بستن
کد خبر: ۱۳۵۷۲۶

جريانات سياسي رويکردهاي خود را اصلاح کنند

جريانات سياسي رويکردهاي خود را اصلاح کنند
محمد عطریانفر - عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران

آرمان ملی - به نظر مي‌رسد با وجود دو جريان ريشه‌دار و اصلي ايران نبايد به سمت تشکيل جريان سوم برويم؛ بلکه اصلاح‌طلبان و اصولگرايان بايد رويکردهاي خود را اصلاح کنند، اگر جامعه نسبت به اين جريانات اقبالي نشان نمي‌دهد بايد ريشه‌ها را پيدا کنند. جريان‌ سوم چطور در جامعه اعلام حضور خواهد کرد؟ مگر نه اينکه سرنوشت او هم مثل دو جريان ديگر خواهد شد. اين راهکار برون‌رفت از مشکلات نيست. گروهي مي‌آيند و به دلايلي نمي‌توانند با جامعه گفت‌وگو کنند. در کشورهايي که رقابت‌هاي حزبي آنها منطقي است جرياني در انتخابات شکست مي‌خورد و در دور بعد شايد گروه ديگري شکست بخورد. چون دو جريان حزبي بزرگ کشور شکست خوردند جريان سومي شکل مي‌گيرد؟! نه بلکه گروه شکست‌خورده عوامل عدم موفقيت را بررسي مي‌کند و به سمت بهبودخواهي و بهينه‌سازي رفتارها مي‌روند ما اصلاح‌طلبان و اصولگرايان بايد به سمت ريشه‌ها و عوامل نارضايتي مردم برويم. با چنين رويکردي است که مي‌توانيم در صحنه بمانيم و نقشي ايفا کنيم، تا زماني که نظام سياسي ايران اين فرصت را فراهم نکند اين وضعيت بهبود پيدا نمي‌کند. به لحاظ قانوني بندهايي در مورد احزاب وجود دارد ولي وقتي احزاب شکل مي‌گيرند دو تکليف دو طرفه وجود دارد يک تکليف از طرف احزاب و ديگري از طرف نظام سياسي است و دو اختيار در طرفين وجود دارد؛ به اين معنا که احزاب سياسي بايد اختيار داشته باشند تا در چارچوب موازين نظام و قانون اساسي فعاليت کنند و نظام سياسي بايد آنها را به رسميت بشناسد و در بزنگاه‌هاي انتخاباتي اجازه بدهد آنها نقش واقعي خود را براي به‌دست گرفتن قدرت سياسي به کار ببندند. ما اگر اين نقطه شکنندگي را از سر بگذرانيم مي‌توانيم اميدوار باشيم که سرمايه اجتماعي ما براي حفظ نيروهاي لايق براي اداره کشور حفظ شود. معمولا در هر تحول سياسي که استقرار نظامي جديد از پيامدهاي آن است خاستگاه طبقاتي و خاستگاه پشتيبان گروه‌هاي سياسي تغيير مي‌کند، نظام که متاثر از انقلاب ايران در سال 57 است اين جابه‌جايي را به همراه داشت. بعد از مدتي ممکن است در ميان اين نيروهاي طرفدار اختلافاتي بروز کند و ديدگاه‌هاي متنوعي به‌وجود بيايد وقتي از قطار انقلاب صحبت مي‌کنيم بايد ابتدا مباني و معيارهايي را که افراد با آن سنجيده مي‌شوند روشن شود. علاوه‌براين چهره‌هاي شاخص جرياني و حزبي هم در اين ميان بايد نقش‌آفريني دقيقي داشته باشند؛ نقش چهره‌هاي شاخص اصلاح‌طلب در چنين شرايط مصيبت‌باري نقش سازماني و تشکيلاتي نيست چون تشکيلات قدرت شکل‌گيري ندارد و عموما نيروهاي کليدي اصلاح‌طلب با جامعه سخن مي‌گويند و پيام ناراحتي خود را به جامعه منتقل مي‌کنند. و مي‌گويند چون نظام سياسي و نهادهاي رسمي حقوق برابري براي ما قائل نيست و رقيب ما سهم معادلي براي ما در نظر نگرفته و نيروهاي ما ردصلاحيت مي‌شوند ما مجبور به سخن گفتن مستقيم با جامعه هستند و جامعه براساس وضعيت شايد برخي از پيام‌هاي کاريزماتيک را دريافت کند و گوش خود را به سمت مطلوبات و نظر آن شخصيت جهت بدهد.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی