متعددي دارد. علت اينکه شاهد کاهش پيوسته اميد به تغيير از طريق صندوق راي هستيم، به عوامل متعدد اقتصادي، سياسي و اجتماعي ارتباط دارد اما مهمترين عاملي که ميتوان در اين خصوص ذکر کرد، اين است که در ايران قدرت سياسي تماما در اختيار احزاب نيست، درحاليکه در کشور آمريکا قدرت سياسي در اختيار دو جريان اصلي است. همانطور که در انتخابات رياستجمهوري اخير آمريکا شاهد بوديم.