آرمان ملی - اصلاحطلبان و مجموعه فراکسیون امید پیش از انتخابات گذشته به مردم وعدههایی دادند که طبعا پس از انتخاب شدن و پذیرفتن مسئولیت باید به انجام وظایف خود در قبال مردم و مطالباتشان به نحو احسن میپرداختند. این در حالی است که برخی معتقدند که عدم تحقق برخی وعدهها و یا جامه عمل نپوشاندن به آنها باعث عدم رضایت عمومی و به تبع آن از دست رفتن اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی گردیده که بیربط به یکدیگر نیست. هر چند بخش زیادی از نارضایتیهای موجود در جامعه به سبب برخی عملکردهای بعضا ناموفق دولت است، اما جامعه به سبب حمایت اصلاحطلبان از دولت این عملکردها را نیز به پای جریان اصلاحات مینویسد. البته آقای حسن روحانی و دولتش هیچ وقت خود را اصلاحطلب ندانستند و مردم نیز هیچ گاه آنها را تحت عنوان اصلاحطلب به رسمیت نشناختهاند؛ چرا که رئیسجمهور و دولت خود را در خط اعتدال و میانهروی میخوانند و از این جهت شاهدیم که تعداد افراد اصلاحطلب در درون کابینه آقای روحانی انگشت شمارند. بنابراین نمیتوان مسئولیت عملکردهای دولت را متوجه اصلاحطلبان کرد. اصلاحطلبان در انتخابات 96 در شرایطی قرار گرفتند که بین گزینههای موجود باید گزینه مناسب خود را انتخاب و مورد حمایت قرار میدادند، اما این بدین معنا نیست که اگر گزینههای دیگری انتخاب میشدند، عملکردهای بهتری را شاهد بودیم یا اتفاقات دیگری میافتاد. لذا بهنظر میرسد کسانی که امروز به سبب عملکرد دولت از کاهش سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی به اصلاحطلبان خوشحالند، با اینکه شاید نگرش بخشهایی از جامعه نسبت به اصلاحطلبان تغییر کرده باشد، اما این تغییر به معنای نگاه مثبت جامعه به سمت جریان رقیب نیست. به عبارت دیگر اگر در سالهای گذشته شعارهایی درخصوص گرانیها و وضعیت معیشتی جامعه سر داده شده، این شعارها صرفا متوجه اصلاحطلبان نبوده، بلکه جریان رقیب را نیز شامل شده و این بیاعتمادی دایرهای وسیعتر از اصلاحطلبان داشته است. اکنون نوعی آسیب اجتماعی عمومی و بیاعتمادی نسبت به همه گروهها شکل گرفته و این مساله را کاملا میتوان در فضای مجازی و واقعی درک کرد که خوشبینی وجود ندارد و قطعا ادامه این روند موجب کاهش میزان مشارکت عمومی خواهد شد. کاهش مشارکت نیز باعث افزایش اکثریت خاموش جامعه شده و آنها نقش خود را در سکوت و بیتفاوتی نشان میدهند که به همه بخشها آسیب خواهد زد. از این رو برای بازسازی اعتماد عمومی و بازیابی سرمایه اجتماعی باید صادقانه با مردم رفتار کرد و اگر اشتباهاتی کردیم با صراحت و شجاعانه آن را پذیرفته و اعتراف کنیم و به نقد رفتارهای غلط خود در گذشته بپردازیم. انتقاد از خود و نقد درونی مسالهای ناپسند و نکوهیده نیست؛ بلکه راه درستی برای خلق ایدههای نوی اصلاحطلبانه است. بالاخره کمبودها، نواقص، نارساییها و رفتارهای اشتباه در جامعه میتواند به همه جمعیتها و گروهها انتساب پیدا کند، اما اینکه منصف باشیم، مسئولیت اقدامات خود را بپذیریم و با مردم صادقانه گفتوگو کنیم خود میتواند موجب بازسازی اعتماد عمومی و بازیافت سرمایه اجتماعی شود.