آرمان ملی - ابتداييترين مسائل در اقتصاد، مساله نقدينگي است. به اين معني که وجود نقدينگي دست بخش خصوصي ارتباط مستقيمي با افزايش تورم و به تبع آن کاهش پول ملي دارد. به اين معني که هرچقدر نقدينگي دست بخش خصوصي افزايش پيدا کند، تورم کشور رشد ميکند و ارزش پول ملي هم کاهش پيدا خواهد کرد. به ياد دارم در دولت نهم که در کميسيون اقتصادي مجلس بودم، يکي از اختلافنظرهاي مجلس با دولت اين بود که بهزعم دولت افزايش تورم ارتباطي به نقدينگي نداشت و ما اصرار داشتيم اين واقعيتهاي جامعه است که کاهش پول ملي با تورم و تورم با نقدينگي ارتباط مستقيم دارند. اين موضوع تا بدانجا ادامه يافت که تورم به 44 درصد رسيد و آقايان به درستي اين گفتار پي بردند ولي ديگر کار از کار گذشته و تورم بالا رفته بود و به تبع آن کاهش پول ملي رخ داد و سرمايه مردم تقليل يافت. مثالي ميزنم؛ نقدينگي به منزله سيل است. وقتي يک سيل وارد شهر ميشود، همه چيز را خراب ميکند و همه بنيانهاي شهر نظير آب، برق، تلفن، جاده را بهم ميريزد. مسئولان بايد قبل و پيش از آمدن سيل سدهايي ايجاد کنند تا سيل در داخل سد قرار بگيرد و بيمحابا وارد شهر نشود و به مردم و کشور خسارت وارد نکند. اگر سيل پشت سد جمع شد، نعمت است و بعدا ميتوانند آبراهي براي کشاورزي و قسمتي براي صنعت و آب شرب و حتي به منظور توليد برق استفاده شود ولي اگر سيل رها شد و هيچ قدمي برداشته نشود، طبيعتا خانههاي مردم را خراب کرده، مزارع را از بين ميبرد و مصيبتي روي دست همگان ميگذارد. دراين هنگام ديگر نعمت نيست و نقمت است. نقدينگي دست بخش خصوصي هم مي تواند نعمت و هم نقمت باشد. اگر دولتها با سياستهاي خود نقدينگي را مهار کنند و در اختيار توليد قرار دهند نعمت ميشود. چون هم مردم و هم توليد بهرهمند ميشوند وهم موجب شکوفايي اقتصاد ميشود. ولي اگر نقدينگي را رها کند، نقدينگي بيکار ننشسته و با «شايد هم» نميتوان برنامهريزي کرد. علت اصلي اين همه خرابي بازار در کشور ما بحث نقدينگي فوق ا لعاده دست بخش خصوصي است که سبب ميشود اين سيل يک روز به سمت بازار ارز روانه شود و دولت همه توان خود را بهکار برد تا بتواند آن را کنترل کند. بعد از زحمت زيادي به سمت بازار خودرو سرازير ميشود و باز دولت همه توان خود را بکار مي گيرد تا بتواند آن را مهار کند. ولي باز به سوي ارز و طلا و مسکن ميرود. خلاصه نقدينگي هميشه دولتها را سرگردان ميکند مگر اينکه هنر ايجاد سيلبند را داشته باشند. در اينصورت آثار و برکات فراواني براي کشور دارد و نتايج مضر آن هم به حداقل ميرسد. در کشور ما هم يک روز به سمت ارز، يک روز به سمت مسکن و روز بعد به سمت خودرو گسيل ميشود. موضوعي که مربوط به امروز و ديروز نيست و دولتها بايد آن را مهار کنند. دولت چندي پيش سياستخوبي بهکار برد اما کم و کوچک به قدر نمي از يمي بود. بهترين نقدينگي اين است که در بازار بورس بهکار برده شود. هنر دولت در شرايط کنوني بايد اين باشد که از همين يک چشمه بازار بورس حالا که راهاندازي شده، استفاده کند. تجربه 40 ساله اخير نشان داده هرگاه نقدينگي را رها کردهاند بلاي خانمانسوزي شد که هم کشور و هم مردم را در آتش خود ميسوزاند ولي اگر آن را مهار واقعي و علمي کنند، هم براي کساني که نقدينگي دارند، سودآور است و هم جمع شدن اين نقدينگيها باعث ميشود کشور از آن بهرهمند شود.