آرمان - خدا رحمت کند آیتا... هاشمی را که فرموده بود عوض کردن جای خادم و خائن بزرگترین خیانت به نظام است و در جایی دیگر اشارت ظریفی داشتند که نفوذیها در لباس انقلابیگری میآیند! واقعیت آن است که این موضوع تبدیل به یکی از بزرگترین بلیههای کشور در دو دهه اخیر شده است و در فضایی که انتظار بحق رهبر معظم انقلاب بر ترویج انقلابیگری به وجود آورده، متاسفانه شاهد آن شدهایم که عدهای خلاف منویات معظمله پیدا شدهاند که در لباس انقلابیگری، دو قطبی ملت-حکومت میسازند، دفع حداکثری میکنند، تهمت میزنند و دروغ میگویند و به نام دفاع از نظام دولتی را میکوبند که میراث بالاترین خرابیهای ممکن از صدارت ۸ ساله جریان انحرافی را بر بالاترین مسند اجرایی کشور بر دوش میکشد! دیروز وقتی خبر واکنش رهبر معظم انقلاب به نامه گلایهآمیز آقای ظریف درباره سریال گاندو را خواندم که در آن تصریح شده بود که آقا «مطلقا راضی به اهانت درباره وزیر خارجه خستگی ناپذیر نیستند»، از خود پرسیدم واقعا دستاندرکاران این سریال چه پاسخی برای این کلام رهبری خواهند داشت؟ آیا بازهم خواهند گفت که کدام اهانت و چه گلایهای؟ یا خطای خود را پذیرفته و سعی در جبران آن خواهند داشت؟ از نظر نگارنده احتمال پذیرش خطا، بسیار کم و احتمال توجیه آنها فراوان است. پس با توجه به اعلام ساخت سریال گاندوی۲ به نظرم رسید پیشنهاد کنم این دوستان بهجای غرق شدن در فرآیند پیدا کردن جاسوسهای فکل کراواتی -که آنهم البته در جای خود لازم است- دومین قسمت گاندو را به ساخت سریالی درباره ظهور و سقوط احمدینژاد و جریان انحرافی با عنوان پیشنهادی پروژه «A. N» اختصاص دهند تا مقوله نفوذ در لباس انقلابیگری تا ابعاد بسیار زیادی برای مردم روشن شود. ساخت این سریال فرصت غیرقابل تکراری را در اختیار سازندگان گاندو قرار خواهد داد که با نگاهی دراماتیک به وقایع سالهای ۸۲ تا ۹۲ نقش و تاثیر جریان انحرافی را بر سرنوشت ایران و منطقه به نمایش درآورند و نشان دهند که چگونه یک جریان نقابدار و ظاهرالصلاح میتواند در پازل طراحی شده دشمنان بازی کند و با ایجاد شکاف عمیق داخلی در سایه اعتقادات و ارزشها، بر تنور درگیریهای منطقهای با طرح شعار موهوم «اسلام ایرانی» دامن بزند و در نهایت با توجیه ظلم هیلتر در «هولوکاست» موجب مظلومنمایی رژیم صهیونیستی در سطح جهانی شوند! سازندگان گاندو باید از خود بپرسند جیسون رضاییان و امثالهم خطر و خسارت بیشتری میتوانستند و میتوانند به انقلاب بزنند یا احمدینژاد و دارودسته جریان انحرافی که ۸ سال تمام بر تمام ارکان اجرایی کشور مسلط بودند و حتی در مقابل احکام صریح رهبری نیز مقاومت و خانهنشینی میکردند؟ واقعا کدام اینها اولویت بیشتری برای سریالسازی دارد؟ اگر پاسخشان به این سوال مثبت است و از اهانت به شخصیت فداکاری همچون ظریف و تخریب خدماتش هم متنبه شدهاند، راه جبران خطا باز است که یکی از تاثیرگذارترین آنها میتواند عمل به پیشنهاد ساختن گاندوی احمدینژاد باشد که به نظر نگارنده یکی از بزرگترین خدمتها به نظام و انقلاب و خون شهداست، تا همه ببینند که چگونه میشود فردی ظاهرالصلاح سالها در پشت سنگری پنهان شود و در نهایت نقاب از صورت گرفته و خنجر از پشت به همان سنگر بزند. البته ساخت سریال گاندوی احمدینژاد در کنار تمام برکات سیاسی اجتماعی و حتی اعتقادی که خواهد داشت یک مزیت ادای حقالناس را هم برای سازندگانش به ارمغان میآورد و محمود بصیری بازیگر را هم از ممنوعالتصویری نانوشته سالیان طولانی -بهخاطر شباهتش به آقای احمدینژاد- نجات میدهد! حرف آخر اینکه هرگز به دنبال طرح مصادیق در مطالبم نبوده و نیستم ولیکن استثنائا این مورد بهخصوص را مورد اشاره قرار دادم تا شاید از انحرافات آتی در حوزه سریالسازی سیاسی -که بسیار هم امر رایجی در دنیاست- جلوگیری بهعمل آورم. البته که قصدی هم در نادیده گرفتن زحمات و نیت دلسوزانه دستاندرکاران سریال گاندو نداشته و ندارم ولیکن امیدوارم آنها مصداق این ماجرای این شعر مولانا نشوند که: گفت، شخصی خوب ورد آوردهای/ لیک سوراخ دعا گم کردهای!