بستن
کد خبر: ۱۳۳۹۴۰

و اینک کرونالوژی!

و اینک کرونالوژی!
علی احمدی - روانشناس وپژوهشگر روانشناسی اجتماعی

آرمان ملی - شايد با انتشار اولين خبرها از ورود کرونا به کشور و تاييد درگيري اولين هموطنان به اين ويروس، توسط وزارت بهداشت، کمتر از چند دقيقه هجمه‌اي حجيم و موج شليک خبر، شايعه‌هاي تاييد نشده عجيب و غريبي، آنچنان از طريق رسانه‌هاي اجاره‌اي معروف و دنباله فضاي مجازي و شبکه‌هاي اجتماعي ايشان به سمت ما منجنيق و شليک شد که مي‌رفت تا در ادامه دستپاچگي و ذوق‌مرگي‌هاي متداول کلوپ بازنشسته‌هاي پخش‌و‌پلا شده اشرف، از آلباني و لندن تا زير زمين کاخ‌هاي سعودي، از اصل جنس و عنصر خبري‌شان هم جلو بزنند، که زدند و همچنان که ديديم و شاهديم، باعث تعجب و البته مايه طنازي و خنده و مفرح ذات‌مان هم شدند؛ خبر توصيه مرحوم حضرت آيت‌ا... بهجت از ديار باقي براي مقابله با کرونا، از آن شاهکار‌هاي ماندگار و گل درشت و مشت نمونه خروار بود. ورود سريع و موثر و همزمان دستگاه و سازمان سلامت و بهداشت و رسانه؛ از پزشکان و پرستاران تا خبرنگاران و عکاسان خبري و روزنامه‌نگاران رسانه‌هاي رسمي کشور، از فعالان و مديران کانال‌ها و عرصه فضاي مجازي تا در يک معنا ايرانيان، براي جمع کردن بساط خيانت و نفاق و پلشتي اين مزدوران و در حالي که ايران يکپارچه نگران و در شوک بود، همچنان و يک‌باره ورق را به نفع ما و در دفاع مقدس‌مان، همزمان از جسم و جان و روح و روان ايرانيان برگردانند و اينها که مي‌بينيد همه رقص پيروزي است؛ ايستاده در غبار.آنچه در ادامه مي‌آيد، بررسي آسيب‌ها و بايسته‌ها و پيشنهاد‌هايي براي غلبه و پيروزي هر چه سريع‌تر در اين جنگ و دفاع نابرابر و در تحريم است، براي آنکه ديگر دشمن حتي جرات فکر جنگ رواني ديگري بر عليه ايرانيان به ذهنش خطور نکند، براي اينکه قوي‌تر شويم.

ترس‌هاي هاليوودي

الف- بارها تکرار شده که جولان و سريان پر سرعت و هر روز و لحظه «شايعه»، در پهنه افکار عمومي و به هر بهانه‌اي، فارغ از ساير عوامل دخيل در اين آسيب، از منظر بررسي رسانه‌اي، جامعه‌شناختي و روانشناسي اجتماعي، يک علت زمينه‌اي اصلي دارد و آن؛ از دست رفتن مراجع خبري معتمد و رسمي و معتبر ملي در مراجعه «افکار عمومي» و حداقل در بعد داخلي آن است؛ افکار عمومي ساير ملت‌ها و هموطنان خارج از کشور و اهميت اين دو مهم و نيز آسيب‌ها و علل آن، بماند.

