بستن
کد خبر: ۱۱۰۸۲۳

سياست‌هاي آمريكا؟ بحران تشديد مي‌شود

سياست‌هاي آمريكا؟ بحران تشديد مي‌شود

آرمان - با خروج ایالات متحده از برجام و اعمال تحریم‌های همه‌جانبه علیه کشورمان، ایران ابتدا تصمیم گرفت تا با صبر استراتژیک به دنیا نشان دهد که به توافق برجام پایبند است و این آمریکایی‌ها هستند که عهدشکنی می‌کنند. سپس با گذشت یک سال تصمیم گرفت از استراتژی جدید خود یعنی کاهش گام به گام تعهدات برجامی رونمایی کند و به این وسیله اروپا و دیگر کشورهای عضو برجام را مجبور به تامین منافع خود گرداند. بر اساس آخرین ضرب‌الاجل ایران، اروپا تا ۱۶ تیر فرصت دارد که گامی جدی در راستای مساله اینستکس و مهیا کردن شرایط فروش نفت ایران بردارد و در غیراین صورت سطح غنی‌سازی ایران به بیش از ۶۷/۳‌درصد افزایش خواهد یافت. «آرمان» در گفت‌وگو با رضا حجت شمامی تحلیلگر مسائل بین‌الملل به بررسی این مساله پرداخته است. او اعتقاد دارد که اروپایی‌ها بعید است بتوانند در خصوص بحث فروش نفت ایران تضمین خاصی ارائه کنند؛ چرا که میزان تبادلات نفتی ایران و اروپا بسیار اندک است و از سوی دیگر قدرت اروپا برای ایستادگی در برابر ایالات متحده کافی نیست. او همچنین می‌گوید که جنگی میان ایران و آمریکا در نخواهد گرفت، زیرا اکثریت کشورهای قدرتمند جهان با یکجانبه‌گرایی آمریکا مخالف هستند و با این سیاست همراه نخواهند شد. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

این روزها به موعد ضرب‌الاجل دوم ایران به اروپا برای تامین منافع اقتصادی نزدیک‌تر می‌شویم. اگر اروپا منافع ایران را تامین نکند گام دوم کاهش تعهدات اجرایی خواهد شد. آیا اروپا اساسا توان اجرای تعهدات خود را دارد؟

اروپا پس از خروج آمریکا از برجام، به دلایل گوناگونی نظیر نزدیکی جغرافیایی به خاورمیانه، مسائل امنیتی و هراس از وقوع جنگ به‌دنبال آن بود که به هر نحو ممکن برجام را حفظ کند. در نتیجه باید تلاش می‌شد تا منافع اقتصادی ایران نیز تامین و گام‌هایی در جهت کاهش آسیب تحریم‌ها برداشته شود، تا جمهوری اسلامی بپذیرد که در توافق برجام باقی بماند. به همین علت اینستکس راه‌اندازی شد تا از طریق آن تجارت ایران و اروپا ادامه یابد و حداقل بخشی از منافع ایران از برجام تامین شود. پیش از اینستکس قرار بود از طریق مکانیسمی مالی به نام SPV این امر صورت گیرد اما این طرح به نتیجه نرسید و در آخر مقرر شد که تجارت‌ها از طریق کانال مالی اینستکس صورت پذیرد. اینستکس را نمی‌توان ابزاری برای رفع همه نیازها در دوره تحریم دانست؛ چراکه ساختار این ابزار مالی به‌گونه‌ای است که تنها تجارت اقلامی که شامل تحریم نیست مانند غذا و دارو از طریق آن انجام خواهد شد. مساله دلار نیز در به راه‌اندازی اینستکس حائز اهمیت است، زیرا در این کانال مالی از دلار استفاده نمی‌شود و از یورو به‌عنوان ارز استفاده خواهد شد. اروپا از دهه 90 میلادی که بحث یورو را مطرح کرد، حذف دلار از تجارت خود با جهان را دنبال می‌کرد و اینستکس می‌تواند گامی بزرگ در این راه باشد، اما در مجموع هدف اینستکس باید کاهش آسیب تحریم‌ها باشد. آنچه آمریکایی‌ها از هدف خود برای تحریم ایران می‌گویند بحث به صفر رساندن فروش نفت ایران است که به عقیده بسیاری از کارشناسان ممکن نیست، اما باید دید اروپا می‌تواند تضمینی برای خرید نفت ایران ارائه کند یا نه. من بعید می‌دانم آنها بتوانند در این خصوص تضمین خاصی ارائه کنند؛ چراکه میزان تبادلات نفتی ایران و اروپا بسیار اندک است و از طرفی اروپا نیز توان ایستادگی جدی در برابر واشنگتن را ندارد. بنابراین می‌توان گفت اینستکس نمی‌تواند نیاز ایران را در زمینه فروش نفت تامین کند. البته این اراده در آنها وجود دارد و آنها می‌خواهند این کار را انجام دهند، اما وقتی توانش را ندارند، عملا برای ما از نظر اقتصادی تفاوتی ندارد.

