آرمان ملی - در مورد نرخ تورم بايد به چند نکته اشاره کرد؛ اول اينکه، نرخ تورم اعلامي از سوي سازمانها و نهادهاي دولتي با آنچه مردم احساس ميکنند، متفاوت است. دوم اينکه، از نظر يک اقتصاد آزاد و بخش خصوصي، آنچه درباره نرخ تورم مهم است، قيمتهاي نسبي است نه ميانگيني از 300 قلم کالا. سوم، آنچه در اقتصاد ايران در حال رخدادن است، تغييرات قيمتهاست، يعني افزايش قيمتها نسبت به سالهاي قبل. متاسفانه يکسري افراد بيسواد برداشتهاي نادرستي از شاخصهاي اقتصادي دارند و براي خودشان مفاهيم انتزاعي درست ميکنند و روي آن متمرکز ميشوند. شاخصهاي اقتصادي از قبيل رشد اقتصادي و تورم شاخصهاي کلاني هستند که ربطي به شرايط زندگي مردم ندارد. دولتمردان ميتوانند اظهاراتي را در اين باره مطرح کنند و از کاهش نرخ تورم دم بزنند اما اينها ربطي به زندگي مردم ندارد. آنچه ما بهعنوان شهروندان لمس ميکنيم افزايش شديد قيمتها و کاهش شديد قدرت خريد مردم است. بنابراين، اينکه مسئولان براي خودشان جشن ميگيرند معلوم است که نه خواستههاي مردم براي آنها مهم است و نه زندگي مردم برايشان اهميت دارد. آنچه براي دولتمردان مهم است اين است که بتوانند يکسري ارقام را سرهمبندي و بعد آنها را تبليغ کنند. واقعيت امر اين است که تورم در شرايطي در يک کشور ايجاد ميشود که توليدي صورت نگيرد و نرخ نقدينگي روز به روز بالا برود. ايران ازجمله کشورهايي است که هر ساله نقدينگي در آن در چند دهه گذشته با درصد بالايي افزايش پيدا کرده است. چون دولت بزرگ است و مثل اختاپوس تمام اقتصاد ايران را در کنترل خودش گرفته است، بنابراين پول هزينه ميکند و با هزينهکردن در جامعه نقدينگي هر سال بالا ميرود و در نتيجه قيمتها افزايش پيدا ميکند. پس وقتي از يک طرف حجم پول افزايش پيدا ميکند و از طرف ديگر مقدار کالا در داخل کشور کم ميشود، طبيعي است قيمتها بالا روند و اينگونه نيست که اين افزايش قيمت دو يا سه قلم کالا را دربرگيرد؛ بلکه همه اقلام را شامل ميشود. پيامد اين موضوع تحميل فشار به جامعه است، بهرغم اينکه دولت تلاش ميکند از طريق واردات کمبود کالا را جبران کند اما اين موضوع به هيچ عنوان نميتواند واقعيات را بيان کند. امروز ما شاهد هستيم دولتمردان به هر شکلي تلاش ميکنند يک نوع تحولي را در کشور نشان دهند و از بهبود اوضاع دم بزنند يعني به نوعي اينگونه القا ميکنند تا نظر مردم عوض شود و واقعيات اقتصادي را نبينند. من فکر ميکنم اظهاراتي که درباره بهبود وضعيت اقتصادي مطرح ميشود تاسفبار است و به نظر ميرسد تلاش ميشود واقعيتهاي اقتصادي به مردم گفته نشود. اما آنچه ما در جامعه ميبينيم متاسفانه اين است که قدرت خريد مردم کاهش يافته، فقر گسترش پيدا کرده، روند سرمايهگذاري خارجي مطلوب نيست و نابرابري و فساد روز به روز در حال گسترش است. مردم ما آگاه هستند، بنابراين با حلوا حلوا گفتن دهان شيرين نميشود.