«خبر - شايعه» تاييد نشده، عمدتا و بيشتر در شرايط ناپايدار و اضطراري يا بحراني اجتماعي، خود شبيه يک «خبر- ويروس» عمل مي‌کند، منتقل شونده، پر‌سرعت و سيال و مسري است، بسيار تغييرپذير است، به اصطلاح دهان به دهان منتقل مي‌شود، معمولا ناشناخته و از منبع نامشخص منتشر مي‌شود و ... ، اما يک تفاوت نگران‌کننده دارد و آن اينکه در گرفتن قرباني از نوع انسان، بسيار خطرناک‌تر از هر ويروسي از جمله «کرونا»؛ فراگير، نابود‌کننده، خشن و بي‌رحم است و حيات و انسانيت او را تهديد مي‌کند؛ چون مي‌تواند به‌عنوان شکل و جهت‌دهنده هر چند مقطعي افکار عمومي؛ با معجوني از چند خبر راست و دروغ اصلي و فرعي پيوسته؛ به اصطلاح چيزخورمان کند و همين انسان مدرن متمدن قرن بيستمي، اما وحشت زده و مجنون از ترس و فوبياي آموخته شده و البته بدون دليل مشخص را، به راحتي چون درنده‌اي خون آشام به جان هم نوع خود بيندازد. او را ديوانه و افسرده کند، او را آنقدر بترساند تا از ترس مرگ، خودکشي يا ديگر‌کشي کند، غارت کند، به خاک و خون بکشد و در يک کلام نابودگر باشد. اين ويروس روي اخبار و اطلاعات درست و غلط، سوالات و ابهامات پاسخ داده نشده و نگراني‌هاي تشديد شده افکار عمومي مي‌نشيند و با دروغ‌هايي که قبلا در ذهن افراد «تله‌گذاري» کرده است، رکاب مي‌گيرد و با هيجان و ترس کاذبي که همزمان توي بوق و کرنا مي‌کند، رجز مي‌خواند و تاخت مي‌کند و از جامعه، جان مي‌ستاند.‌ ترس و وحشت‌هاي زمينه‌اي و آخرالزماني آموخته شده اصطلاحا ‌هاليوودي و انباشت شده در طرح‌واره‌هاي ذهني و ترس دان‌هاي نوع انسان معاصر، رويکرد مشهود و رقابت در عملکرد عمدتا؛ سوگيرانه، غير‌اخلاقي و غيرحرفه‌اي و التهاب‌آفرين رسانه‌هاي جمعي و موثر جهاني و محلي، ابهام و برآورد و برخي شواهد موجود در ارتباط و اتصال بند ناف ابر‌رسانه‌ها با مافياي قدرت و سياست سرمايه‌داري مرموز جهاني و بالطبع کاهش اعتماد عمومي به آنها، افزايش مخاطرات و نارضايتي‌هاي مختلف اجتماعي و سياسي و اقتصادي و يا زيست محيطي ملت‌ها با برخي دولت‌ها و کاهش روز افزون ميزان اعتماد عمومي به حاکمان جهاني و محلي اعم از حقيقي و حقوقي مثل انواع نهادها و سازمان‌هاي بين المللي، همزمان؛ گسترش زمينه امکانات ارتباطي الکترونيکي خبري فرد- فرد و فرد - ÌãÚ æ ÈÑÚ˜Óº ÈÏæä -˜äÊÑáÑåÇí ÇÑÊÈÇØí ÑÓãí æ ÞÈáí æ ÇáÈÊå ÈÇÒ åã ãÔ˜æ˜ æ ãÊåã Èå ˜äÊÑá ÔÏí ÊæÓØ åãÇä ãÇÝíÇí ÞÏÑÊ ÌåÇäíº åãå ÇÒ ÚæÇãá ÒãíäåÓÇÒ æ ãÓÊÚϘääÏå «ÌÇãÚå ÇäÓÇäí ãÚÇÕÑ» ÈÑÇí ÐíÑÔ åÑ äæÚí ÇÒ æíÑæÓ ÔÇíÚå ÏÑ ÌÓã æ ÌÇäÔ ÔÏå ÇÓÊ æ åãÒãÇä ÈÇ ÇÏÇãå ˜ÇåÔ åÑ å ÈíÔÊÑ «ÚäÕÑ ÇÚÊãÇÏ æ åãÈÓÊí ÇÌÊãÇÚí» ÏÑ ãÞÇã «ÊæÇä ÓíÓÊã ÏÝÇÚí ÌÇãÚå » æ ÏÑ ãÞÇÈá ÎÇäæÇÏå Çíä æäå «ÎÈÑ - æíÑæÓ»åÇí æíÑÇäÑ¡ ÇäÓÇä ãÚÇÕÑ ÑÇ åÑ ÑæÒ ÒãíäíÑÊÑ ÎæÇåÏ ˜ÑÏ.

