آرمان ملی - به نظر ميرسد آمريکاييها در پايان روز 20 سپتامبر (30 شهريور) طي بيانيهاي مواضع خود را بيان کرده و توضيح دهند که از نظر آنها ايران از برجام تخلف و تخطي داشته و آمريکا نامهاي به رئيس شوراي امنيت زده و در اين يک ماه قطعنامهاي تصويب نشده و مستند به قطعنامه 2231 خواهان بازگشت تحريمها شود. يعني آنها با صدور يک بيانيه اعلام ميکنند تحريمها عليه ايران بازگشته و در داخل همان بيانيه نيز خط و نشان خواهند کشيد که هر کسي با ايران رفتوآمد، تجارت و دادوستد کند مشمول مجازات خواهد شد. لذا از نظر آمريکاييها نياز نيست که اتفاق خاصي بيفتد، چراکه آنها معتقدند قدرت اقتصادي به ايالاتمتحده توان ارعاب به ديگران را ميدهد و ديگران راضي باشند يا نباشند و محکوم کنند يا نکنند مجبور به تمکين هستند و اگر تمکين نکنند مجارات ميشوند. طي يکسال گذشته تحريمهاي شوراي امنيت بر ايران بازنگشته اما آمريکاييها بر اساس مصوبات کنگره ايران را تحريم ميکنند. همه کشورهاي دنيا در همين حال هستند اما آمريکاييها کار خود را انجام ميدهند. از نظر آمريکا تحليلي که وجود دارد اين است که کشورها با ايران تجارت نکنند. حال بپذيرند يا نپذيرند چندان اهميت ندارد. در اين ميان بحث اقتصادي که کاملا منتفي است. يعني هر چه تاکنون شوراي امنيت عليه ايران اعمال ميکرده با تحريمهاي آمريکا اجرا ميشود. فقط مانده که روسيه و چين وارد تجارت تسليحاتي با ايران ميشوند يا نه. اگر تجارت تسليحاتي ايران با روسيه و چين انجام شود بدين معناست که آمريکاييها هيچ موفقيتي نداشتهاند اما اگر روسيه و چين همکاريهاي تسليحاتي را با ايران انجام ندهند به ين معناست که آمريکاييها توانستهاند حرف خود را به کرسي بنشانند. لذا پس از 17 اکتبر که پايان تحريمهاي تسليحاتي 5 ساله ايران است، مشخص ميشود که آمريکاييها توانستهاند به هدف خود دست پيدا کنند يا خير. از طرفي موضع اروپاييها نيز مشخص است. آنها از ابتدا خروج آمريکا از برجام را جايز نميدانستند، محکوم کردند و بارها گفتند که تلاش ميکنند خسارتهاي ايران را جبران کنند اما چنين نکردند. پس از اين نيز همين خواهد بود به اين معنا که باز هم آمريکاييها تجارت با ايران را انجام نخواهند داد و باز هم اينستکس فعال نخواهد شد. در بحث تجارت تسليحاتي نيز ايران و اروپا هيچ مراودهاي با يکديگر نداشتند و انتظار هم نميرود که اگر تحريمهاي آمريکا نباشد مراوده تسليحاتي صورت گيرد. بنابراين اروپا نميتواند کار خاصي انجام دهد، شايد حداکثر کاري که توانسته انجام دهد اين بوده که بهرغم درخواست شديد آمريکا براي حمايت از قطعنامه پيشنهادي، مکانيسم ماشه را عليه ايران فعال نکرده است. شايد هم از اين جهت آمريکاييها خيلي پيگير ماجرا نبودهاند چون معتقدند بدون فعال شدن مکانيسم ماشه از سوي اروپاييها نيز به هدف خود ميرسند. آنها معتقدند قدرت ارعابگري ايالات متحده به مراتب بيشتر از آن چيزي است که خواهان اجماعسازي و درخواست کمک از ديگران باشد. اگر 6 قطعنامه تحريمي شوراي امنيت عليه ايران را با مصوبات تحريمي کنگره آمريکا مقايسه کنيم خواهيم ديد در تحريمهاي شوراي امنيت، تحريم نفتي و ممنوعيت فروش نفت ايران نيست اما آمريکاييها بر اساس مصوبات کنگره اين تحريم را عليه ايران اعمال کردهاند. شايد قبل از برجام تحريمهاي شوراي امنيت ترسناک بود، به خاطر اينکه تحريمهاي آمريکا به آن اندازه اجرا نميشد اما اکنون تحريم آمريکا به مراتب گستردهتر از شوراي امنيت است.