آرمان - چندي است که مطرح ميشود، دولت براي کسب رضايت مردم جهت مشارکت گسترده در انتخابات دست به اقدامات اقتصادي مقطعي و کوتاه مدت بزند تا جامعه ديد مثبتي به دولت و جريان حامياش پيدا کند. با اين حال بايد اذعان داشت؛ بر اساس تجربه روساي جمهور به علت اينکه در دور اول خود به راي مردم و محبوبيت نياز دارند تلاش دارند که هيچ اصلاح ساختاري انجام ندهند و بيشتر به انجام طرحهاي مُسکنگونه که رضايت مردم را در پي دارد بپردازند. در همين راستاست که هر چقدر به دولت فشار آورده شود که يارانه قشر ثروتمند و متمکن جامعه را حذف کند به بهانه نداشتن آمار از ثروتمندان يارانهبگير زير بار نميرود و از اين کار استنکاف ميورزد، اما چون در دوره دوم رياست جمهوري احتياجي به راي مردم ندارد اين رويه را پذيرفته و بدان تن ميدهد. لذا اکنون بهنظر نميرسد که دولت نياز داشته باشد که با برخي اقدامات اقتصادي موقت و مُسکنگونه درصدد بهدست آوردن رضايت مردم باشد چون قاعدتا در دوره بعد روي کار نيست. اتفاقا الان فرصت خوبي است که دولت از اين شرايط بحران و تحريم استفاده کند، به اصلاح ساختار دست بزند و خود را از بسياري از اين معضلات فعلي رها کند. البته ممکن است اين اصلاح ساختار موجب افزايش رضايت نشود چرا که اصولا جامعه با تغيير موافق نيست و در مقابل هرگونه تغييري بهخصوص تغيير ساختارهايي مثل يارانهها و توزيع رانت در کشور مقاومت کند. بهنظر ميآيد دولت اين شانس را دارد که در يکسال و نيم باقيمانده دست به اصلاحاتي بزند تا تحريمها را تبديل به فرصت کند. بودجه کشور را از نفت نجات داده، ارز يارانههاي انرژي را اصلاح و هدفمند کند و خود را تا حدودي از توزيع رانت و اقتصاد بزرگ دولتي خلاص کند. اگر دولت هماکنون دست به چنين اقداماتي بزند ثمره آن را درپايان دوره خواهد ديد و آقاي روحاني با کارنامهاي قابل قبول صحنه اقتصادي کشور را ترک خواهد کرد و ميتواند از تاثير منفي بر آراي اصلاحطلبان بکاهد. گفته ميشود دولت بايد ترتيبي اتخاذ کند که شرايط را تغيير دهد، اما اينگونه نيست که مردم فقط از دولت ناراضي و گلايهمند و از ساير ارکان و قوا راضي باشند. در آخرين شاخصها و نظرسنجيهاي کسب شده از محيط کسب و کار بيشترين نارضايتي از دولت نبوده، لذا مردم از عملکرد ديگر بخشها و قوا رضايت کامل ندارند و شرايط فعلي را فقط معلول تصميمات دولت نميدانند. برخي جريانات نبايد با خود فکر کنند که اگر مردم از عملکرد دولت ناراحتند به سمت آنها رفته و بدانها راي خواهند داد. مردم اميدي به جريان اصلاحات داشتند و اگر ببينند که اصلاحطلبان نيز درصدد تحقق مطالبات آنها بر نميآيند ممکن است به افرادي خنثي تبديل شوند و اساسا حضور چشمگيري در انتخابات نداشته باشند که اين مساله قطعا ميتواند بر کاهش راي اصلاحطلبان تاثيرگذار باشد. ضمن اينکه با وجود شرايط فعلي جامعه نبايد چندان نگران رفتن راي اصلاحطلبان به سمت جريان مقابل بود و بايد شرايط ديگر را فراهم نمود.