کنارآمدن؛ مساله اين است!

ب- از طرفي «استرس» يا «فشار رواني» ناشي از انتشار حجيم و گسترده اين‌گونه شايعه‌ها به‌عنوان پاسخ‌هاي افراد به رخدادهايي که مختل کننده يا تهديد کننده فعاليت‌هاي مثبت و پيشبرنده جسمي و رواني هستند؛ عنصري گريز‌ناپذير از زندگي مدرن و امروزي است که لاجرم و ناتوان در حذف آن بايد با روش‌هاي معمولي مثل، حفظ و افزايش تندرستي و يا بهبود آداب زندگي و عادات غذايي و کنترل وزن که بارها شنيده‌ايم، به مقابله با آن در شرايط عادي ادامه بدهيم.

البته فهرست بالابلندي از عوامل مختلف، شرايط و موقعيت‌ها، رويدادها و اتفاقات فشار‌ افزاي شخصي زندگي؛ از جدايي يا از دست دادن عزيزي تا جنگ‌ها و اعتراضات و اپيدمي‌ها يا مواردي مثل داستانک‌هاي ما از روزمرگي‌هاي محل کار و آپارتمان و ... ، در کم و کيف «فشار رواني»؛ اين چاشني تند و تيز زندگي اين روزهاي ما مداخله دارد. لذا هر چه نمرات فشار رواني ما، ناشي از عوامل مختلف مذکور بيشتر باشد به همان ميزان احتمال ابتلاي ما به انواع بيماري‌ها بيشتر مي‌شود. اما استفاده از روش‌هاي فردي يا گروهي تکنيک «کنارآمدن» با اين مهمان ناخوانده و مزاحم بهداشت و سلامت رواني و جسمي و تضعيف‌کننده سيستم دفاعي و آسيب‌پذير‌کننده فرد در مقابل انواع بيماري‌هاي نهفته يا تهاجم ويروسي و باکتريايي، مي‌تواند با هدف کاهش چشمگير و به حداقل رساندن اثرات نامطلوب آن، کمک بيشتري، به‌خصوص در شرايط خاص براي افراد و نيز مديران کنترل بحران و تصميم‌سازان داشته باشد. «کنارآمدن مساله محور»؛ روش و راهکار پيشنهادي بررسي و تغيير موقعيت و علت مساله است، هم زمان در روش«کنارآمدن هيجان‌محور»؛ جايگزيني آگاهانه و غيرآگاهانه و عملگرايانه هيجانات منفي ايجاد شده به‌وسيله استرس با هيجانات مثبت و در نهايت برنامه‌ريزي و بهره‌برداري بيشتر براي دريافت و همزمان ارائه «حمايت اجتماعي» و پناه بردن و پناه دادن از طريق منابع هيجاني مثبت و حمايت ديگران (خانواده، دوستان و همکاران و...) است. تحقيقات و پژوهش‌هاي بسياري در حوزه روانشناسي اجتماعي در سطح دنيا و در طول سال‌ها و مسائل و بحران‌هاي اجتماعي مختلف، مويد راهکارهاي اشاره شده است. همچنين براساس همين تحقيقات زنان و مردان هر کدام عمدتا روش‌هاي متفاوتي را ترجيح مي‌د‌هند، مردان بيشتر برخورد مستقيم يا انکار و روش غير‌آگاهانه مساله‌محور و گروه زنان عمدتا روش هيجاني گسترده‌تري از راهبرهاي کنارآمدن (بحث و بررسي مساله با ديگران و دوستان، بروز رفتاري و کلامي بيشتر و هيجان گرايي جايگزيني مثبت و...) را انتخاب مي‌کنند.