چرا برجام تا این اندازه برای اروپایی‌ها حائز اهمیت است و آنها را به ایستادگی هرچند کلامی، در برابر ایالات متحده واداشته است؟

اروپا از نظر امنیتی نیاز دارد که برجام حفظ شود و ایران با کاهش گام به گام تعهدات برجامی از این توافق بین‌المللی خارج نشود، چرا که خروج ایران از برجام با واکنش آمریکا همراه خواهد شد و واکنش آمریکا تنش‌هایی جدی در خاورمیانه را در پی خواهد داشت. در نتیجه اروپا می‌خواهد با تامین حداقل‌های اقتصادی برای تهران، جمهوری اسلامی در برجام بماند اما این اراده معطوف به قدرت نیست. چشم‌انداز خوبی هم در این زمینه وجود ندارد به این دلیل که به احتمال زیاد اروپا شکست خواهد خورد و این شکست آنها را آسیب‌پذیر خواهد کرد. اگر مساله به همین صورت پیش برود و آمریکا محدودیت خرید نفت، فشار حداکثری علیه ایران و تحریم‌های سنگین خود را به همین صورت حفظ کند، اینستکس شکست خواهد خورد و برجام از بین می‌رود. در حال حاضر نیز ایران گام به گام و بر مبنای خود برجام به سوی خروج از برجام پیش می‌رود. از طرفی آن کشوری که می‌تواند برجام را نجات دهد و در راستای حفظ آن تلاش کند، دقیقا همان کشوری است که به‌صورت یکجانبه از این توافق خارج شده. این آمریکاست که با رفع یا تعلیق تحریم‌ها می‌تواند مانع از بین رفتن برجام شود. آمریکا می‌تواند با بازگشت به برجام آن را حفظ کند که در آن صورت به نفع تمام جهان خواهد بود ، اما اراده‌ای برای این کار در واشنگتن وجود ندارد و این به معنی ایستادن در نقطه مقابل اروپا است.

نقش دیگر کشورهای امضا‌کننده برجام یعنی روسیه و چین در حفظ این توافق چه می‌تواند باشد؟ آیا آنها می‌توانند گامی جدی در راستای حفظ برجام بردارند؟

مدتی قبل روسیه اعلام کرد که می‌تواند در فروش نفت ایران همکاری کند و به نوعی به تامین نیاز ایران برای فروش نفت بپردازد. این موضوع می‌تواند درگاه خوبی برای نجات اینستکس و حتی نجات برجام باشد. اگر این اتفاق بیفتد، می‌توانیم امید داشته باشیم برجام شکست نخورد و با تامین حداقل‌های اقتصادی برای ایران، ممکن است تهران بپذیرد که برجام باقی بماند. البته اینجا هم مساله دیگری وجود دارد که نمی‌توان به آن بی‌توجه بود. آمریکا اعلام کرده که اگر کشورها چه در قالب اینستکس و چه به هر صورت دیگر، به بحث فروش نفت ایران و تامین نیازهای مالی و ارزی آن کمک کنند، شامل تحریم‌ها می‌شوند و جریمه‌هایی سنگین علیه آنها اعمال خواهد شد. این جنگی همه‌جانبه است و آمریکا مصمم شده که تمام توان خود را علیه جمهوری اسلامی به کار بندد. رفتار ایران نیز نشان می‌دهد که احتمال خروج گام به گام از برجام جدی است و باید دانست خروج از برجام به همه آسیب می‌زند. روابط ایران و اروپا دچار مشکل خواهد شد. چین و روسیه با تصمیم ایران مخالفت خواهند کرد و آمریکا نیز فشارها را افزایش خواهد داد. به همین دلایل چشم انداز آینده چندان روشن نیست و باید دید که در آینده کدام یک از متغیرهای فوق دچار تغییر می‌شوند.

