آرمان ملی - مساله انتخابات، عملکردها و نارضايتي مردم را بايد از يکديگر تفکيک کنيم و بدانيم با چه ماجرا و موضوعي روبهرو هستيم. نخست اينکه در وضع موجود آيا مردم از عملکرد نهادهاي انتخابي راضي هستند يا خير؛ که اگر بخواهيم بدين مساله پاسخ دهيم و در وضع موجود اگر نظرسنجي در مورد عملکرد نهادهاي انتخابي مثل دولت، مجلس، خبرگان و شورا صورت گيرد؛ قطعا پاسخ نظرسنجيها اين است که اکثريت جامعه از نهادهاي انتخابي و منتخبان خود بهخاطر اينکه نتوانستند نسبت به وظايف و وعدههايي که بايد انجام ميدادند، موفقيت حاصل کنند ناراضياند و کارآمدي که امروز از اين نهادها در جامعه انتظار ميرود و ناکارآمديها نشان از عدم موفقيت اين مجموعه دارد. پاسخ اين است که رضايت در اين بخش کاهنده بوده و جامعه و مردمي که به پاي صندوقهاي راي آمدند انتظارشان از نهادهاي انتخابي برآورده نشده است. اين بخش اول ماجراست، اما روي ديگر سکه اين است که اين عدم رضايت بايد با چه واکنشي روبهرو شود و چه بايد کرد؟ اينجا به لحاظ منطقي با چند گزينه بيشتر روبهرو نيستيم. نخست اينکه بگوييم عدم رضايت از نهادهاي انتخابي و منتخبان موجب ميشود که مردم اساسا نسبت به پديده انتخابات رويگردان شوند و با صندوقهاي راي قهر کنند. اين بدترين واکنش و پرهزينهترين اقدام از سوي راي دهندگان نسبت به خودشان، زيانبارترين رفتار نسبت به کشوري که در آن زندگي ميکنند و مخربترين شيوه نسبت به آينده کشور، ميهن و فرزنداشان در اين سرزمين است. بايد بدانيم که دستاورد قدرت راي و صندوق راي مربوط به امروز نيست و دستاورد و ميراثي است که از زمان مشروطه و مبارزههاي جدي با استبداد به دست آمده و ايرانيان توانستند به عنوان يکي از پيشگامان مردمان مشرق زمين در خاورميانه و حتي آسيا اعتباري براي دموکراسي، مشروطهخواهي، مبارزه با استبداد و نفي سلطه خارجي از طريق مجاهدتها و تلاشهايي که کردند، براي خود به ارمغان بياورند. لذا نميتوان اين مساله را دست کم گرفت و بدان پشت پا زد. عملا ميتوان گفت اعتبار صندوق راي مهمترين ميراثي است که در سده اخير بهدست آوردهايم. اينکه نتيجه بگيريم بابت عملکردهاي منتخبان که با دلايل روشن، نياز به تحليلهاي دقيقتر دارد از صندوق راي بياعتماد شويم و از صندوق راي قهر کنيم اصلا شايسته مردم عزيز ايران و افرادي که دل در گرو آزادي، استقلال و قدرت جمهوريت نظام دارند نيست. به نظر ميرسد که اين کنش فقط دو جريان را خوشحال خواهد کرد. نخست جريان تماميتخواه که هميشه با راي مردم، اکثريت و راي غالبي که وجود داشته مخالف بودهاند،چرا که آنها نميفهمند قهر کردن با صندوق راي هيچگاه به نفع کشوري نيست که آنها آرزوي در اختيار گرفتن تمام امورش را دارند. اينها اساسا نشان دادند درک درستي از انتخابات ندارند. رويکردي هم که از اينها بيرون ميآيد معطوف به سختگيري و انسداد است که اساسا با مفهوم انتخابات به معني پيشرفته، آنچه مردم ميخواهند و در قانون اساسي به صراحت قيد شده، همگامي ندارد. جريان ديگري که از قهر مردم با صندوقهاي راي خوشحال خواهند شد جرياني است که امروز با عنوان برانداز در خارج از مرزهاي ايران به فعاليت ميپردازد. اين روند قطعا با خواسته و آرزوهاي مردم و انتظاري که از فضاي انتخاباتي تعريف کردهاند و پيگير هستند مناسبتي ندارد.