آرمان ملی - واقعيت اين است که اتحاديه اروپا خواهان حفظ برجام است و برجام را يک توافق خوب براي حل مناقشه هستهاي ايران ميداند و ميداند که با برجام، ثبات و امنيتي در منطقه خليج فارس ايجاد شده. از طرفي قدرتهاي اروپايي مثل آلمان و فرانسه بهخصوص وابسته به نفت منطقه هستند و به نوعي علاوه بر اينکه نفت منطقه براي آنها مهم است، از طرف ديگر نگران اين هستند که وقوع يک درگيري در منطقه، باعث سرازير شدن سيل مهاجران به سمت کشورهايشان شود به همين دليل دنبال حفظ برجام هستند، اما زورشان به آمريکا نميرسد. ايران هم انتظاراتي از اروپاييها داشته، ايران انتظار داشت با برجام بتواند يک وضعيت عادي پيدا کند. کاهش تعهدات گامي براي فشار بر طرفهاي ديگر برجام است که آنها به برجام برگردند و ايران دنبال اين است که با اين فشارها مجددا برجام را احيا کند، اما پيام ايران از طرف اروپاييها گرفته نميشود و اگر هم گرفته شده، توان اين را ندارند که بيش از اين براي حفظ برجام تلاش کنند. از طرف ديگر اروپاييها متحد بزرگتري به نام آمريکا دارند که از برجام خارج شده و در غياب آن متحد بزرگتر، نميتوانند اهداف ايران را برآورده کنند چون مراودات تجاري و اقتصادي خيلي وسيعي با همان متحد بزرگتر دارند. بايد توجه کرد که شرکتهاي اروپايي حرف شنوي چنداني از دولتها ندارند، آنها منافع خودشان را دنبال ميکنند و منافع آنها هم در ارتباط با آمريکا تامين ميشود. آخرين تلاش اروپا هم همين طرح امانوئل مکرون بود که 15ميليارد دلار به ايران داده شود و يک خط اعتباري در اختيار ايران قرار بگيرد تا بتوانند ايران را راضي کنند ولي عملا نتوانستند کاري از پيش ببرند. اينکه اعلام ميکنند اگر ايران گام چهارم را بردارد، آنها هم از برجام خارج ميشوند سوالي که مطرح ميشود اين است که برجام در شرايط فعلي چه کمکي به ايران کرده؟ شايد آنها هم دنبال بهانهاي براي خروج از برجام هستند. يعني درواقع فشارهاي ايران و آمريکا از دو طرف به اروپاييها باعث شده که آنها هم کمکم به اين نتيجه برسند که بخواهند برجام را رها کنند. اما به نظر ميرسد تهديد اروپاييها براي خروج از برجام از جنس تهديد ايرانيهاست. ايران تهديداتي کرده که طي آن تعهدات برجامي را کم کرده در عين حال تابهحال اعلام نکرده از برجام خارج ميشود اما همواره بحث اين را مطرح کرده در چارچوب خود برجام تعهداتش را کاهش ميدهد. کاري که خوشايند اروپاييها نيست که ايران از برجام خارج شود. ايران ميخواهد که برجام حفظ شود و از منافع برجام هم استفاده کند اما اروپاييها ميخواهند ايران در برجام باشد هرچند توانشان به بازگشت آمريکا به برجام نرسد و خواهان اين هستند که ايران يکطرفه به تعهداتش عمل کند چون اين منافع اروپاييها را تامين ميکند. درواقع اروپاييها بيش از اين توان ندارند که گامي در جهت حفظ برجام بردارند و در اين مسير تلاش ميکنند که اگر نتوانند ايران را در برجام حفظ کنند، ديگر نهايتا آنها هم از برجام خارج شوند.اما برجام در همين شرايط فعلي چه حسني براي ايران دارد؟ آيا ماندن در برجام، منافع ايران را تامين ميکند؟ واقعيت اين است که برجام در خيلي از زمينهها ديگر اهداف ايران را تامين نميکند. بهخصوص در عرصه اقتصادي قطعا و يقينا برجام ديگر سندي نيست که منافع ايران را دنبال و تامين کند و درمجموع به لحاظ اقتصادي ايران، نفع چنداني براي ماندن در برجام ندارد. اما به نظر ميرسد ماندن در برجام به لحاظ امنيتي و سياسي براي ايران داراي اهميت است و منافع خاص خود را به لحاظ امنيتي و سياسي دارد. بنابراين نبايد شرايطي فراهم شود که اروپا تعهدات خود را کاهش دهد و ايران به نوعي بايد ضمن اينکه تلاش ميکند از منافع برجام بهرهمند شود، تمهيدات لازم را براي ماندن اروپاييها در برجام در نظر داشته باشد، چون خروج اروپا از برجام عملا امکان دارد که باعث شود ايران به وضعيت قبل از برجام برگردد و همه ميدانيم که در اين صورت تحت فصل هفت منشور قرار ميگيريم که مناسب نخواهد بود و مشکلات بسيار فراواني را مجددا ايجاد ميکند و ما را به نقطه صفر برميگرداند. در اين صورت بهانه سياسي که ترامپ دنبالش بود، برايش فراهم ميشود. ترامپ تابهحال در يک بُعد برجام نتوانسته به موفقيت برسد و آنهم بُعد سياسي است. او هنوز نتوانسته همپيمانانش را با خودش همراه کند اما اگر اين اتفاق بيفتد آن هدف سياسي هم براي ترامپ فراهم ميشود. همراهي آنها، اجماع بينالمللي را عليه ايران به دنبال خواهد داشت؛ چيزي که آمريکا دنبالش است. گرچه خود ترامپ بارها اعلام کرده دنبال درگيري نظامي نيست، اما برگشتن به فصل هفت منشور ميتواند از اين لحاظ براي ترامپ وسوسه برانگيز باشد که بتواند يک ائتلاف بينالمللي عليه ايران پديد بياورد و ايران را به سمت يک درگيري نظامي سوق دهد. به لحاظ روانشناختي، ترامپ خيلي علاقهاي به جنگ و درگيري ندارد و به لحاظ شخصيتي هم بيشتر اقتصادگراست و دنبال رونق اقتصادي. درگيري نظامي به نفع ترامپ و آمريکا نيست اما اگر اهداف و منافعش برآورده نشود اين احتمال هم وجود دارد که شايد اينبار اروپاييها پيشقدم شوند و بخواهند بحث اجماع بينالمللي را دنبال کنند. بهخصوص با توجه به موضع گيريهايي که انگليسيها داشتند و چه بسا آنها پاي آمريکا را به يک منازعه در منطقه بکشانند. به نظر ميرسد بايد با احتياط عمل کنيم و در رابطه با کاهش تعهدات، احتياط لازم را داشته باشيم تا شرايطي پيش نيايد که کشور به سمت بحران عميقتر و فراگيرتري پيش رود.