با توجه به اینکه اروپا به‌طور جدی برای راه‌اندازی اینستکس اقدام کرده و در پی جلب رضایت از ایران است، آیا گام دوم کاهش تعهدات باید عملی شود؟

با توجه به متن برجام، به ایران حق داده شده که وقتی یکی از کشورها از برجام خارج شود، مطابق چهار مرحله‌ای که در برجام وجود دارد، واکنش نشان دهد. باید کمیسیون مشترک نشست داشته باشند، وزرای خارجه نشست داشته باشند، مقامات ارشد نشست داشته باشند و با پیگیری شکایت ایران در نهایت پرونده به شورای امنیت خواهد رفت. ایران کاملا بر اساس برجام عمل کرده اما انتهای این راه نیز به شورای امنیت می‌رسد که بعید است با توجه به نقش آمریکا در این نهاد بتواند نقشی جدی در حفظ برجام ایفا کند. ما اگر در برجام بمانیم، مشکل فروش نفت و تحریم اقتصادی داریم. اگر هم خارج شویم، باز هم همین مشکلات به اضافه چند مشکل دیگر از جمله احتمال بازگشت تحریم‌های شورای امنیت و رفتن به ذیل فصل هفتم منشور ملل سازمان ملل وجود دارد. ایران اگر همان طور که آمریکا می‌خواهد کاملا از برجام خارج شود، دچار مشکلات زیادی خواهد شد. به لحاظ حقوقی و به لحاظ عرف دیپلماتیک ایران حق دارد به‌طور کامل از برجام خارج شود، اما چرا واکنش ایران گام به گام صورت می‌گیرد؟ به این علت که اروپا به این مساله حساس شود و نهایت توان خود را برای تامین منافع اقتصادی ایران به کار بندد. اگر اروپا و چین و روسیه بتوانند این حساسیت را درک کنند و به آمریکا فشار بیاورند که شرایط را کمی باز بگذارد تا ایران بتواند نفت بفروشد، آنگاه می‌شود به تغییر امیدوار بود. تنها منبع درآمد کلان ایران نفت است. از این منظر که نگاه کنیم، امکان تغییر وجود دارد. حتی اگر به بحث بازگشت ایالات متحده به برجام امیدی وجود نداشته باشد، فروش نفت می‌تواند شرایط را برای ایران قابل تحمل کند تا به همراه اروپا و چین و روسیه در برجام باقی بماند.

فکر می‌کنید امکان نتیجه بخش‌بودن فشارها به آمریکا برای کاهش فشار تحریم علیه ایران وجود دارد؟

با توجه به آنکه آمریکا اساسا تلاش دارد که برجام از بین برود و ارزش و اهمیتی برای این توافق قائل نیست، بعید است که زیر این فشارها تغییری جدی در سیاست‌هایش علیه ایران ایجاد کند و راه را برای فروش نفت باز بگذارد. هدف آمریکا ضعیف کردن ایران، کشاندن ایران پای میز مذاکره و گرفتن امتیازات بیشتر است. در چنین شرایطی ممکن است با خروج ایران از برجام، هدف آمریکا محقق شود. یعنی اروپا با آمریکا به اجماع برسد و ایران را تحریم کند، تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد دوباره به کار بیفتد و سطح تنش بسیار افزایش یابد. از سوی دیگر باید توجه داشت که انتهای این مسیر چیست. آیا تحریم اقتصادی نهایت فشار آمریکا است؟ آیا جنگ خواهد شد؟

به‌نظر شما چطور؟ آیا امکان وقوع جنگ وجود دارد؟

من این موضوع را بعید می‌دانم و فکر نمی‌کنم که جنگ اتفاق بیفتد. همه ما می‌دانیم که در روابط بین‌الملل دوست و دشمن چندان معنا ندارد و تصمیم‌ها برپایه منافع ملی اتخاذ می‌شود. در زمینه احتمال برخورد به‌نظر می‌رسد که منافع چین و روسیه در این ساختار در حال تغییر جهانی، آغاز جنگ دیگری در خاورمیانه آن هم علیه ایران نیست. در نتیجه با توجه به عدم تفاهم میان اروپا و آمریکا و همچنین مخالفت روسیه و چین جنگی آغاز نخواهد شد. اکثریت کشورهای قدرتمند جهان با یکجانبه‌گرایی آمریکا مخالف هستند و با این سیاست همراه نخواهند شد. من نمی‌گویم چون روسیه و چین دوست ما هستند علیه آمریکا اقدام خواهند کرد. بحث این است که منافع آنها ایجاب می‌کند که ایران به‌عنوان کشوری که مخالف توسعه سیاست‌های ایالات متحده در منطقه است، درگیر جنگ نشود. اتفاقی که در جنگ سوریه یا تلاش ایالات متحده برای سرنگونی دولت قانونی نیکلاس مادورو که ناموفق ماندند نیز موید همین امر است که چین و روسیه به این آسانی‌ها نمی‌خواهند اجازه دهند، خاورمیانه یا آمریکای لاتین به حیات خلوت آمریکا تبدیل شود.

