آرمان ملی - نگاه به مقوله انتخابات بدين امر بستگي دارد که آن را در چه منطقي جستوجو کنيم. منطق پروژهاي يا پروسهاي؟ منطق پروژهاي مبتني بر نظامي است متکي بر قواعدي که در آن انتخابات نقش بسيار مهمي دارد و با فرصتهايي که ايجاد ميکنيم ميپذيريم که قدرت بايد چرخش داشته باشد. طبيعتا در اين قاعده عملکرد احزاب است که مشخص ميکند آيا حزب مد نظر قرار و مداري که با مردم داشته و وعدههايي که به مردم داده را محقق کرده يا به گونه ديگري عمل نموده و در نهايت شاهد اقبال يا ادبار مردم به آن حزب خواهيم بود. البته اين مساله در کشورهاي توسعه يافتهاي که نظام حزبي بر آنها حاکم است بيشتر جاري است. در کشورمان که احزاب چندان نقش پر رنگي ندارند تبعا تاثيرگذاري آنچناني در حد اعلي خود نيز نميتوانند داشته باشند. اين فرآيند پروسهاي است که هميشه ادامه دارد و انتخابات نيز همواره موجب ميشود که جريانات و گرايشهاي مختلف با اتکا به تواني که دارند حضور پيدا کنند و مبتني بر عملکرد خود انتخاب شوند. از طرفي زماني انتخابات را به ديد پروژه ميبينيم که آن را به گونهاي سامان دهيم و در مسير دلخواه سوق دهيم که آنچه ميخواهيم در نهايت رخ دهد. تجربه ايران نشان داده که خيلي از اوقات اين پروژهها موفق بوده و بعضا موجب شده تا مردم بدان پروژه واکنش نشان دهند و عکس آن عمل کنند. نمونه واضح و روشن اين امر را ميتوان در انتخابات رياست جمهوري هفتم در خردادماه 76 يافت. البته يکي از مشکلات پروژهاي برخورد کردن با انتخابات اين است که پس از مدتي طروات پروسهاي بودن انتخابات را از جامعه ميگيرد و جامعه از اين فرايند خسته ميشود و ممکن است توجه لازم را به مساله انتخابات که طبيعتا يک امر مهم در تعيين سرنوشت است نکند. هر چند عملکردها و انتخاب يا عدم انتخاب مردم موثر است ولي اگر انتخابات را پروسهاي ببينيم طبيعتا مردم گزينش و انتخاب ميکنند، چرا که انتخابات امري عرفي است. بدين مفهوم که مردم با حضور در انتخابات و راي دادن درصدند که شاهد افزايش کيفيت زندگي خود، اميد به آينده، اشتغال و روابط بهتر اجتماعي و فرهنگي باشند. بنابراين اگر به انتخابات تحت عنوان پروسه بنگريم طبيعي است که اگر حزب يا جناحي موفق نشد جامعه به جناح ديگر رو کند تا آنها شرايط جامعه را و مطالبات مردم را بهبود ببخشند. اما اگر کار را پروژهاي تعريف کنيم و مردم نيز بدانند که اين فرايند پروژه است طبيعي است که در نوع حضور، نشاط و اهميت دادن به امر انتخابات تاثير ميگذارد. از اين جهت بايد از اين مساله مراقبت کرد چون ممکن است نگاههاي پروژهاي به طور موقت موفق شود، اما در درازمدت حتي جرياني که انتخابات را پروژهاي مينگرد نيز ضرر ميکند چرا که امر انتخابات را از شکل طبيعي تغيير سياستها و رويهها خارج ميکند و امر ديگري را دخالت ميدهد. از اين رو همه جناحها اعم از اصلاحطلب و اصولگرا بايد به اين مهم توجه داشته باشند که انتخابات را پروسهاي ببينند نه پروژهاي.