آرمان ملی - تاکنون تحليلهاي بسياري در خصوص علل و چرايي برکناري جان بولتون از سمت مشاور امنيت ملي آمريکا ارائه شده که هر کدام تا حدودي درست بوده، اما بهنظر ميرسد دونالد ترامپ از برکناري جان بولتون نيت دارد و مسلما اين کار را بر اساس منافع خود انجام دادهاست، زيرا تغيير نگرش ترامپ نسبت به ايران موجب شده تا آن افکار و افرادي را که ديدگاه گذشته وي را تداعي ميکنند و با رويکرد امروز او موافق نيستند، کنار بگذارد. از اين نظر برکناري جان بولتون که اساسا از مخالفان ايران و مذاکره بود، نيز از اين قاعده مستثني نيست. از طرف ديگر بولتون به لحاظ شخصيت و طرز تفکر، صلاحيت اين را نداشت که در جايگاه مشاور امنيت ملي کشوري مثل آمريکا قرار گيرد. وي نشان داده که فرد متعادلي نيست و اظهارات و رويکردهايش در قبال ايران اين مساله را به خوبي نشان ميدهد. بولتون آدمي است که در ازاي گرفتن مبلغي در ضديت با ايران در محافل منافقين حضور يافت، براي آنها سخنراني کرد و به دفاع از آنها پرداخت بدون اينکه بفهمد که اينها در کشور خودشان چه جايگاهي دارند. البته بولتون بيش از ايران در ونزوئلا خواهان اين بود که با يک اقدام نظامي کار را تمام کند چون در ونزوئلا شانس اين موضوع نيز وجود داشت و او نيز فقط به مساله جنگ و جنگافروزي فکر ميکند نه به هزار مساله حقوقي ديگر. در مورد ايران نيز بولتون پيش از اينکه به سمت مشاور امنيت ملي رئيسجمهور آمريکا منصوب شود، اعلام کرده بود که بايد با حمله نظامي به ايران، تغييرات کلي ايجاد کنيم و حتي در اين راستا وعده پايان سال 2018 را نيز داده بود. با اين حال با کنار رفتن بولتون از کاخ سفيد و مشاورت ترامپ شانس يک اقدام نامعقول و غيرمترقبه کم شده ولي پيش از اينکه او بخواهد به اين مقام برسد، خصومتهاي متقابل ايران و آمريکا وجود داشت و از اين لحاظ برکناري بولتون براي ايران تغيير چنداني در روابط حاصل نميکند. هماکنون جنگ اقتصادي آمريکا عليه ايران وجود دارد و از صادرات نفت ايران جلوگيري ميکنند که طبق برخي برآوردها فقط روزي 100 تا 120 ميليون دلار از اين مسير به کشورمان خسارت وارد ميشود. بهاضافه اينکه ناچاريم ارزان بفروشيم، گران بخريم و سرمايهگذاري نيز در ايران محدود شده است. بولتون در مورد ايران شخص پر شتابي بود که ميخواست با ايران وارد جنگ شود در حالي که ترامپ در اين زمينه اصلا شتابي نداشت و نگاه او اين بود که با جنگ اقتصادي بنيه اقتصادي کشورمان را تا جايي تضعيف کند که وارد مذاکره شود و در آن صورت امتيازات بيشتري بگيرد. لذا برکناري بولتون شايد شدت جنگطلبي عليه ايران در کاخ سفيد را کم کرده باشد، اما تغييري در جنگ اقتصادي آمريکا عليه ايران نداشته است. بهنظر ميرسد که برکناري بولتون بدين دليل بوده که کسي جلوي خواستههاي ترامپ مقاومت و مخالفت نکند و اساسا فقط مجري فرمانهاي او باشند. اما بولتون با وجود تندرويهاي خود فکر ميکرد اکنون که در اين مقام قرارگرفته، ميتواند تعهدات و قولهايي را که راجع به جنگ و اقدام نظامي داده بود، عملي کند. با اين حال بولتون پس از چندي ديد که چنين خبرهايي نيست. آنهم نه فقط بهخاطر ترامپ بلکه به دليل سيستم آمريکا که با وجود دهها انديشکده که ايدهها و استراتژيهاي مختلفي را توليد ميکنند، اجازه چنين کاري به آساني داده نميشود. با اين اتفاق تا حدودي گروه بي به فروپاشي و اضمحلال نزديک شده، چرا که کنار رفتن بولتون از يک طرف و گرفتاري بنسلمان در باتلاق يمن، به خوبي نشان ميدهد که اين تيم در وضعيتي قرار گرفته که بايد در تندرويهايش تجديد نظر کند.