سناریوسازی‌های آمریکا چه تاثیری خواهد داشت؟

این سناریوسازی‌ها نظیر آنچه در خلیج فارس یا دریای عمان اتفاق افتاد و همچنین سرنگون کردن پهپاد آمریکایی در آب‌های ایران نشان داد که جنگ با ایران برای دنیا بسیار خطرناک خواهد بود. در صورت وقوع جنگ امنیت تنگه هرمز که سهم قابل توجهی در تامین انرژی جهان دارد به خطر خواهد افتاد و از طرفی قدرت نظامی ایران برجستگی خاصی در منطقه دارد و نیروهای آمریکا یا متحدان این کشور در این منطقه با چالش‌هایی جدی مواجه خواهند شد. این مسائل بر عدم وقوع جنگ تاثیرگذار است.

انتخابات آمریکا هم موثر خواهد بود؟

دونالد ترامپ در انتخابات 2016 بارها تاکید کرد که با جنگ در خاورمیانه مخالف است و می‌خواهد به جنگ‌هایی که در این منطقه وجود دارد، پایان دهد. در همین راستا نیز حداقل به‌صورت نمایشی دستور بازگشت نیروهای آمریکایی از سوریه را صادر کرد. در نتیجه آغاز جنگ تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال 2020 آمریکا موقعیت او را به خطر خواهد انداخت و احتمال برگزیده شدن او به‌عنوان رئیس‌جمهور را کاهش خواهد داد. البته باید گفت ترامپ هم معتقد به جنگ نیست. این تیم جنگ‌طلب سیاست خارجی اوست که تلاش می‌کند مساله را به جنگ ختم کند. البته در این میان راهبرد ایران نیز اهمیت دارد و لازم است که در خصوص آن به درستی و با هوشمندی تصمیم‌گیری شود.

راهبرد ایران باید چگونه باشد؟ راهبرد نه جنگ نه مذاکره را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در حال حاضر عملا نوعی بن‌بست ایجاد شده است. بسیاری سوال می‌کنند اگر نه جنگ می‌شود و نه مذاکره می‌کنیم پس چه اتفاقی خواهد افتاد؟ مساله این است که ایران نمی‌تواند هیچ‌کدام از این دو راه را انتخاب کند چرا که هر دو آنها به ضررش تمام می‌شود. ایران می‌گوید مقاومت می‌کنیم تا زمان مناسب فرا برسد. یعنی یا چشم مقامات ایرانی به تغییر دونالد ترامپ در انتخابات آینده دوخته شده یا اینکه می‌خواهند برگ‌های برنده‌ای داشته باشند و بعد مذاکره کنند. این بن‌بست محصول سیاست‌های نادرست دولت آمریکا است. ایران منطق و بینش خود را نشان داده و اگر آنها حتی اعتماد نصفه‌نیمه‌ای هم ایجاد می‌کردند، ایران وارد گفت‌وگو می‌شد. کسی در ایران با نفس گفت‌وگو مشکلی ندارد و آن را رد نمی‌کند، اما هدف آمریکایی‌ها به زانو در آوردن ایران است و در نتیجه کار به اینجایی رسید که امروز شاهد هستیم. به‌طور کلی نتیجه راهبرد نه جنگ نه مذاکره، مقاومت از سوی ایران و فشار اقتصادی از سوی غرب است. ما در بحث اقتصادی آسیب خواهیم دید اما نه چین و روسیه به خواست خود می‌رسند، نه آمریکا اهدافش را در دسترس می‌بیند و نه اروپایی‌ها از این وضع رضایت خواهند داشت. یک بازی باخت-باخت برای همه طرف‌ها شکل می‌گیرد که حاصل پشت کردن به بازی برد-برد برجام است. این بازی باخت-باخت باید تمام شود. آنچه مشخص است آن است که دست کم در شرایط فعلی ایران قصد مذاکره ندارد و به این زودی‌ها هم سیاست جمهوری اسلامی تغییر نخواهد کرد. فشارهای اسرائیل، عربستان و امارات در منطقه نیز در کشاندن ایران به پای میز مذاکره موثر نخواهد بود. در مجموع همه‌چیز به سمت تشدید بحران و افزایش تنش‌ها در منطقه خواهد رفت اما این تشدید بحران به معنای جنگ نیست و به دلایلی که بالاتر گفته شد جنگی اتفاق نخواهد افتاد.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی