آرمان ملی - اولين نکتهاي که هر جرياني اعم از دولتي و غير دولتي بايد بپذيرد، پذيرش صورت مساله است. آيا سرمايه اجتماعي در ايران افول کرده يا نکرده است؟ پاسخ به اين پرسش روشن است؛ به نظر ميرسد زلزله کرمانشاه نشان داد که سرمايه اجتماعي اگر نگوييم افول کرده مقدار زيادي جابهجا شده است. کساني جلو آمدند و مردم کمک به زلزلهزدهها را در اختيار آنها گذاشتند که ارتباطي به نهادهاي مسئول پيدا نميکرد. اما حدود 30 سال پيش اين گونه نبود. در دهه 60 در دوران جنگ وقتي که کاروان راه ميافتاد تا کمکهاي مردمي را به جبههها برساند هر که هر آنچه داشت ميداد. همچنين سلبريتي و اين مسائل نيز وجود نداشت. اعتماد زيادي وجود داشت. مورد ديگري به عنوان شاهد مثال ميتوان آورد مساله ثبت نام يارانهها بود. با امروز کاري ندارم، در سال 92 دکتر حسن روحاني در اوج محبوبيت بود، و اعلام کردند کساني که به 45500 تومان نياز ندارند ثبت نام نکنند تا دست دولت باز باشد تا دولت اين پول را در راههاي بهتري هزينه کند. بسياري از مقامات، ائمه جمعه و جماعات از مردم درخواست کردند که در صورت امکان انصراف دهند، اما 90 درصد کساني که ميتوانستند ثبت نام کردند. اين مساله نشان ميدهد که اعتماد و اقبال اجتماعي به چه حدي رسيده است. اين مساله همچنين نشان ميدهد که سرمايه اجتماعي مقدار زيادي افت کرده است. مطالعاتي در دانشگاههاي مختلف کشور از جمله دانشگاه اصفهان و علامه در خصوص سرمايه اجتماعي صورت گرفته است. اين مطالعات نشان ميدهد که اين مساله واقعيتي قابل توجه است. به دليل آنکه با کمک عدد و رقم و با روشني اين مساله را نشان ميدهد. منتها بسياري از مسئولان هنوز هم نميخواهند با واقعيتها روبهرو شوند. اگر هم در معرض اين مفاهيم قرار گيرند، رسانههاي معاند و ديگران را علت بهوجود آمدن وضعيت فعلي ميدانند. مساله عميقتر از اين است. هريک از بخشهاي کشور به فراخور موقعيت تحت تاثير از موضوع قرار گرفتهاند و در اين بين دولت همان نهادي است که اقبال عمومي را از دست داده است. ساختار سياسي ايران دچار اين موضوع و مشکل است. اصلاحطلبان که به نسبت نقش و قدرتي مانند اصولگرايان ندارند هم دچار چنين وضعيتي شدهاند. بهترين جملهاي که در اين مورد گفته شد، سخن رئيس دولت اصلاحات است. زماني که فراکسيون اميد در روزهاي قبل از آغاز سال جديد به ديدن ايشان رفته بود، گفتند ديگر کسي با تکرار ميکنم من، پاي صندوق راي نميرود. شايد اين درستترين حرفي باشد که رئيس دولت اصلاحات گفتهاند. البته ايشان اخيرا از مردم خواستهاند بهخاطر کشور و مصالح ملي در انتخابات شرکت کنند، هر چند بعيد به نظر ميرسد تاثيرگذاري چنداني داشته باشد مگر اينکه در روزهاي منتهي به انتخابات وضعيت متفاوت باشد. سوالي که مطرح ميشود اين است که چرا براي سرمايه اجتماعي چنين وضعيتي پديد آمده است؟ اگر مسئولان اين موضوع را جدي نگيرند، احتمال دارد که مردم نارضايتي خود را با صداي بلند اعلام کنند، مانند دي ماه 96 که تقريبا همه جريانهاي سياسي اقرار کردند که ناراحتي و نارضايتي مردم را درک ميکنند و به مردم حق ميدهند. مهمترين نکتهاي که بايد گفت آن است که مسئولان بايد صورت مساله را جدي بگيرند چرا که مشکلاتي از اين قبيل بسيار جدي است و اصلا نميتوان با تبليغات اهميت آن را کم کرد.