سه اصل تعيين کننده در مديريت بحران

ج- بايد توجه داشت که به‌طور کلي اولين تجربه حسي و دريافت و واکنش رواني جامعه از شنيدن مفاهيمي مثل شرايط ويژه يا بحران، تجربه حسي استرس و افزايش فشار رواني است. لذا مديران و تصميم‌سازاني که در اين شرايط معمولا و در ابتدا روش «کنارآمدن مساله‌محور» را انتخاب و اولويت مي‌دهند بايد توجه داشته باشند که مجاز به اين اشتباه و انتخاب و واکنش فردي نيستند و ايشان در مقام مسئول و مدير بحران لازم است هر دو روش را همزمان و به‌صورت موازي در دستور کار و تنظيم پروتکل‌ها مد‌نظر داشته باشند و نه در راستا و در طول يکديگر؛ تا با غافلگيري و سردرگرمي و تشديد خرده بحران‌هاي پيوسته بعدي مواجه نشوند و لذاست که به‌طور کلي انتخاب دو روش مواجهه مذکور لزوم «اصل برنامه‌ريزي»، «اصل آينده‌نگري و پيش‌بيني» و نيز «اصل مديريت سيستمي» را به دنبال خواهد داشت؛ غفلت و مهمي که متاسفانه به‌عنوان يک انتقاد تکراري بر نهاد‌هاي مرتبط با مديريت بحران در کشورمان مطرح مي‌شود و هر بار غافلگيرتر عمل مي‌کنند. در اين راستا اما هم افراد جامعه و نيز مديران و تصميم‌سازان در شرايط خاص، مثل مساله اين روزها؛ شيوع ويروس کرونا و ايجاد تنش‌هاي مرتبط با مواجه و مقابله با درمان و همه‌گيري آن در کشورهاي مختلف، مي‌توانند با لحاظ روش‌هاي مذکور و نيز تعيين و تدوين مصاديق عملي فردي و عمومي دو نکته و الگوي شش‌گانه و پيشنهادي زير، در کاهش هر چه بيشتر آسيب‌ها و تنش‌ها و سرعت در «حل مساله» آن نقش بسيار موثري ايفا کنند.

دو نکته مهم در اطلاع رساني بحران

بايد ياد گرفت، تمرين کرد و توجه داشت که روزها و لحظات روندي بروز يک بحران يا شرايط ويژه، زمان قضاوت و پيداکردن و محکوميت مقصران و يا تخليه هيجانات و انتقام‌هاي سياسي و جناحي نيست، اين رفتار مي‌تواند در ميان جامعه، غير‌اخلاقي، سودجويانه و نابخشودني تلقي شده و توان ملي براي مقابله با چالش و بحران پيش آمده را کاهش دهد.

