آرمان ملی - پيش از ماجراي کرونا نيز با پديده بياعتمادي مواجهه بوديم و شايد منحصر به اين دولت هم نبوده است. به نحوي که گاهي نوعي چپ گرايي، لجاجت و يکدندگي در بخشهايي از اقشار تحصيلکرده نسبت به آنچه که مسئولان ميگويند وجود داشته و فرض بر اين بوده که نبايد به گفتههاي مسئولان اعتماد کرد. در عين حال خود همين پديده را نيز نبايد بيش از آنچه که هست بزرگ قلمداد کنيم. اکنون تا جايي که به هشدارهاي پزشکي مربوط ميشود جامعه اين پديده را خيلي جدي گرفته و غير از اقشار خيلي معدودي که هنوز با اين بيماري برخورد جدي ندارند و در برخي از اقشار مذهبي، زيارتگاهها و اماکن متبرکه ديده شده؛ چه از طرف مردمي که به ارزشهاي مذهبي معتقدند و چه عموم شهروندان واقعا شاهد فضاي اعتماد بوديم. ميتوانست کليت اين موضوع يک توطئه تلقي شود، جدي نگيرند و بگويند که حتي غرضي از طرح آن در ميان است اما جدي گرفته شد. در عين حال مساله ديگري که مشابه آن را در کشورهاي ديگر ميبينيم اين است که نفس اين اپيدمي و همه گيري نگراني آور است. زماني که حدود 50 سال پيش در ايران وبا آمده بود در رژيم سابق نگراني بسيار گستردهاي در سطح جامعه بهوجود آمد. يعني نوعا هر وقت همه گيري و اپيدمي اتفاق ميافتد جامعه نگران شده و فکر ميکند که اين ويروس تا پشت در خانه آمده و طبيعتا برخي اوقات ممکن است که موجب بياعتمادي شود. بهنظر ميرسد در اين مساله با توجه به اينکه يک سمت ماجرا کادر پزشکي و پرستاري هستند و اينها جزو شريفترين و مورد اعتمادترين بخشهاي کشور بهشمار ميروند اينگونه نيست که پيامها صرفا از سوي مسئولان سياسي حکومتي صادر شود و مردم هم آن را باور نکنند. بلکه بخشي از پيامها از سوي جامعه پزشکي صادر ميشود و بسيار جدي در صحنه عمل بهداشتي و انجام وظيفه پزشکي زحمت ميکشند و در صحنههاي اطلاع رساني و صحبت با مردم نيز خيلي فعال عمل ميکنند. لذا در مورد آنها جاي بي اعتمادي وجود ندارد. در نتيجه آنچه که در جامعه اتفاق ميافتد غير طبيعي و غيرعادي نيست. مجموعا بهنظر ميرسد آنچه که در جامعه در حال رخ دادن است تعاملي طبيعي است که ميشد از مردم انتظار داشت. هر چند که موضوع نيز چندان کوچک نبوده و بيماري حادي است که به سرعت گسترده ميشود و اگر نوعي همکاري اجتماعي شکل نگيرد و محدوديتهايي بر مردم اعمال نشود طبيعي است که دامنه آن به اين راحتي محدود نخواهد شد. از اين رو چون مساله بزرگ است هر نوع واکنشهاي رواني روي اين مساله نيز بزرگ خواهد بود. از طرفي بازگرداندن اعتماد از دست رفته يا کاهش يافته مردم مساله زمانبري است که بايد به طور اساسي به آن توجه کنيم تا بالاخره ميزاني از اعتماد ميان مردم و مسئولان بهوجود آيد و گسترش يابد. هر چند که برداشتن گامهاي بزرگ کار دشواري است. بخشي از بازيابي اين اعتماد به عملکرد مسئولان درآينده و کارآمدي آنها درحل مشکلات و بخش ديگري نيز به دستگاههاي تبليغاتي بهخصوص صداوسيما و رسانههاي رسمي باز ميگردد.