آرمان ملی - متاسفانه گفتاردرماني در کشورمان در دولت و ساير دستگاهها بسيار رواج پيدا کرده است. مثلا اينکه گفته ميشود در ارتباط با مسکن قراردادها 20 درصد بيشتر نباشد، چيز عجيبي درخصوص املاک است. چراکه املاک به نوعي اموال شخصي مردم حساب ميشود و آنها نيز يا اجاره ميکنند يا اجاره ميدهند. حال ممکن است که بگويند ميخواهيم با اين طرح به مستاجرها کمک کنيم. اما آيا اين کمک به مستاجرها با نگاه به مالکين صورت گرفته است؟ وقتي در اين خصوص ملاحظههاي لازم صورت نگيرد مالکين در اينجا ضرر ميکنند. چرا که ميبينند بايد خانه خود را با هزينهاي گزاف تعمير کنند و دوباره با 20 درصد اجارهبها در اختيار مستاجر قرار دهند، درحاليکه همين تعميرات در سال گذشته بسيار ارزانتر برايشان تمام ميشد اما همين اجاره شايد هزينه تعميرات هم نشود. يا در ساختماني که هر سال وسايلش مخارجي پيدا ميکند و از سال گذشته تاکنون هزينههاي سرسامآوري پيدا کرده، در مقام عمل در اجاره ميبينيم که صرفا به 20 درصد اجارهبها بايد راضي شوند اين با واقعيت جامعه در تناقض است. از اين جهت برخي مسئولان اگر اظهارات خود را با واقعيات جامعه تطبيق دهند و به صحبت کفايت نکنند مردم خواهند دانست که گفتاري توخالي و بدون عمل نيست. آن زمان است که جامعه ميزاني از رضايت را در خود احساس ميکند و مردم بيش از گذشته به مسئولان و اظهاراتشان اعتماد پيدا ميکنند. مردم بايد احساس کنند که هر سخن يا عملي که از سوي مسئولان گفته يا عمل ميشود به نفع آنهاست. حتي در مورد کرونا ديگر حرفي نيست که دولت درباره سلامت مردم بيان نکرده باشد. اينکه مردم در اماکن عمومي ماسک بزنند و فاصله اجتماعي را رعايت کنند امري طبيعي و مسلم است و مخالفت با آن نوعي بيعقلي است. هر چند که بهنظر ميرسد در همينجا نيز نوعي روحيه مخالفت با دولت و مسئولان در ميان برخي وجود دارد که از اين راه به خود ضرر ميزنند و اين توصيهها را که براي سلامت خود آنهاست گوش نکرده و جدي نميگيرند. باعث تاسف است که بعضا بين برخي مسئولان با دولت فاصلهاي ايجاد شده و با اينکه ميبينند بيمارستانها هر روز با مشکلات بسياري روبهرو هستند و مسائل و مشکلات بيشتر ميشود، توجه کافي به آن ندارند و رعايت نميکنند. گرچه اين مساله از اين جهت است که سخنان مسئولان نفوذ خود را در جامعه و بين مردم از دست داده است. از طرفي مشکل هميشگي جامعه که همواره با آن دست به گريبان بوده بحث معيشت مردم است. راهحل اين مساله نيز يکي برنامهريزي درست براي حل مساله و برونرفت از اين شرايط و ديگري بيان واقعيات به مردم بدون تعارف است. يعني واقعا به مردم بگويند که کشور در چه شرايطي است و به لحاظ ذخيره مواد غذايي يا ساير حوزهها در چه شرايطي هستيم و چه بايد بکنيم. اگر نفوذ معنوي گفتار مسئولان در دل مردم کفايت لازم را داشته باشد، خود مردم همکاري کرده و هماهنگ ميشوند.