2-‌ مرز باريکي بين اصل عمومي الزام دولت‌ها به ارائه اطلاعات شفاف و دقيق در همه شرايط به رسانه‌ها و ايجاد اعتماد عمومي و جلوگيري از ايجاد زمينه رواج شايعه و هر گونه سوء‌استفاده و در عين حال عملکرد مسئولانه و حرفه‌اي در شغل شريف و مقدس خبرنگاري است و شايد نقطه عطف و نشانگر شرافت و قداست اين حرفه - åäÑ¡ ÏÑ åãíä ÈÇÑí˜ååÇ æ «ÔÑÇíØ ÎÇÕ» äãÇíÇä æ ËÇÈÊ ãíÔæÏ. ÔÇíÏ ÏÑ Çíäæäå ÑÎÏÇÏåÇ¡ ÑÓÇäååÇ æ ÑæÒäÇãåäÇÑÇä æ ÏæáÊåÇ Èå ÏáÇíá ãÎÊáÝí ÇÒ Ìãáå ãæÇÑÏí ˜å íÔÊÑ ÇÔÇÑå ÔϺ Ííä ÇäÌÇã æÙÇíÝ¡ ÈÇ í˜ÏíÑ Èå ÑÞÇÈÊí ãäÝí æ ÇáÔí ãÎÑÈ ÈÑÓäÏ. ÏÑ Çíä ÔÑÇíØ Ïæ ØÑÝ ÈÇíÏ ÏÑ Úíä ÇÍÊÑÇã æ Ïј áÒæã ÍÝÙ ÇÓÊÞáÇá æ ÊÞÓíã˜ÇÑí æ ÇÕæá ÍÑÝåÇí ÎæÏÔÇä ãÊæÌå ÔÑÇíØ æíŽå æ ÇæáæíÊåÇí ãáí ÈæÏå æ ãÑÇÞÈÊ ˜ääÏ ÊÇ ÏÑ ˜ÇÑ í˜ÏíÑ ãÏÇÎáåÇí äÏÇÔÊå ÈÇÔäÏ. ÚÏãÇäÊÔÇÑ ÂãÇÑåÇí ÏÞíÞ æ ÑíÒ ãäÝí ãÑ龯 Èå í˜ ÏíÏå æ ÑÎÏÇÏ ÎÇÕ æ ÈÍÑÇäí¡ ÚãáÇ æ ÏÑ ÔÑÇíØ äÇÇíÏÇÑ¡ äÇãã˜ä ÇÓÊ æ ÏÑ ÑæÊ˜áåÇí ãÑÈæØå äíÒ¡ ÚãÏÊÇ ÏÇÑÇí ÇæáæíÊ äíÓÊ¡ åãäÇä ˜å Çíä ÇÚÏÇÏ ÈÇáØÈÚ ÏÑ ÑæäÏ ÑÎÏÇÏ æ ãÏíÑíÊ Âä ʘãíá æ ÈåÑæÒÑÓÇäí ãíÔæÏ æ ÏÑ Úíä ÍÇá áÇÒã ÇÓÊ ÏÑ åãÇä ÔÑÇíØ¡ ÒÇÑÔÇÊ ÂãÇÑí ãÎÊáÝ æ ÏÑíÇÝÊí¡ ÑÇÓÊí ÂÒãÇíí æ ÇíÔ åã ÈÔæÏ. áÐÇ ÏÑ Çíä ãæÇÑÏ Èå äÙÑ ãíÑÓÏ ˜å ÓãÇÌÊåÇ æ ÊãÑ˜Ò ÈÑÎí ÑÓÇäååÇ ÈÑ ÏÑíÇÝÊ ÂãÇÑ ÏÞíÞ æ ÑíÒ æ áÍÙåÇí ÊáÝÇÊ ÇäÓÇäí æ ÕÏãÇÊ ÇÍÊãÇáí (ÂãÇÑ ãäÝí) æ ÝÔÇÑ ÑÓÇäåÇí Èå ãÏíÑÇä ÇÌÑÇÆí ÈÍÑÇä¡ Èå ÌÇí ÊãÑ˜Ò ÈÑ ÂãæÒÔåÇí Úãæãí¡ ÂÇåíÈÎÔí æ åãÑÇåí æ åãÏáí æ åã˜ÇÑí ÏÑ ÞÇáÈ ÈÑäÇãååÇ æ ÇÕæá ÑæÊ˜áåÇí ãáí íÇ ÑÝÊÇÑ æ ÎØÇíí ÛíÑ ÍÑÝåÇí ÇÓÊ æ íÇ äÇÔí ÇÒ ÑÞÇÈÊåÇí ÓíÇÓí íÇ ÏÑ ÑÇÓÊÇí ÓæíÑíåÇí ãÚãæá ÑÓÇäåÇí ÇæÒíÓíæäí. Çíä ÑÝÊÇÑ Èå åÑ Ïáíá¡ åãÇäØæÑ ˜å ÇÔÇÑå ÔÏ ÎÇÑÌ ÇÒ ÇÕæá¡ ÞæÇäíä æ íÇ ÇæáæíÊåÇí ÍÑÝåÇí æ ÇÎáÇÞí ÑæÊ˜áåÇí ãáí æ Èíä Çáãááí «ÔÑÇíØ ÈÍÑÇä» ÇÓÊ æ áÇÒã ÇÓÊ ÏÑ åãå ÓØæÍ ãÍáí¡ ãáí æ äíÒ Èíä Çáãááí ãÏäÙÑ æ ãÍÊÑã ÔãÑÏå ÔæÏ. ÈÇíÏ ÊæÌå ÏÇÔÊ ˜å ÕÑÝÇ¡ ÇÈÑÇã æ ÊãÑ˜Ò ÈÑ ÇÝÔÇ æ ÇäÊÔÇÑ ÂãÇÑ æ «ÇÎÈÇÑ ãäÝí» ÊæÓØ ÑÓÇäååÇ ÏÑ ÔÑÇíØ ãИæÑ ÈÑÇí Úãæã ãÎÇØÈÇä¡ ÈÇ ÇÝÒÇíÔ ÔÏíÏ «äãÑå ÇÓÊÑÓ æ ÝÔÇÑ ÑæÇäí» ÇÝÑÇÏ Èå ÈåÏÇÔÊ æ ÓáÇãÊ ÑæÇäí ÌÇãÚå ÂÓíÈ ãÖÇÚÝ æ ÌÏí æÇÑÏ ãí˜äÏ. ÇáÈÊå ÈÏíåí ÇÓÊ ˜å ÂãÇÑ ÏÞíÞ ãИæÑ ãíÊæÇäÏ ÈåÚäæÇä í˜ ãÊÛíÑ ãæËÑ¡ ÈÑÇí ˜ã˜ Èå ãÏíÑÇä ÏÑ ÈÑäÇãå ÑíÒí æ ˜äÊÑá ÈÍÑÇä¡ ÊÚííä ˜ääÏå æ ãåã ÈÇÔϺ áÐÇ åãäÇä ˜å ÔÇåÏ åÓÊíã ÏÑ Çíä ÔÑÇíØ ÊãÇã ÏæáÊåÇ æ Èå 쾄 ÇÒ åíÌÇä ÒÏí¡ ÈÑÇÓÇÓ ÒíäååÇí ÇãäíÊí¡ ÇØáÇÚÇÊí æ ÇäÊÙÇãí ÑæÊ˜áåÇí ãáí æ Èíä Çáãááí ãÑÊÈØ¡ Úãá ˜ÑÏå æ ÈåÚäæÇä ãËÇá ÔÇåÏ¡ ÏÑ ÎÕæÕ ÔíæÚ «æíÑæÓ ˜ÑæäÇ» Èå ÈíÇä ÒÇÑÔÇÊ ˜áí ÂãÇÑí æ ˜äÊÑá ÔÏå æ ÇÞäÇÚí Úãæãí æ ÑæäÏí ãíÑÏÇÒäÏ æ ÂãÇÑ ÏÞíÞí ÏÑ Çíä Òãíäå ãäÊÔÑ äãí˜ääÏ. ÏÑ Çíä ãíÇä ÑÓÇäååÇ ÈÇíÏ Èå ÇæáæíÊ æ äíÇÒ ãÎÇØÈ ÏÑ ÔÑÇíØ ÑÎÏÇÏ ÈÍÑÇä æ ÑæäÏ ãÏíÑíÊ Âä ÏÞÊ ÏÇÔÊå ÈÇÔäÏ æ ÈÇ ÇÝÒÇíÔ ÏÇäÔ ÍÑÝåÇí ÎæÏ æ íÇ ÈÇÒÂãæÒíåÇí ÏæÑåÇí ÑæÒäÇãå äÇÑí ÈÍÑÇä¡ ÑÝÊÇÑ ÍÑÝåÇí ÎæÏ ÑÇ åÑ å ÈíÔÊÑ ÇÑÊÞÇ ÏåäÏ.

