آرمان ملی - برآورد اکثر نظرسنجيها احتمال پيروزي جو بايدن را زياد ميداند و اين درحالي است که در گذشته نظرسنجيها معمولا با ترديد نتيجهگيري ميشد ولي الان ترديدها کاهش يافته چون تفاوت و اختلاف خيلي معنادار است؛ بهويژه اينکه بهشدت ترامپ را به حالت تدافعي وادار کرده و از طرف ديگر ترامپ، تمام انرژي خود را روي شخص خودش متمرکز کرده بود. يعني خودش عملا تنها بازيگر عرصه انتخابات بود ولي دموکراتها يک ساختار تشکيلاتي خيلي قوي انتخاباتي را شکل دادند و خانم هريس که معاون جو بايدن است، کاملا شفاف با آمار و ارقام با مردم صحبت ميکند و به جاي اينکه وعدهها و ادعاهاي کلي ترامپ را تکرار کند با مطرح کردن برنامههاي اعتباري شفافي نظير اينکه «کساني که وضعيت معيشتي کمتري دارند از معافيت مالياتي برخوردارند» خصوصا در ميان افرادي از مردم که حتي در انتخابات حضور هم پيدا نميکردند، توانسته جايگاه و پايگاه رايي براي خودشان ايجاد کند. آرايي هم که تاکنون به صندوقها ريخته شده و ميانگين کلي افرادي که راي دادهاند، بيشتر به جو بايدن و دموکراتها بوده است. به نظر ميرسد اگر اتفاق نادري شکل نگيرد، طبيعتا جو بايدن انتخاب ميشود. اما اينکه چه اتفاقي خواهد افتاد؟ مشخصا در ايران، انتخابات آمريکا معمولا مدنظر و توجه است و برخلاف خيلي از تحليلهايي که گفته ميشود جو بايدن و ترامپ هيچ تفاوتي ندارد، معتقدم اتفاقا تفاوت وجود دارد و من به عنوان يک ايراني اميدوارم که جو بايدن راي بياورد. چون با اينکه در گذشته ميتوانستيم بگوييم تفاوت معناداري بين دموکراتها و جمهوريخواهان نيست ولي همانطور که در تحليل قبلي اشاره کردم؛ اولا، ترامپ با اوباما خيلي فرق داشت. درثاني، يک اتفاقي بين ايران و آمريکا و ديگر کشورها، که البته دو طرف اصلي ايران و آمريکا بودند، به اسم برجام شکل گرفت که اثر محسوس و ملموسي در اقتصاد و ديگر حوزهها داشت ولي تحليل ديگري که بايد بدان اشاره کنم اين است که از اين نظر جو بايدن با ترامپ فرق دارد که ترامپ حتي از سياست معمول ضدايراني آمريکا خيلي فاصله گرفت. يعني يک انحراف افراطي شديد در سياست مقابله با ايران ايجاد کرد که در تاريخ تحولات بين ايران و آمريکا فقط يکبار بهصورت مقطعي در زمان رونالد ريگان و يکبار در ماجراي حمله به طبس در زمان کارتر شکل گرفت و يکبار هم در هفتههاي آخر جنگ با ورود مستقيم آمريکا به جنگ صورت پذيرفت و هر سه آن موارد مقطعي بود ولي ترامپ چهارسال با سياست فشار حداکثري حتي از سياست مهار ايران خيلي دور شد و به سياست تقابل و تنشآفريني با ايران رسيد. لذا از اين نظر جو بايدن با ترامپ براي ايران تفاوت دارد که حتي اگر به ميانگين مرسوم سياستهاي آمريکا در قبال ايران بازگردد، سياست آينده دولت آمريکا با ايران تفاوت پيدا ميکند نسبت به سياستي که ترامپ داشت و اين موضوع براي ما مهم است. از زمان کارتر در شرايطي که احتمال باخت روساي جمهور آمريکا وجود داشت، برخي مشاوران انتخاباتي خطهايي به روساي جمهور آمريکا ميداد که اقداماتي صورت دهند که اثر جهشي در انتخابات داشته باشد و بهگونهاي عرق ملي آمريکاييها را تحريک کنند. معتقدم ايران در حوزه ميداني با حمله به عينالاسد سياست خونخواهي سردار سليماني را مطرح کرد و آنچه الان مطرح ميشود مبني بر اينکه ايران قصد ترور در خاک آمريکا را داشته باشد، به هيچ وجه واقعيت ندارد و بيشتر نشاندهنده نوعي کابوس شکست نزد اطرافيان ترامپ است. سياستهاي ترامپ بهحدي در آمريکا واکنشهاي منفي برانگيخته که هيچ اتفاق ديگري نميتواند اينگونه جايگاهش را تقويت کند، مگر اينکه اشتباهي از طرف دموکراتها و سازمان تبليغاتي دموکراتها شکل بگيرد.آمادهباش برخي ايالتها براي مقابله با ناآراميهاي احتمالي بعد از انتخابات هم به فعال شدن بخشي از راست افراطي در آمريکا برميگردد که در اروپا هم فعال شده. راست افراطي کساني بودند که ارتباط متقابلي با ترامپ داشتند. اگر ترامپ بازنده انتخابات شود، بهطور طبيعي مجبور است که قدرت را ترک کند و آن چيزي که بر تحولات آينده آمريکا سايه خواهد افکند اين است که ترامپ بازنده انتخابات شود.