الگوهاي پيشنهادي شش‌گانه

1- بايد توجه داشته باشيم که همواره لازم است برنامه‌ها و بسته‌هاي فرهنگي متنوع ديداري و شنيداري و متني، پيش بيني شده و دپو شده توسط نهاد‌ها، انجمن‌ها، سمن‌ها و يا رسانه‌هاي ديداري و شنيداري ( انواع فيلم‌ها و سريال‌هاي سرگرم‌کننده و طنز و آموزشي و...) ملي و محلي متناسب با موضوع بحران‌هاي قابل پيش بيني، فراهم آمده باشد، همچنانکه اين مهم، معمولا در اقلام زيستي، دارويي و غذايي توسط نهادهاي مرتبط فراهم است. اين دقت و توجه موجب مي‌شود که در شرايط ويژه و احتمال هر گونه رخداد از جمله نبود يا کاهش نيروي انساني ماهر و خدمات زير ساختي، در تامين اين اقلام ضروري براي حفظ و پايداري سلامت رواني افراد و کنترل مساله، کمتر غافلگير شويم. 2- سازماندهي قبلي و عضو‌گيري فراگير ملي و محلي گروه‌هاي مختلف و موثر اجتماعي و مرجع، از ميان هنرمندان، ورزشکاران، فعالان اجتماعي، سياسيون و ... به‌عنوان کمک رسان و معين در بحران‌ها و يا جمع‌آوري اقلام ضروري و يا کمک‌هاي مالي تحت نظارت و کنترل شده با تدوين پروتکل‌هاي مختص و براي مواجهه با انواع رخدادها و متناسب با نوع کارکرد ايشان و تمرين و مرور آن در مانورهاي آمادگي سالانه با تکيه بر نقش مسئوليت اجتماعي افراد. 3- افزايش کمي و کيفي و به‌روزرساني آموزش‌هاي عمومي در سطح ملي و محلي و در موضوعات مختلف مرتبط از امداد و نجات و کمک‌هاي اوليه و بهداشت تا موضوعات سلامت و بهداشت رواني يا دانش رسانه‌اي و مقابله با جنگ رواني و خود مديريتي و کنترلي فردي، خانوادگي، فاميلي و محلي. 4- به‌روزرساني يا تدوين پروتکل‌هاي متناسب انواع رخدادهاي طبيعي، بهداشتي، اجتماعي- سياسي در سطح فردي - ÔåÑæäÏí¡ ÎÇäæÇÏí æ íÇ ÓÇÒãÇäí ( ÈÎÔ ÏæáÊí æ ÎÕæÕí) ÏÑ ÓØæÍ ãáí æ ãÍáí ( ÎæÏ ãÎÊÇÑí ÇÓÊÇäí- ÇíÇáÊí ) æ ÇÈáÇÛ æ ÂãæÒÔ æ ãÑæÑ æ ÇäÌÇã ÊãÑíäÇÊ æ ãÇäæÑåÇí ÏæÑåÇí ÈÑÇí ÂãÇÏíåÇí áÇÒã. 5- ÇÊÎÇÐ ÓíÇÓÊåÇí ÈÇáÇÏÓÊí æ ˜áÇä ãáí ˜æÊÇå ãÏÊ æ ÏÑÇÒ ãÏÊ ÈÑÇí ÈåÈæÏ æ ˜ÇåÔ ãäÇÒÚÇÊ ÏÇÎáí æ ãáí æ ÇáÔåÇí ÓíÇÓí¡ ÇÌÊãÇÚí æ ÇÞÊÕÇÏí íÇ ÒíÓÊãÍíØí æ ÊÕæíÈ æ ÇÕáÇÍ ÞæÇäíä ãÑÊÈØ ÈÇ Çíä ÈÑäÇãååÇ æ äíÒ ÊÇãíä æ ʘãíá ÍÏǘËÑí ÇäæÇÚ ÒíÑ ÓÇÎÊåÇí áÇÒã æ ãÊäÇÓÈ äÑãÇÝÒÇÑí æ ÓÎÊÇÝÒÇÑí ÊæÓØ ÏæáÊåÇ. 6- ÊÏæíä ÑæÊ˜á ãÓÊÞá æ ÏÞíÞ ÑÓÇäåÇí æ ÂãæÒÔ äíÑæí ÇäÓÇäí æ ˜ÇÏÑ äÔÇäÐÇÑí ÔÏå ÝÚÇá ÏÑ ÇäæÇÚ ÑÓÇäååÇí ãæËÑ æ ÑÓãí ÏÑ ÓØÍ ãáí æ ãÍáí ( ÈÇ ÊæÌå Èå ÖÑíÈ äÝæÐ ÇÍÊãÇáí ÈíÔÊÑ æ ÇÚÊãÇÏ ÇÌÊãÇÚí Èå Çíä ÑÓÇäååÇ äÓÈÊ Èå ÑÓÇäååÇí ÓÑÇÓÑí) ÏÑ ÔÑÇíØ æíŽå æ ãÑæÑ æ ÇäÌÇã ÊãÑíäÇÊ æ ãÇäæÑåÇí ÏæÑåÇí ÈÑÇí ÂãÇÏíåÇí áÇÒã.

تقواي فوروارد

د- آخر آنکه، انسان، هر کدام در مقام خلق و در مقابل خويش و ديگران، داراي مسئوليتي بارز است، چه رسد به شرايطي که از يک سو بلا و تهديدي جدي و خطرناک، ايشان را هدف قرار داده باشد و در پارادوکسي دردناک، و از طرفي، پاي انسانِ دو پايِ انگشت به ماشه فورواردي ديگر، در ميان. از رذايل و رفتار غير انساني در بحران‌هاي تاريخي بشر، پيش از آنکه مستوجب دشنام و تحقير و تاديب و فضاسازي عليه خودش باشد، بايد محل مداقه همه ما براي بازبيني بينش‌ها و رفتارها و قراردادهايي باشد که باعث اين شرمساري‌هاي انسان شده است. از تراکم «دروغ» تا «احتکار» و «کم فروشي» و «گران فروشي» و تا اين اواخر و صدقه سري توسعه علوم و دسترسي انسان معاصر به فرصت و نعمت امکانات ارتباطات نوين الکترونيکي؛ موسوم به فضاي مجازي و پديدهِ شومِ فراگير و مبتلابه «فورواردِ» بدي‌ها و رذايل و بي‌اخلاقي‌ها. «کرونا ويروس» با هجمه‌اي که بر ما داشت نه‌تنها سلامت جسم و جان و يا اقتصاد جهان را به بازي گرفت و پايين کشيد، بلکه در مقام يک استعارهِ نوپديد در هزاره کنون، مي‌رود تا پاي دريافت‌ها و دانش و تجارب هزاران ساله علم و فرهنگ و بينش بشري، از علوم تجربي تا الهيات و علوم انساني و سبک زندگي مان را نيز به قربانگاه چالش و تغيير يا اصلاح و بازبيني بکشاند. شايد اين وجود و انسانيت ماست که در اين آخرين فرصت‌ها و آيينه داري‌هاي فرشتگان کاتب، به چالش کشيده مي‌شود؛ شايد با کيمياي ترکيب مفهوم هزاران ساله و انسان زاد «استعارهِ پرهيزکاري و اخلاقمندي» و استعارهِ نوانداخته‌اي مثل «فوروارد»؛ اين آرزوي فوران کرده و خفته اساطيري انسان براي ابراز و اثبات سريع و همه گير بودن خويش؛ «تقوايِ فوروارد»، اين دو غريبِ آشنا؛ ديگر نه‌تنها ترکيبي اضافي نيستند، بلکه به‌عنوان گوهر توصيف گر اخلاق، امنيت، حرمت و به يک معني انسانيتِ انسان خواهد درخشيد و شايد حجت و نشانه‌اي باشد هر چند دير هنگام، براي آن فرشتگانِ شاهد و ناظر، برآنچه نمي‌دانند از انسان و ِان قُلت‌هايي که در بدو کار و از اَسلاف ايشان، بر ما روا مي‌داشتند. حالا ديگر کرونا تنها يک ويروس نيست و بار مفهومي آن همه زندگي ما را در برگرفته و در خاطره‌ها و در کتاب تاريخ بشر ثبت خواهد شد، خواه و ناخواه امروز، ترکيبات و استعاره مفاهيمي پيشنهادي و نوظهور مثل «کرونالوژي» و يا «تقوايِ فوروارد» از سرمشق‌هاي دوباره ايست که، مجبوريم در دفتر انديشه ورزي و کتاب بينش‌ها و لغتنامه‌هايمان، از «دهخداي فارسي» و «زي ديان چيني» تا «روبرهاي فرانسوي» و «آکسفورد انگليسي»، اضافه و بازمعني کنيم. حرص و آز و طمع و نياز که همزاد همه ماست، اما شايد در اين آخرين فرصت‌ها و رقابت و جنگ جهاني فرهنگ‌ها و عرض اندام‌هاي ملل و در شلوغي بانگ و ولوله غارتگري فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي و قحطي‌ها، پربي‌راه نيست اين ادعا و تمنا و آرزو، که ايستادن بر «سکوي انسانيت» و دستگيري قهرمانانه ديگران؛ شايسته و بالا پوش چهار فصلي است؛ که به اصالت و فرهنگ ما ايرانيان از هر رخت و لباسي بيشتر مي‌آيد.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی